هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 347 : دعای غلط

پیامبر مهربان (صلی الله علیه و آله و سلم) که همواره جویای حال یاران خود می شد دریافت که یکی از یارانش بیمار و بستری شده است به عیادت او رفت و بربالینش نشست. پس از احوال پرسی، بیمار گفت: یارسول الله! نماز مغرب را با شما به جماعت خواندم شما سوره قارعه را در نماز خواندید من آنچنان تحت تأثیر قرار گرفتم که به خدا عرض کردم اگر در نزد تو گنهکارم، طاقت عذاب آخرت را ندارم در همین دینا مرا عذاب کن)). اکنون ای رسول خدا می بینی که بیمار شده ام.
پیامبر فرمود: دعای درستی نکرده ای می بایست در دعا به پیروی از قرآن بگویی: ربنا آتنا فی الدنیا حسنه وفی الاخره حسنه و قنا عذاب النار**بقره/ 201، ترجمه: پروردگارا به ما، در دنیا نیکی عطا کن و در آخرت نیز نیکی مرحمت فرما و ما را از عذاب آتش نگاه دار. *** آنگاه پیامبر برای او دعا کرد و او از بیماری نجات یافت**ر.ک: داستان های صاحبدلان 2/ 183 182، به نقل از: سفینه البحار 1/ 208. ***.

حکایت 348 : گریه مؤمن

یکی از آیات هشدار دهنده قرآن مجید این آیه است: یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا و قودها الناس و الحجاره علیها ملائکه غلاظ شداد لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یؤمرون**تحریم/ 6، ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان ها و سنگهاست نگه دارید آتشی که فرشتگانی برآن گمارده شده که خشن و سختگیرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمی کنند و آنچه را فرمان داده شده اند (به طور کامل) اجرا می نمایند. *** هنگامی که این آیه نازل گردید شخصی از مؤمنان سخت تحت تأثیر قرار گرفت به گونه ای که در گوشه ای نشسته و گریه می کرد و می گفت: من از نگهداری خود (و کنترل هوای نفسم) ناتوانم در عین حال (طبق این آیه) نگهداری اهل و بستگانم از انحرافات، به من تکلیف شده است. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود: همین اندازه برای تو کافی است که همان گونه که خود را امر به نیکی ها و نهی از بدیها می کنی، آنان را امر به خوبی ها و نهی از بدی ها کنی (و وظیفه واجب تو از این حد، بیشتر نیست**ر.ک: داستانهای صاحبدلان 2/ 169 168 به نقل از: تفسیر المیزان 19/ 395 به نقل از کافی. ***.)

حکایت 349 : فقیه

شخصی وارد مسجد پیامبر شد و به پیامبر عرض کرد: ای رسول خدا به من قرآن بیاموز. پیامبر او را به یکی از یارانش سپرده. او دست این شخص را گرفت و به کناری برد و سوره زلزال را برای او خواند تا به این آیه رسید: فمن یعمل مثقال ذره خیرا یره و من یعمل مثقال ذره شرا یره**زلزال/ 8 7، ترجمه: پس هر کس هموزن ذره ای کار خیر انجام دهد آن را می بیند و هر کس هموزن ذره ای کار بد کرده آن را می بیند. ***. آن شخص اندکی به فکر فرورفت سپس به خواننده آیه گفت: آیا این جمله، وحی است؟ او در جواب گفت: آری. آن شخص گفت: من درس خود را از همین آیه آموختم (یعنی: همین آیه برای موعظه و نشان دادن خط و راه راست و پیمودن آن کافی است.)
سپس آن صحابی به حضور رسول خدا رسید و جریان را برای حضرت نقل نمود. پیامبر فرمود: دعوه فانه فقه او را آزاد بگذارید که حقیقت را دریافت و شناخت**ر.ک: داستانهای صاحبدلان 2/ 61 60 به نقل از تفسیر قرطبی 10/ 527 ذیل تفسیر سوره زلزال. تفسیر نمونه 27/ 232 231 به نقل از روح البیان، 10/ 495، نور الثقلین 5/ 650. ***.