هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 383 : تلاوت پیش از وحی

در یکی از یام عید دیوانه ای این آیه را قرائت می کرد و می گفت: یا ایها الناس انی رسول الله الیکم**اعراف/ 158. *** یعنی: ای مردم من فرستاده خدایم به سوی شما.
بهلول وقتی این را شنید سیلی محکمی به صورت آن دیوانه زد و گفت: لا تعجل بالقرآن من قبل ان یقضی الیک وحیه**طه/ 114. *** یعنی: شتاب مکن به تلاوت قرآن، پیش از آنکه به تو وحی برسد**ر.ک: مکالمه قرآنی 1/ 29، ترجمه روضات الجنات 2/ 378. محاضرات الادبآء 4/ 720. ***.

حکایت 384 : خانه های ویران!

گفته اند: وقتی عمرو بن لیث صفار در فصل زمستان، با لشکریانش وارد نیشابور شد به سربازان دستور داد در خانه های مردم سکنی گزینند.
پیرزنی بود صاحب پنج عمارت، سربازان خانه های او را اشغال کردند. زن نزد عمرو آمد و از رفتار سربازان شکایت کرد.
عمرو گفت: تو می گویی لشکر در سرما باشد؟ آیا قرآن بلدی؟ زن گفت: آری. عمرو گفت: خدا در قرآن فرموده است: ان الملوک اذا دخلوا قریه افسدوها وجعلوا اعزه اهلها اذله و کذالک یفعلون**نمل/ 34. *** یعنی: پادشاهان وقتی وارد شهری شوند، آن را تباه سازند. عزیزان آن دیار را خوار کنند و این شیوه آنان است)).
زن پاسخ داد: آری این آیه درست است. گویا امیر این آیه را (از همان سوره) نخوانده است که: فتلک بیوتهم خاویه بما ظلموا ان فی ذالک لآیه لقوم یعلمون**نمل/ 52. ***یعنی: و این خانه های آنهاست که بر اثر ستمکاری، به ویرانه تبدیل شده، به راستی که در این هلاکت، عبرت است برای مردم دانا)). این آیه چنان در عمرو اثر کرد که به لشکرش فرمان داد خانه های مردم را تخلیه کنند و دستور داد تا منادی در شهر فریاد کند که پس از سه ساعت هر سربازی که در شهر یا خانه مردم دیده شود کشته خواهد شد. آنگاه تمامی سپاه در باغی خارج از شهر خیمه زد**ر.ک: مکالمه قرآنی 1/ 50 49 به نقل از: سرگذشت های تلخ و شیرین قرآن 2/ 42. زهرالربیع/ 375. نمونه هایی از تأثیر و نفوذ قرآن/ 124 122، تاریخ بحیره/ 19. ***.

حکایت 385 : امروز سرزنشی بر شما نیست

علامه سید محمد حسین طباطبائی صاحب تفسیر المیزان می فرماید: حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله و سلم) انس و علاقه شدیدی به قرآن کریم داشتند به طوری که عادت آن حضرت چنین بود که اگر کسی یک آیه از قرآن مجید را در نزدشان می خواند حضرت آیه بعدی را به دنبال آن می خواندند و از طرفی آن حضرت مرکز رحمت و مودت بودند.
روزی یک نفر از افرادی که مهدورالدم بود یعنی به واسطه جنایتی که نموده بود حضرت رسول حکم قتلش را صادر کرده بود به حضرت امیر المؤمنین علی (علیه السلام) متوسل شده و عرض کرد: یا علی! چه کنم تا حضرت رسول مرا عفو کنند؟ امیر المؤمنین (علیه السلام) فرمودند: به خدمت رسول خدا مشرف شو و این آیه را تلاوت کن: تالله لقد اثرک الله علینا و ان کنا لخاطئین**یوسف/ 91، ترجمه: به خدا سوگند خدا تو را بر ما برتری بخشیده و ما خطا کار بودیم)). (این همان جمله ای است که برادران گناهکار حضرت یوسف (علیه السلام) وقتی به حضورش رسیدند و او را شناختند از روی خجلت و شرمندگی با این جمله تقاضای عفو کردند.) ***.
آن مرد چنین کرد و حضرت رسول فوراً و بدون تأمل آیه بعد را قرائت کردند: لا تثریب علیکم الیوم یعفرالله لکم وهو ارحم الراحمین**یوسف 92، ترجمه: امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست خداوند شما را می بخشد و او مهربان ترین مهربانان است)). این آیه همان پاسخی است که حضرت یوسف به برادرانش می دهد و با این پاسخ حکم عفو آنان را صادر می کند. *** و این آیه به منزله حکم عفو درباره آن شخص قرار گرفت**ر.ک: مهر تابان/ 84. ***.