هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 407 : علامه امینی و تلاوت قرآن

مرحوم علامه عبدالحسین امینی صاحب کتاب گران سنگ الغدیر به قرآن و حدیث و به ویژه نهج البلاغه اهتمام خاصی می ورزید. از سخنان گرانمایه ایشان این است که می گفت: هیچ آیه ای از قرآن کریم نیست که اول آن یا ایُّها َالَّذِینَ آمَنُوا** ترجمه: ای افراد یکه ایمان آورده اید. این عبارت با همین شکل خاص هشتاد و نه بار در قرآن کریم تکرار شده است ر. ک: المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم / 86 82.*** باشد مگر این که علی بن ابی طالب علیه صلوات الله الواهب سردار مخاطبان آن آیه و امیر و شریف و اول ایشان است.** ر. ک: اعتقادات صدوق / 110. در المنثور. حلیة الاولیاء نقل است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: ما انزلَ اللهُ آیَة فیها یا ایُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا الا و علیّ رأسها و امیرها ر. ک: همان منابع.***
علامه امینی در هر روز وقتی را معین کرده بود تا قرآن بخواند و نیک در آن تأمل کند. قرآن خواندن ایشان، چون خواندن نهج البلاغه، همراه با یاد امام علی علیه السلام بود و هرگاه به یا ایُّها َالَّذِینَ آمَنُوامی رسید بیش از پیش در آن دقیق می شد تا معنای آن را به درستی دریابد و گاه از پدر فاضل خود معنی آیه را می پرسید و پدر نیز با حوصله تمام به تفسیر آن می پرداخت. قرآن و نهج البلاغه دو کتاب گرانقدر برای این محصل جوان بود. ایشان این دو کتاب را بارها مطالعه کرده و در معانی آن دقیق شده بود. گاه هنگام مطالعه این دو کتاب، می گریست و نم نم اشک می ریخت. اشک بر گونه اش جاری می گشت و چون دُری گران بها در سینه وی نهان می گردید.** ر. ک: سرگذشت هایتلخ و شیریخ قرآن 2/ 103 به نقل از: دیدار با ابرار9 / 21.***

حکایت 408: گرایش از اوستا به سوی قرآن

علامه شهید مرتضی مطهری چنین می نویسد: ادوارد براون ضمن بحث از اوستا و اینکه آیا اوستای واقعی باقی است یا از میان رفته است، چنین گفته است: اوستا متضمن اصول عقاید شخص شهیری مانند زردشت و محتوی احکام آیین دنیای قدیم است. این آیین زمانی نقش مهمی در تاریخ جهان بازی کرده است و با اینکه عده پیروان آن امروزه در ایران ده هزار و در هندوستان بیش از نود هزار نیست، در ادیان دیگری که بالذات دارای اهمیت بیشتری بوده تأثیرات عمیقی داشته است. معذلک در وصف اوستا نمی توان گفت کتابی دلپسند یا دلچسب است. درست است که تفسیر بسیاری از عبارات محل تردید است و هرگاه به مفهوم آن پی برده شود قدر و قیمت آن شاید بیشتر معلوم گردد، لکن این نکته را می توانم از طرف خود بگویم که هر چه بیشتر به مطالعه قرآن می پردازم و هر چه بیشتر برای درک روح قرآن کوشش میکنم. بیشتر متوجه قدر و منزلت آن میشوم اما بررسی اوستا ملالت آور و خستگی افزا و سیر کننده است، مگر آنکه به منظور زبانشناسی و علم الاساطیر و مقاصد تطبیقی دیگر باشد.
شهید مطهری پس از نقل سخن ادوارد براون چنین می نویسد: آنچه را آقای ادوارد براون از طرف خود می گوید، باید از طرف همه آن ایرانیانی بگوید که قرن به قرن، فوج فوج، اوستا را رها کردند و به قرآن گرویدند. گرایش از اوستا به قرآن برای ایرانیان، یک امر بسیار ساده و طبیعی بوده است و موردی نداشته است که بخواهند آنچه از اوستا آموخته اند و یا عاداتی که نسبت به سلاطین خود معمول می داشته اند، در زیر پرده تشیع حفظ کنند و عملی نمایند.

حکایت 409: استقبال پادشاه مغول از قرآن

محقق بزرگ خواجه نصیر الدین طوسی می خواست محبت و عظمت اسلام را در دل پادشاه مغول هلاکوخان وارد کند و با هر مناسبتی که پیش می آمد در این راه می کوشید. یک روز پادشاه به خواجه گفت: کتاب تو، قرآن را نزد من بیاور تا ببینم چیست که این همه از آن تعریف می کنی. خواجه گفت: کتاب ما به این زودی و به این آسانی آورده نمی شود زیرا کتابی است بسیار عظیم. باید بنویسم به مرکزی که این کتاب در آن جا وجود دارد که قرآن مجید را بیاورند. پادشاه گفت: اقدام کن، خواجه دستور داد که قرآن را روی لوحه های بزرگی با خط درشت بنویسند تا این که قرآن کامل شد سپس لوحه های بزرگ را بر روی یکصد شتر بار کردند. آن گاه خواجه به پادشاه گفت: باید امروز برای استقبال قرآن از شهر خارج شویم. پادشاه و امیران لشکر و سربازان همگی به طرف خارج شهر حرکت کردند. مقداری که راه رفتند دیدند قافله ای بزرگ با شتران در حال آمدن هستند که بر روی شتران لوحه های بزرگی به چشم می خورد همین که خواجه قرآن را مشاهده کرد خود را از روی مرکب سواری بر زمین افکند و به پادشاه و امرای لشکر نیز دستور داد که به احترام قرآن پیاده شوند. خواجه با این روش توانست عظمت قرآن و اسلام را در دل پادشاه مغول و اطرافیانش وارد نماید و همین جریان باعث شد که ظلم و تجاوز مغول نسبت به مسلمانان کاهش یابد.** ر. ک: مردان علم در میدان عمل 5 / 454 453، به نقل از: چرا و چگونه مسلمان شدند. (نوشته آیت الله سید محمد شیرازی).***