هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 397 : آرام بخش

در کتاب ثمار القلوب ثعالبی**ثمار القلوب فی المضاف و المنسوب تألیف عبد الملک بن محمدبن اسماعیل النیسابوری الامام ابومصور الثعالبی الادیب اللغوی (350 - 429 ق) ر.ک: هدیه 1/ 625. *** مذکور است که ابوالعینا**ابوالعیناء، محمدبن قاسم بن خلادبن یاسربن سلیمان ضریر، مکنی به ابی عبد الله اهوازی بصری مولد او اهواز به سال 191 و وفاتش 283 و به قولی 282 بوده است. لغت نامه بستانی ولادتش را 190 و وفاتش را 283 نوشته است. *** که از فصحای عرب و بلغای دیوان ادب است گفت که به احمدبن ابی داود که وزیر مأمون بود شکایت کردم که دشمنان زبردست دارم که همه در ایذای (اذیت) من دست یکی کرده اند، گفت: ید الله فوق ایدیهم**فتح/ 10. *** یعنی: دست تصرف خدای بالای دستهای ایشان است))، گفتم: مکر و حیلت ( نیرنگ) ایشان عظیم است، گفت: ولا یحیق المکر الشی ء الا باهله**فاطر/ 43. *** یعنی: باز نمی گردد مکر مردم بد، مگر به خود مکر کننده)). (یعنی شومی مکر به مکار لاحق می شود.)
گفتم که: ایشان بسیارند و من بی کسم، گفت: کم من فئته قلیله غلبت فئه کثیره باذن الله**بقره/ 249. *** یعنی: بسیار باشد که گروه اندک غلبه کند بر گروه بسیار به فرمان خدای تعالی**ر.ک: لطائف الطوائف/ 113. ***)).

حکایت 398 : سید اجل

گویند: در زمان یحیی بن خالد بر مکی، بزرگی از سادات کبار که سید اجل نام داشت به تهمتی محبوس گشته بود. جمعی از اکابر زمان در مقام استخلاص او شدند و به یحیی عرضه داشت کردند که بسی وقت است که سید اجل در بند است اگر او را خلاص کنند می شاید. یحیی در جواب ایشان نوشت که لکل اجل کتاب**رعد/ 38. *** یعنی: هر وقتی (اجلی) را حکمی است نوشته شده که چون آن وقت برسد آن حکم به ظهور آید**ر.ک: لطائف الطوائف/ 113. ***)).

