هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 434 : ثواب قرائت و روح قرآن

مرحوم استاد محمدتقی شریعتی ( پدر دکتر علی شریعتی) در مقدمه کتاب تفسیر نوین چنین می نویسد:
با آن که قبلا به تبعیت از سایر مفسرین، ثواب قرائت هر سوره ای را در پایان تفسیر آن سوره نوشته بودیم ولی بعداً به جهاتی از آن صرف نظر نمودیم که یکی از آن جهات این است که مسلمین باید با روح قرآن آشنا شده، عقیده و عملشان قرآنی شود وگرنه چه بسا خوانند قرآنی که قرآن او را لعن کند و وای بر کسانی که قرآن را در میان دو چانه (و فک) خویش بگردانند (و در آن تدبر نکنند) **قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: ویل لمن لأکلها بین لحییه و لم یتدبرها. ر. ک: قرآن در احادیث اسلامی / 105 به نقل از مجمع البیان 2 / 554.*** و برای چنین مردمی نمی توان گفت که اگر مثلا سوره الطارق را بخوانند به عدد هر ستاره که در آسمان است خداوند ده حسنه به آن ها خواهد داد.** ر. ک: تفسیر و تفاسیر جدید / 152 به نقل از تفسیر نوین (محمدتقی شریعتی) / 71.***

حکایت 435 : اثر تلاوت صبحگاهی سوره یس

انتظام کاشمری واعظ نقل می کرد که: به خدمت حاج شیخ حسنعلی اصفهانی عرض کردم دستوری مرحمت فرما که توفیق تهجد یابم و گشایشی در کارم حاصل شود.
فرمودند: هر صبح، از تلاوت قرآن مجید مخصوصا سوره یس غفلت منما، اءن شاء الله توفیق رفیق خواهد گشت.
به کاشمر بازگشتم و هر بامداد، در حین راه رفتن به قرائت سوره یس مداومت می کردم اما نتیجه ای به دست نمی آمد. سال دیگر در ایام عید به مشهد مشرف شدم و در یک شب بارانی برای اصلاح کاری به خانه یکی از علمای شهر رفتم چون در آن شب آقا به بیرونی نیامده بود دست خالی بیرون آمدم و اندیشیدم که خوب است به خدمت حاج شیخ حسنعلی شرفیاب شوم و از عدم حصول نتیجه، او را آگاهی دهم با این فکر به منزل حاج شی آمدم، دیدم که جماعتی در اطاقند و در بسته است و ایشان مشغول گفتار و موعظه هستند. با خود گفتم اگر در این حال به اطاق روم ممکن است که جایی برای نشستن من نباشد و دیگر آن که شاید سخن حضرت شیخ به سبب من به اطاق، قطع شود. از این رو بود که پشت در نشستم و به سخنان ایشان گوش دادم تا مجلس تمام شود و به حضورش شرفیاب شوم.
در همین زمان ناگاه شنیدم که مرحوم حاج شیخ موضوع فرمایشات خود را تغییر دادند و فرمودند:
برخی از من دعای توفیق سحری و گشایش امور می خواهند، دستور می دهم که قرآن تلاوت کنند لکن به جای آن که رو به قبله و در حال توجه به قرائت قرآن بپردازند در حال راه رفتن سوره یس می خوانند و بعد قه قصد گله می آیند که از دستور من حاصلی نگرفته اند تازه در شب بارانی ابتدا به منظور انجام کار دنیایی خود به در خانه دیگران می روند و چون به مقصد نمی رسند به فکر آخرت افتاده، سری هم به منزل من می زنند این که شرط انصاف نیست خوب است بروند و هر بامداد رو به قبله با توجه و تدبر و نه با لقلقه لسان به تلاوت کلام الله بپردازند آن گاه اگر مقصودشان حاصل نشد گله مند گردند)). و پس از این سخنان باز به موضوع اصلی سخن خود پرداختند.** ر. ک: نشان از بی نشان ها 68 67 حکایت 48.***

حکایت 436: سوره بقره و نجات انگشتان

مرد جوانی نزد امیرالمؤمنین علیه السلام آمد و به سرقت اقرار نمود. حضرت علی علیه السلام به او فرمود: آیا چیزی از قرآن یاد گرفته ای و می توانی بخوانی؟ گفت: آری، سوره بقره را یاد گرفته ام. حضرت فرمود: دستانت را به خاطر سوره بقره به تو بخشیدم. اشعث (که در آن جا حاضر بود) خطاب به حضرت گفت: آیا حدی از حدود الهی را تعطیل می کنی؟ حضرت فرمود: ای اشعث! تو چه می دانی که این مطلب چیست؟ (بدان که) هر گاه بر جرمی بینه (و شاهد) اقامه شود، امام نمی تواند مجرم را عفو نماید اما هنگامی که مجرم خود به ارتکاب جرم اقرار نماید (و بینه و شاهدی در کار نباشد) در این صورت امام هم می تواند بر او حد جاری نموده و دستش را قطع نماید و هم می تواند او را عفو کند.** ر. ک: من لا یحضره الفقیه 4 / 44 باب حد السرقة ح 9. وسائل الشیعه، 18 / 488 ح 5 (با اندکی تفاوت).***