هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 393 : کثیر

گویند: کثیر بن عبد الله**احمد گلچین معانی در پاورقی کتاب لطائف الطوائف آورده است که هیچیک از خلفا را وزیری بدین نام نبوده است، ر.ک: لطائف الطائف /81 پاورقی شماره 1. *** وزیر خلیفه بود و از وی تقصیری در وجود آمده بود خلیفه او را حبس فرمود و کثیر در آن بند بسیار بماند آخر این کلمات قرآنی نوشت و نزد خلیفه فرستاد که یعفوا عن کثیر**مائد/ه 15، شوری/ 30، ترجمه: بسیاری را عفو می کند. *** خلیفه هم از قرآن نوشت که لا خیر فی کثیر**نساء/ 114، ترجمه: در بسیاری از آنها سود و خیری نیست ر.ک: لطائف الطوائف/ 81. ***.

حکایت 394 : افساد قریه و اهلاک قریه

خالد بن یزید بن معاویه اموی از دانشمندان قریش بود و در کیمیا و طب دست داشت او برادری به نام عبد الله داشت روزی عبد الله به نزد خالد آمد و از ولید فرزند عبد الملک خلیفه اموی شکایت کرد و گفت: ولید مرا نزد خود خواند و تحقیرم کرد. خالد به نزد عبد الملک رفت و ولید هم نزد او بود. گفت: ای امیر المؤمنین، فرزندت ولید به پسر عمش عبد الله برادر من اهانت کرده است. عبد الملک نرم خو بود. سربرداشت و به خالد گفت: ان الملوک اذا دخلوا قریه افسدوها وجعلوا اعزه اهلها اذله و کذالک یفعلون**نمل/ 34. *** یعنی: پادشاهان چون به شهری در آیند تباهش کنند و عزیزان اهلش را ذلیل گردانند و این چنین کنند)).
خالد بلافاصله به آیه دیگری از قرآن استشهاد کرد و در پاسخ عبد الملک گفت: و اذا اردنا ان نهلک قریه امرنا مترفیها ففسقوا فیها فحق علیها القول فدمرناها تدمیرا**اسراء/ 16. ***یعنی: و چون خواهیم شهری را نابود کنیم نازپروردگان آن را فرمان (و میدان) دهیم و سرانجام در آن نافرمانی کنند و سزاوار حکم (عذاب) شوند آنگاه یکسره نابودشان کنیم**ر.ک: قرآن پژوهی/ 774 به نقل از: وفیات الاعیان 2/ 5 - 225. ***.

حکایت 395 : خوابهای پریشان

آورده اند که شخصی برای امیر ابو سلیمان چنین نوشت:
رأیت فی النوم انی مالک فرسا ولی وصیف وفی کمی دنانیر
فقال قوم لهم فهم و معرفه خیرا رأیت وللمال التیاسیر
اقصص منامک فی دار الامیر تجد تفسیر ذاک وللاحلام تفسیر
یعنی: در خواب دیدم که اسبی را مالک شده و پیشخدمت و نوکری دارم و نیز دینارهای فراوانی در آستین. هنگامی که خواب خود را برای بعضی از اهل فضل و کمال، نقل نمودم گفتند خواب خوبی دیده ای و این خواب نشانه آن است که به مال فراوانی به آسانی دست خواهی یافت. به خانه امیر برو و خواب خود را برایش تعریف کن، تا تعبیر آن را بیابی چون هر خوابی تعبیری دارد)). امیر ابوسلیمان وقتی نامه مذکور را خواند در جواب چنین نوشت:
بسم الله الرحمن الرحیم * اضغاث احلام و ما نحن بتأویل الاحلام بعالمین**یوسف/ 44، ترجمه: خوابهای پریشان و پراکنده ای است و ما از تعبیر این گونه خوابها آگاه نیستیم. *** و السلام**ر.ک: محاضرات الادبآء 2/ 554 (بااندکی تصرف.) ***
شتر در خواب بیند پنبه دانه گهی لپ لپ خورد گه دانه دانه