هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 402 : راه شما چیست؟

شمس الدین احمد افلاکی در کتاب مناقب العارفین می نویسد: منقول است که قاضی عز الدین قونیه و قاضی عز الدین آماسیه و قاضی عز الدین سیوان رَحمهُم الله تعالی که هر سه از کبار ( بزرگان) عصر خود بودند. روزی از حضرت مولانا ( جلال الدین رومی) پرسیدند که راه شما چیست؟ فرمود: که: قَل هذِه سَبیلی اَدعُو اِلَی اللهِ عَلی بَصیرَة اَنَا وَ مَنِ اتَّبَعنی.** یوسف / 108، ترجمه: بگو این راه من است، من و پیروانم با بصیرت کامل همه مردم را به سوی خدا دعوت می کنیم.*** سر نهاده، هر سه مرید شدند.** ر. ک: مناقب العارفین 1 / 105 104.***

حکایت 403 : نواده ابولهب و نواده عمرو عاص!

آورده اند که: مردی از نوادگان ابولهب به قصد فخرفروشی و هم چشمی، مردی از خاندان عمرو عاص ( عمرو بن عاص بن وائل) را مخاطب قرار داد و گفت: جد شما ( عاص بن وائل) همان کسی است که خداوند او را در قرآن کریم ابتر ( مقطوع النسل) نامیده است.** آن چه که می فرماید: اءنَّ شَانِئَکَ هُوَ الاَبتَرُ کوثر / 3، ترجمه: (و بدان) دشمن تو ( عاص بن وائل) قطعا بریده نسل و بی عقب است.***
او نیز در پاسخ گفت:: جد شما ( ابولهب) همان کسی است که خداوند او را در قرآن کریم نفرین نموده است.** آن جا که می فرماید: تَبّت یَدا اَبی لَهَب وَ تَبٍّ مَسَد / 1، ترجمه: بریده باد هر دو دست ابولهب (و مرگ بر او باد).***
نواده ابولهب خطاب به وی گفت: اگر می دانستی که در سوره تبت ( مسد) چه منزلتی برای نوادگان و فرزندان ابولهب بیان شده، هرگز آن چه را که گفتی، بر زبان نمی آوردی، زیرا خدای تعالی نژاد و نسل ابولهب را نژادی حلال زاده و شکل یافته از ازدواج دانسته است بدین دلیل که فرموده: وَامرَأَتُهُ حَمّالَة الحَطَبِ** مسد/ 4، ترجمه: و همسر ابولهب، در حالی که هیزم کش (دوزخ) است.*** و این در حالی است که نوادگان عمروعاص را چنین ندانسته بلکه آنان را حرام زاده و تولد یافته از زنا معرفی نموده است بدین دلیل که فرموده عُتلّ بَعدَذلک زَنیم،** قلم / 13، ترجمه: علاوه بر این ها ( صفات مذمومی که ذکر شد از قبیل: عیبجو، سخن چین، گناهکار و...) کینه توز و پرخور و خشن و بدنام ( حرامزاده و بی اصل و نسب) است.*** و زنیم یعنی: حرامزاده و بی اصل و نسب.** ر. ک: محاضرات الادباء، 1 / 353.***

حکایت 404: کلوخ و سنگ

آورده اند که: خالد بن صفوان روزی خطاب به فرزدق ( ابوفراس) گفت: ای ابافرس! تو آن کس نیستی که زنان هنگامی که چشمشان به او افتاد او را بسیار بزرگ (و زیبا) شمردند و (بی توجه) دست های خود را بریدند))!** اشاره به آیه 31 سوره مبارکه یوسف.***
فرزدق نیز در پاسخ گفت: ای خالد! تو نیز آن کسی نیستی که دختر، درباره او خطاب به پدرش گفت: پدرم! او را استخدام کن زیرا بهترین کسی را که می توانی استخدام کنی آن کسی است که قوی و امین باشد)).** اشاره به آیه 26 سوره مبارکه قصص. ر. ک: محاضرات الادبآء 3 / 283. متن عربی حکایت فوق چنین است:
رأی خالدُ بنُ صَفوانَ الفَرزدَق فقالَ: یا اَبا فَراس! ما انتَ بالذی لمَّا رَأَینَهُ اکبَرنَهُ و قَطَّعنَ ایدیهُنَّ فقال له الفرزدقُ: وَ لا انتَ بالذی قالت الفتاةُ لِاَبیها یَا أَبَتِ اسْتَأْجِرْهُ إِنَّ خَیْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِیُّ الاَْمِینُ)).***
کلوخ انداز را پاداش سنگ است - جواب است ای برادر این نه جنگ است