هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 385 : امروز سرزنشی بر شما نیست

علامه سید محمد حسین طباطبائی صاحب تفسیر المیزان می فرماید: حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله و سلم) انس و علاقه شدیدی به قرآن کریم داشتند به طوری که عادت آن حضرت چنین بود که اگر کسی یک آیه از قرآن مجید را در نزدشان می خواند حضرت آیه بعدی را به دنبال آن می خواندند و از طرفی آن حضرت مرکز رحمت و مودت بودند.
روزی یک نفر از افرادی که مهدورالدم بود یعنی به واسطه جنایتی که نموده بود حضرت رسول حکم قتلش را صادر کرده بود به حضرت امیر المؤمنین علی (علیه السلام) متوسل شده و عرض کرد: یا علی! چه کنم تا حضرت رسول مرا عفو کنند؟ امیر المؤمنین (علیه السلام) فرمودند: به خدمت رسول خدا مشرف شو و این آیه را تلاوت کن: تالله لقد اثرک الله علینا و ان کنا لخاطئین**یوسف/ 91، ترجمه: به خدا سوگند خدا تو را بر ما برتری بخشیده و ما خطا کار بودیم)). (این همان جمله ای است که برادران گناهکار حضرت یوسف (علیه السلام) وقتی به حضورش رسیدند و او را شناختند از روی خجلت و شرمندگی با این جمله تقاضای عفو کردند.) ***.
آن مرد چنین کرد و حضرت رسول فوراً و بدون تأمل آیه بعد را قرائت کردند: لا تثریب علیکم الیوم یعفرالله لکم وهو ارحم الراحمین**یوسف 92، ترجمه: امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست خداوند شما را می بخشد و او مهربان ترین مهربانان است)). این آیه همان پاسخی است که حضرت یوسف به برادرانش می دهد و با این پاسخ حکم عفو آنان را صادر می کند. *** و این آیه به منزله حکم عفو درباره آن شخص قرار گرفت**ر.ک: مهر تابان/ 84. ***.

حکایت 386 : بهای بهشت

اصمعی گوید: در بازار بغداد به در دکانی رسیدم که رو به روی کاروان سرایی بود دیدم که زنی صاحب جمال در دکان میوه فروشی نشسته و مرغی چند بریان کرده و پاره ساخته پهلوی میوه ها نهاده و بر بالای دکان، خانه نخاسی**نخاس خانه: جای فروختن برده و نخاس برده فروش را گویند. *** است که کنیزکان صاحب جمال آراسته سر از دریچه ها بیرون کرده اند. من به آن میوه ها و مرغان فربه و کنیزکان اشارت کردم و این آیت بر آن زن خواندم که: وفاکهه مما یتخیرون و لحم طیر مما یشتهون و حور عین کامثال اللؤلؤ المکنون**واقعه/ 23 20، ترجمه: و میوه هایی از هر نوع که انتخاب کنند و گوشت پرنده از هر نوع که مایل باشند و همسرانی از حور العین دارند همچون مروارید در صدف پنهان. *** زن گفت: ای عزیز چرا تمام نخواندی؟ گفتم: تو تمام کن. زن گفت: جزآء بما کانوا یعملون**واقعه/ 24، ترجمه: اینها پاداشی است در برابر اعمالی که انجام می دادند. نکته: ظاهراً منظور آن زن از خواندن آیه مذکور این بود که می خواسته با کنایه به اصمعی بفهماند که رسیدن به نعمت های یاد شده بدون عمل و خرج کردن پول، میسر نیست. *** یعنی این میوه و گوشت مرغ و دختران سیاه چشم که چون در در صدف پنهانند یعنی پاک و صافند جزای کسی است که کردار نیکو کند**ر.ک: لطائف الطوائف/ 337 336. ***.

حکایت 387 : نیش خارجی

انس بن عیاض مدنی (104 200ق) می گوید: جعفر بن محمد صادق (علیه السلام) از قول پدرش از جدش برایم نقل کرد که علی (علیه السلام) روزی با مردم در حال نمازگزاردن بود**ظاهراً آن حضرت در حال خواندن نماز صبح بوده است. *** و قرائت نماز را با صدای بلند می خواند. ابن کواء که پشت سر او بود صدای خویش را بلند کرد و این آیه را خواند: ولقد اوحی الیک والی الذین من قبلک لئن اشرکت لیحبطن عملک و لتکونن من الخاسرین**زمر/ 65. *** یعنی: به تو و همه پیامبران پیشین وحی شده که اگر مشرک شوی تمام اعمالت تباه می شود و از زیانکاران خواهی بود**ظاهراً هدف ابن کوا از خواندن آیه مذکور این بود که به طور کنایه به علی (علیه السلام) در مورد قبول حکمیت در میدان صفین اعتراض کند. نام ابن کوا عبد الله بود و در زمان امیر مؤمنان (علیه السلام) می زیست و از منافقان و دشمنان سرسخت حضرت بود او خود را در صف یاران آن حضرت قرار می داد و کارشکنی می کرد. ***)).
همین که صدای ابن کواء که پشت سر علی (علیه السلام) بود بلند شد آن حضرت به احترام قرآن سکوت فرمود، و چون خواندن ابن کواء تمام شد علی (علیه السلام) به ادامه قرائت خود پرداخت که ابن کواء دوباره شروع به خواندن همان آیه کرد و باز علی (علیه السلام) سکوت فرمود و این کار را چندان تکرار کرد که علی (علیه السلام) این آیه را تلاوت فرمود: فاصبر ان وعدالله حق و لا یستخفنک الذین لا یوقنون**روم/ 60. *** یعنی: اکنون که چنین است صبر پیشه کن که وعده خدا حق است و هرگز کسانی که ایمان ندارند تو را خشمگین نسازند (و از راه منحرف نکنند.)
در این هنگم ابن کواء سکوت کرد و علی (علیه السلام) به ادمه قرائت خویش بازگشت**ر.ک: جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید/ 414 413. جاذبه و دافعه علی (علیه السلام) 145. المحجه البیضآء 2/ 234 233. به نقل از التهذیب 2/ 255، سنن بیهقی 2/ 245. و نیز ر.ک: تفسیر نمونه 7/ 71 به نقل از: تفسیر برهان 2/ 56. ***.
هیهات لا یأتی الزمان بمثله ان الزمان بمثله لبخیل