هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 377 : اولین مکالمه قرآنی سید محمد حسین طباطبایی

حضرت حجه الاسلام و المسلمین سید محمد مهدی طباطبایی پدر گرامی محمد حسین طباطبایی می گوید: یکی از ویژگی های سید محمد حسین صحبت کردن با آیات قرآنی است به طوری که می تواند تمام مکالمات روزمره را با آیات قرآنی انجام دهد او در تمامی مصاحبه های مطبوعاتی و رادیو و تلویزیونی خود، پرسش های خبرنگران را فقط با آیات قرآن کریم پاسخ گفته است.
به یاد دارم اولین باری را که او با آیه ای از قرآن سخن گفت، هنگامی بود که به سر سفره نشسته بودیم و برای هر یک از افراد خانواده کاسه ای از ماست قرار داده بودیم من پس از خوردن ماست خود، مقداری از کاسه سید محمد حسین ماست برداشتم. سید محمد حسین به من خطاب کرد و گفت: ولا تعتدوا**بقره/ 190، مآئده/ 87، ترجمه: و از حد تجاوز نکنید. *** روز دیگر مجدداً این کار را تکرار کردم او این آیه را خواند: ان الذین یأکلون اموال الیتامی ظالما انما یأکلون فی بطونهم ناراً**نساء/ 10، ترجمه: کسانی که اموال یتیمان را به ظلم و ستم می خورند (در حقیقت) تنها آتش می خورند))، ر.ک: خاطرات قرآنی/ 42. ***.

حکایت 378 : پاسخ احنف به استدلال معاویه

روزی معاویه به هنگام ایراد خطبه خطاب به حاضران گفت: خداوند متعال می فرماید: و ان من شی ء الا عندنا خزآئنه و ما ننزله الا بقدر معلوم**حجر/ 21. *** یعنی: و خزاین همه چیز تنها نزد ماست ولی ما جز به اندازه معین آن را نازل نمی کنیم)). پس چرا شما مرا ملامت و سرزنش می کنید؟
احنف بن قیس (متوفای 72 ق) در جواب معاویه گفت: ما تو را بر آنچه در خزاین خداوند است سرزنش نمی کنیم لکن سرزنش ما بدین جهت است که آنچه را که خداوند از خزاین خویش بر تو نازل نموده آن را در خزاین خود قرار داده ای و بین ما و آن فاصله انداخته ای! معاویه ساکت شده و پاسخی نداشت**ر.ک: زهر الربیع/ 50، لطائف الطوائف/ 173. ربیع الابرار 1/ 683. محاضرات الادبآء 2/ 605. ***.
اذا اعطاک قصر حین یعطی وان لم یعط قال ابی القضآء
یبخل ربه سفها وجهلا و یعذر نفسه فیما یشآء

حکایت 379 : میوه های قرآنی

حضرت حجه الاسلام و المسلمین سید محمد مهدی طباطبایی**پدر بزرگوار سید محمد حسین طباطبائی (علم الهدی.) ***چنین حکایت نموده اند: قرآن کریم پایه و اساس علوم اسلامی است و لذا محمد حسین ابتدا کل قرآن کریم را حفظ نمود و سپس به یادگیری صرف و نحو عربی پرداخت. بعد از گذشت چند ماه محمد حسین جهت فراگیری زبان عربی وارد دانشکده زبان شد. جالب اینکه کتاب درسی محمد حسین همان کتاب دانشجویان بود و بحمد الله او تمامی مطالب آن را می فهمید و درک می کرد. به یاد دارم که یکی از درس های مقدماتی آشنایی با اسامی میوه ها بود و روی میز استاد انواع پلاستیکی میوه ها وجود داشت. استاد اسامی یک یک میوه ها را ذکر می نمود و محمد حسین کلمه مترادف آن یا آیه مربوط به آن را از قرآن قرائت می کرد. استاد گفت: هذا خیار. سید محمد حسین گفت: هذا قثآء**برگرفته از آیه 61 سوره مبارکه بقره. *** استاد گفت: هذا موز. سید محمد حسین گفت: هذا طلح منضود**برگرفته از آیه 29 سوره مبارکه واقعه. *** استاد گفت: هذا رمان. سید محمد حسین خواند فیهما فاکهه و نخل و رمان**الرحمن/ 68، ترجمه: در آنها میوه های فراوان و درخت خرما و انا است.***. و همین طور سید محمد حسین برای هر میوه، آیه ای از قرآن را تلاوت می نمود که باعث خوشحالی فراوان استاد شد**ر.ک: خاطرات قرآنی/ 40 39. ***.