هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 410 : قرآن های اهدایی پادشاه عربستان!

حضرت آیت الله العظمی بروجردی، هدایای پادشاهان و ارباب نفوذ را قبول نمی کرد. پنج سال قبل از رحلت ایشان، ملک سعود (پادشاه وقت عربستان) به ایران آمد و هدایای شایسته ای در یک چمدان بزرگ همراه با نامه ای، به وسیله نماینده مخصوص خود برای آیة الله بروجردی فرستاد، چمان حاوی پانزده نسخه قرآن کریم و قطعاتی از پرده کعبه و سایر اشیاء بود. ایشان در این محذور، به گونه ای متین رفتار نمود که هم خلاف اخلاق اسلامی نباشد و هم رویه و روش خود را در مورد قبول نکردن هدایای پادشاهان تغییر نداده باشد در جواب ملک سعود نوشت: نامه شما همراه چمدانی که حاوی پانزده نسخه قرآن کریم و قطعاتی از پرده خانه خدا و... بود، رسید. من در این خصوص متحیرم زیرا تاکنون روش من چنین بوده است که هدایا را از پادشاهان و بزرگان مملکت نمی پذیرم، ولی چون این هدایا شامل پانزده نسخه قرآن و قطعاتی از پرده کعبه است، ناگزیر قرآن ها و قطعات پرده را برداشته و بقیه را با چمدان به عنوان هدیه ای از جانب خود برای شما می فرستم.** ر. ک: قصه های قرآن / 163 به نقل از: زندگانی آیت الله بروجردی/ 13.***

حکایت 411 : من هم به قدر تو با قرآن آشنایم

آورده اند که: یکی از نوادگان شیخ مرتضی انصاری روزی برای زنش که نوعروس بود پیراهن چیت گل دار خریده بود و شیخ که آن را دید ابرو در هم کشیده اعتراض فرمود. پسر شیخ در پاسخ اعتراض پدر این آیه را خواند قُل مَن حرَّم زینَةَ اللهِ الَتی اَخرَجَ لِعبَادِهِ** اعراف / 32، ترجمه: بگو چه کسی زینت های الهی را که برای بندگان خود آفریده، حرام کرده است؟*** شیخ فرمود: ای فرزند! من نیز به قدر تو با قرآن آشنا هستم اما می دانی که مردم این شهر فقیرند و تا زمانی که زنان و فرزندان ما را که رئیس و پیشوای خود می دانند از حیث پوشاک و خوراک شبیه خود می یابند در فقر و تنگدستی خویش تسلیتی ( آرامش خاطری) پیدا می کنند اما چون جامه ما را نیکوتر از خود دیدند آن ها نیز به هوس تهیه آن افتاده کارشان به وام داری و کلاه برداری می کشد و مسلمانان به فساد اخلاق و فلاکت اجتماعی دچار می شوند.** ر. ک: شوخی علماء / 93.***

حکایت 412 : تمثل جحیم

علامه ذوفنون حسن زاده آملی می فرماید: در شب سوم ماه شعبان سال 1409 هجری قمری در منزلم در قم، سوره مبارکه واقعه را قرائت می کردم تا به کریمه وَ امّا اءنْ کانَ مِنَ المُکَذِّبینَ الضَّالینَ فَنُزُل مِن حَمیم و تَصلیَةُ جَحیم** واقعه / 94 92، ترجمه: اما اگر او از تکذیب کنندگان گمراه باشد با آب جوشان دوزخ از او پذیرایی می شود و سرنوشت او ورود در آتش جهنم است.*** رسیدم، ناگهان دیدم که جحیم برای متمثل شده است و زبانه آن بالا گرفت که فرموده حق سبحانه وَ بُرِّزَتِ الجَحیمُ لِمَن یَری** نازعات/ 36، ترجمه: و جهنم برای هر بیننده ای آشکار می گردد.*** را به شهود عیان مشاهده کردم، بدون این که جحیم مرا مس کند و آزار نماید.** ر. ک: جمال سالکین / 164، به نقل از: انسان در عرف عرفان / 23.***
صعود برخی چون گشت حاصل - بیابی بس تمثلهای کامل
تمثل باشد از ادراکت ای دوست - برون نبود زذات پاکت ای دوست
چو شد آیینه ذات تو روشن - زگلهای مثالی مثل گلشن
به وفق اقتضای بال و حالت - معانی را بیابی در مثالت
مثالی همنشین و همدم تو - فزاید نور و بزداید غم تو
رفیق خلوت شبهای تارت - تو را آگه کند از کار و بارت
سخن از ماضی و از حال گوید - خبرهایی زاستقبال گوید
علامه حسن زاده آملی))