هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 436: سوره بقره و نجات انگشتان

مرد جوانی نزد امیرالمؤمنین علیه السلام آمد و به سرقت اقرار نمود. حضرت علی علیه السلام به او فرمود: آیا چیزی از قرآن یاد گرفته ای و می توانی بخوانی؟ گفت: آری، سوره بقره را یاد گرفته ام. حضرت فرمود: دستانت را به خاطر سوره بقره به تو بخشیدم. اشعث (که در آن جا حاضر بود) خطاب به حضرت گفت: آیا حدی از حدود الهی را تعطیل می کنی؟ حضرت فرمود: ای اشعث! تو چه می دانی که این مطلب چیست؟ (بدان که) هر گاه بر جرمی بینه (و شاهد) اقامه شود، امام نمی تواند مجرم را عفو نماید اما هنگامی که مجرم خود به ارتکاب جرم اقرار نماید (و بینه و شاهدی در کار نباشد) در این صورت امام هم می تواند بر او حد جاری نموده و دستش را قطع نماید و هم می تواند او را عفو کند.** ر. ک: من لا یحضره الفقیه 4 / 44 باب حد السرقة ح 9. وسائل الشیعه، 18 / 488 ح 5 (با اندکی تفاوت).***

حکایت 437 : من قرآن را تبرک کنم؟!

یک بار یک نفر تعدادی از قرآن های قطع کوچک که فقط محتوی چند عدد از سوره های قرآن است آورده بود که امام امضاء کند و برای رزمندگان جبهه هدیه ببرد چون تعداد زیاد بود گفتیم که این کار وقت امام را می گیرد و باعث زحمت معظم له می شود. آن شخص اکتفا کرد که قرآن ها به دست امام برسد و به اصطلاح او به دست امام تبرک شود! او گفت: همین مقدار که این قرآن ها با دست امام لمس شده باشد برای بچه های جبهه بسیار خوشحال کننده است.
ما هم قبول کردیم و قرآن ها را که در یک پاکت بزرگ بود نزد امام بردیم در آخر کار که می خواستیم از خدمت امام برگردیم یکی از آقایان پاکت محتوی قرآن ها را برداشت و به طرف دست حضرت امام برد. معظم له به گمان آن که طبق معمول گاهی نبات و امثال آن را برای تبرک می بردیم دستشان را جلو آوردند و وقتی چشمشان به داخل پاکت افتاد فرمودند: چیه؟
به عرض رسید: این ها قرآن هایی است که شامل چند سوره است، خواسته اند که برای جبهه تبرک شود! امام که همیشه حرکاتش کاملا آرام و معتدل بود ناگهان به طور بی سابقه و با شتاب و به شدت مضطربانه دستشان را به عقب کشیدند و با لحنی تند و عتاب آمیز فرمودند: من قرآن را تبرک کنم؟ این چه کارهایی است می کنید؟!** ر. ک: سرگذشتهای ویژه از زندگی حضرت امام خمینی قدس سره 5 / 69 68.***

حکایت 438 : جعل حدیث

به ابوعصمت مروَزی** نوح بن مریم معروف به نوح جامع)).*** گفتند: این همه احادیث را پیرامون فضائل سوره های قرآن چگونه از عکرمه از ابن عباس، نقل می کنی؟ وی در پاسخ گفت: من دیدم مردم از قرآن روی برگردانیده اند و به فقه ابوحنیفه و مغازی** این کلمه جمع مغزی است و مقصود از آن کتاب هایی است که که درباره صفات برجسته و کارهای مهم جنگجویان و مسایلی از این قبیل نوشته شده است.*** ابن اسحاق، روی آورده اند از باب وظیفه،** برخی از افراد که در میان آن ها جماعتی از زهاد و عباد نیز به چشم می خورند، بر اساس پاره ای از نظریات غلط، از جعل و وضع حدیث باک نداشته بلکه خود را در این امر مثاب و ماجور نیز می دیدند، حاکم از یکی از زهاد نقل نموده که به وی گفتند: چرا احادیث در فیلت قرآن و سوره های آن می ساختی؟ وی در پاسخ همه سخنان ابوعصمت مروزی را تکرار نمود.آن گاه به وی گفتند: مگر نشنیده ای که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرموده که هر کس بر من دروغ ببندد جایگاهش پر از آتش می گردد؟ ( من کذب علیَّ فَلیَتَبَوَّءُ مَقعَدَهُ مِن النّارِ) گفت:
من بر وی دروغ نبستم بلکه به نفع وی حدیث ساختم! ( ما کذبت علیه انما کذبت له)! ر. ک: علم الحدیث و درایة الحدیث / 116.*** به وضع ( جعل) حدیث، پیرامون این سوره ها دست زدم.** ر. ک: فرهنگ عقائد و مذاهب اسلامی 1 / 95 به نقل از: الغدیر 6 / 275. علم الحدیث و درایة الحدیث / 116.***