هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 418 : قرآن و بی طهارتی؟!

مرحوم آقا سید مهدی صدر فرزند بزرگوار آیة الله آقا سید اسماعیل صدر رحمه الله می فرمود:
در اوایل بلوغ به امر پدرم در روزهای جمعه به محضر حضرت آخوند ملافتحعلی از عرفای معاصر ملاحسینقلی همدانی رحمهما الله شرفیاب شده و تفسیر قرآن می آموختم. روزی به حال جنابت بر او وارد شدم، دیدم به حال تفکر نشسته و چیزی نمی گوید.
نیم ساعت گذشت ولی چیزی نگفت، خواستم برخیزم که به سخن آمد و فرمود: آقا سید محمد مهدی؛ آدمی وقتی سراغ قرآن می رود، باید خود را پاک گرداند.** ر. ک: داستان های شنیدنی از کرامات علما / 72 به نقل از: تاریخ حکما و عرفای متاخرین / 147.***

حکایت 419 : سلب توفیق خواندن قرآن

آورده اند که: آخوند همدانی در مکه در مسجد الحرام مشرف می شود و یک قرآن خیلی خیلی خوش خطی، خوش چاپی داشته است و مشغول خواندن آن بوده است.
در مسجد الحرام می بیند یک عربی پیدا می شود نگاهش به قرآن می افتد می گوید: این قرآن را به من می دهی؛ [آخوند همدانی ]می گوید: نه. میبیند چیزی زیر بغلش است می گوید: این چیست؟ [عرب ]می گوید: دیوان یزید است یزید هم یک دیوانی داردآخوند همدانی می گوید: من بالاخره راضی شدم آن دیوان را با این قرآن عوض کنم، خیلی دلم می خواست اشعار یزید را ببینم، از آن به بعد، دیگر توفیق تلاوت قرآن از من سلب شد، هر چه خودم را مهیا می کردم که قرآن بخوانم، اسباب فراهم می شد!** ر. ک: کلید قرآن / 20 19 به نقل از: یادنامه آیة الله العظمی اراکی / 352.***

حکایت 420 : نام آوران گمنام!

حضرت آیة الله علی کریمی جهرمی می گوید: در احوال مرحوم سید محمد فشارکی نقل شده است که علمای بزرگی همچون مرحوم شیخ عبدالکریم حائری موسس حوزه علمیه قم و نائینی استاد مشهور و پر آوازه حوزه نجف از ایشان خواستند رساله عملیه بنویسد تا مقلدان بتوانند به راحتی با مراجعه به فتاوای ایشان، تکلیف خود را بیابند. وی زمانی که اصرار شاگردان خویش را می بیند می گوید: والله خود را اعلم می دانم ولی رساله نمی نویسم برای وحشت از این آیه شریفه: تِلْکَ الدَّارُ الاْخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الاَْرْضِ وَ لَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ** قصص / 83، ترجمه: این سرای آخر تو را (تنها) برای کسانی قرار می دهیم که اراده برتری جویی در زمین و فساد را ندارند و عاقبت نیک برای پرهیزگاران است. *** آن گاه اضافه می کنند: نمی خواهم خود را مطرح کنم.** ر. ک: ماهنامه بشارت، شماره 23 (خرداد و تیر1380)/ 45.***
در خود کمال و منزلتی هر که را - که هست بر صدر اختبار کند آستانه را