هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

بخش نهم فضیلت سوره ها و آیات

وَ لَقَد آتَینَاکَ سَبعاً مِنَ المَثانی وَ القُرآنَ العَظِیمَ.
حج / 87.

حکایت 427 : سوره ای منحصر به فرد

گویند: قیصر روم در زمان خلافت عمر، نامه ای به وی نوشت بدین مضمون که: ما در کتاب خویش می خوانیم که در کتاب شما ( قرآن مجید) سوره ای وجود دارد که حروف خ))، ث))، ظ))، ش))، ز))، ج و ف در آن نیست** تنها سوره ای که دارای حرف فاء نیست سوره حمداست ر. ک: گلستان معماهای قرآنی / 118.*** و هر کس آن سوره را بخواند خدای تعالی او را بیامرزد)).
عمر تمامی صحابه را جمع کرد و با یکدیگر به بحث نشستند و در نهایت همه متفق شدند که آن سوره، سوره فاتحة الکتاب ( حمد) است. آن گاه سوره مبارکه مذکور را به قیصر معرفی کردند و قیصر روم مخفیانه اسلام آورد و عمر را از اسلام آوردن خویش مطلع کرد.** ر. ک: داستان ها و حکایت ها / 11.***

حکایت 428 : از علی آموز اخلاص عمل

مرحوم حاج شیخ عباس قمی صاحب کتاب مشهور مفاتیح الجنان در کتاب منتهی الآمال می نویسد:
روایت شده که حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام عِصابه ( پیشانی بند) داشت که چون به جنگ شدید عظیمی می رفت، آن عصابه را می بست چون می خواست به جنگ ذات السلاسل)) **وجه تسمیه و دلیل نامگذاری جنگ به ذات السلاسل آن است که حضرت امیر علیه السلام چون بر دشمنان ظفر یافت اکثر مردان آنان را کشت و زنان و اطفالشان را اسیر کرد و بقیه مردان ایشان را به زنجیرها و ریسمان ها بست.*** تشریف ببرد نزد فاطمه علیهاالسلام رفت و آن عصابه را طلبید. فاطمه علیها السلام گفت: پدرم مگر تو را به کجا می فرستند؟ حضرت گفت: مرا به وادی الرمل می فرستد. حضرت فاطمه علیهاالسلام از خطر آن سفر گریان شد پس در این حال حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم داخل شد و پرسید از فاطمه علیهاالسلام که: چرا گریه می کنی؟ آیا می ترسی که شوهرت کشته شود؟ اءن شاء الله کشته نمی شود. حضرت امیرعلیه السلام عرض کرد: یا رسول الله! نمی خواهی کشته شوم و به بهشت بروم؟ پس حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام روانه شد و حضرت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم به مشایعت او رفت تا مسجد احزاب. و چون مراجعت نمود حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم با صحابه به استقبال آن حضرت بیرون رفت و صحابه از دوطرف راه صف کشیدند و چون نظر حضرت شاه ولایت بر خورشید سپهر نبوت افتاد خود را از اسب به زیر افکند و به خدمت حضرت (رسول) شتافت و قدم سعادت شِیم و رکاب ظفر انتساب آن حضرت را بوسید پس حضرت فرمود که: یا علی! سوار شو که خدا و رسول از تو راضی اند پس حضرت امیرعلیه السلام از شادی این بشارت گریان شد و به خانه برگشت و مسلمانان غنیمت های خود را گرفتند. پس حضرت (رسول) از بعضی از لشکر پرسید که: چگونه یافتید امیر خود (- حضرت امیر علیه السلام) را در این سفر؟ گفتند: بدی از او ندیدیم و لیکن امر عجیبی از او مشاهده کردیم (و آن این که) در هر نماز که به او اقتدا می کردیم سوره قل هو الله احد**سوره توحید یا اخلاص ( نسب نامه یا شناسنامه خداوند). ***در آن نماز می خواند. حضرت (رسول) فرمود: یا علی! چرا در نماز های واجب به غیر قل هو الله احد، نخواندی؟ گفت: یا رسول الله! به سبب آن که من آن سوره را بسیار دوست می دارم. حضرت (رسول) فرمود که: خدا نیز تو را دوست می دارد چنان که تو آن سوره را دوست می داری. پس حضرت (رسول) فرمود که: یا علی! اگر نه آن بود که می ترسم در حق تو طایفه ای از امت بگویند آن چه را که نصارا در حق عیسی علیه السلام گفتند، هر آینه سخنی چند در مدح تو می گفتم که امروز بر هیچ گروه نگذری مگر آن که خاک از زیر پای تو از برای آن برکت بردارند.** ر. ک: منتهی الآمال / 102، وسائل الشیعه 4 / 740، مجمع البیان 6 / 283 ذیل تفسیر سوره توحید***
یا علی ای ذات پاکت قل هو الله احد - ای که مهر نازنینت نقش الله الصمد
لم یلد از مادر گیتی و لم یولد چو تو - لم یکن بعد النبی مثلت له کفوا احد