حکایت 399 : چهار عمل اصلی

برادر محمد مهدی سلیمانی پور - نونهال حافظ کل قرآن با ترجمه فارسی - در جلسات گوناگون به سؤالهای مختلف مردم پاسخ هایی برگرفته از آیات قرآن داده اند که در اینجا چهار سؤال از آن سؤالات و پاسخهای ایشان را ذکر می نماییم. این چهار سؤال که در مورد چهار عمل اصلی ریاضی و مصادیق آن در قرآن است بیشتر در کشور لبنان مطرح شده است:
سؤال اول: آیه و آیاتی که از مفهوم آنها، عمل جمع ریاضی به دست می آید، کدامند؟ جواب: الف: ...فمن لم یجد فصیام ثلاثه ایام فی الحج و سبعه اذا رجعتم تلک عشره کامله...**بقره/ 196، ترجمه: (آنچه از قربانی برای او میسر است ذبح کند) و هر که نیافت، سه روز در ایام حج و هفت وز هنگامی که باز می گردید، روزه بدارد این، ده روز کامل است. ***ب: ولبثوا فی کهفهم ثلالث مأه سنین وازدادوا تسعا**کهف/ 25، ترجمه: آنها در غارشان سیصد سال درنگ کردند و نه سال (نیز) بر آن افزودند. ***.
سؤال دوم: آیه ای که از مفهوم آن، عمل تفریق (منهای) ریاضی به دست می آید، کدام است؟ جواب: ولقد ارسلنا نوحا الی قومه فلبث فیهم الف سنه الا خمسین عاما**عنکبوت/ 14، ترجمه: و ما نوح را به سوی قومش فرستادیم و او در میان آنان هزار سال، منهای پنجاه سال (نهصد و پنجاه سال) درنگ کرد. ***.
سؤال سوم: آیه و آیاتی که از مفهوم آنها، عمل ضرب ریاضی به دست می آید، کدامند؟ جواب: الف: مثل الذین ینفقون اموالهم فی سبیل الله کمثل حبه انبتت سبع سنابل فی کل سنبله مأه حبه و الله یضاعف لمن یشآء**بقره/ 261، ترجمه: کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند همانند بذری هستند که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه یکصد دانه باشد (700100*7*1) و خداوند آن را برای هر کس بخواهد (و شایستگی داشته باشد) دو یا چند برابر می کند. *** ب: من جاء بالحسنه فله عشر امثالها**انعام/ 160، ترجمه: هر کس کار نیکی به جا آورد ده برابر آن پاداش دارد. ***.
سؤال چهارم: آیه و آیاتی که از مفهوم آنها عمل تقسیم و کسر ریاضی به دست می آید، کدامند جواب: الف: ...فان کن نسآء فوق اثنتین فلهن ثلثا ما ترک و ان کانت واحده فلها النصف و لابویه لکل واحد منهما السدس مما ترک ان کان له ولد فان لم یکن له ولد وورثه ابواه فلامه الثلث فان کان له اخوه فلامه السدس**نساء/ 11، ترجمه: و اگر فرزندان شما (دو دختر و) بیش از دو دختر باشند دو سرم میراث از آن آنهاست و اگر یکی باشد نیمی (از میراث) از آن اوست و برای هر یک از پدر و مادر او یک ششم میراث است اگر (میت) فرزندی داشته باشد و اگر فرزندی نداشته باشد و (تنها) پدر و مادر از او ارث برند برای مادر او یک سوم است (و بقیه از آن پدر است) و اگر او برادرانی داشته باشد مادرش یک ششم می برد (و پنج ششم باقی مانده، برای پدر است.) *** ب: ولکم نصف ما ترک ازواجکم ان لم یکن لهن ولد فان کان لهن ولد فلکم الربع مما ترکن من بعد وصیه یوصین بها اودین ولهن الربع مما ترکتم ان لم یکن لکم ولد فان کان لکم ولد فلهن الثمن مما ترکتم من بعد وصیته توصون بها او دین و ان کان رجل یورث کلاله او امرأه وله اخ او اخت فلکل واحد منهما السدس فان کانوا اکثر من ذالک فهم شرکآء فی الثلث من بعد وصیه یوصی بها او دین غیر مضار**نساء/ 12، ترجمه: و برای شما نصف میراث زنانتان است اگر آنها فرزندی نداشته باشند و اگر فرزندی داشته باشند یک چهارم از آن شماست پس از انجام وصیتی که کرده اند و ادای دین (آنها). و برای زنان شما یک چهارم میراث شماست اگر فرزندی نداشته باشید و اگر برای شما فرزندی باشد یک هشتم از آن آنهاست. بعد از انجام وصیتی که کرده اید و ادای دین. و اگر مردی بوده باشد که کلاله (خواهر یا برادر) از او ارث می برد یا زنی که برادر یا خواهری دارد سهم هر کدام یک ششم است (اگر برادران و خواهران مادری باشند) و اگر بیش از یک نفر باشند آنها در یک سوم شریکند. پس از انجام وصیتی که شده و ادای دین. به شرط آنکه (از طریق وصیت و اقرار به دین) به آنها ضرر نزند. *** ج: ان امرء هلک لیس له ولد و له اخت فلها نصف ماترک و هو یرثها ان لم یکن لها ولد فان کانتا اثنتین فلهما الثلثان مما ترک و ان کانوا اخوه رجالا و نسآء فللذکر مثل حظ الانثیین**نساء/ 176، ترجمه: اگر مردی از دنیا برود که فرزند نداشته باشد و برای او خواهری باشد، نصف اموال را که به جا گذاشته از او (ارث) می برد و (اگر خواهری از دنیا برود و وارث او یک برادر باشد) او تمام مال را از آن خواهر به ارث می برد در صورتی که (میت) فرزند نداشته باشد و اگر دو خواهر (از او) باقی باشند دو سوم اموال را می برند. و اگر برادران و خواهران با هم باشند (تمام اموال را میان خود تقسیم می کنند و) برای هر مذکر، دو برابر سهم مؤنث است. ر.ک: جرعه نوش وحی (مرور بر زندگی و خاطرات محمد مهدی سلیمانی پور)/ 86. ***.