هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 346 : مرد بادیه نشین سوره ذاریات!

اصمعی گوید: از بصره بیرون آمدم و شتر سواری بادیه نشین را دیدم، پرسیدم: تو که هستی؟ گفتم: از طایفه بنی اصمع.
گفت: از کجا می آیی؟
گفتم: از جایی که کلام خدا در آن خوانده می شود.
گفتم: کلام خدا را بر من بخوان، من سوره ذاریات را خواندم تا به این آیه رسیدم: وفی السمآء رزقکم**ذاریات/ 22. *** یعنی: و در آسمان رزق و روزی شما است)). گفت: کافی است. سپس برخاست و شترش را سربرید و گوشت آن را به کسانی که در رفت و آمد بودند داد و شمشیر و کمانش را شکست و رفت.
وقتی با هارون الرشید به مکه رفتم و در مناسک حج شرکت کردم، به هنگام طواف شنیدم کسی آهسته مرا صدا می زند، توجه کردم دیدم همان عرب بادیه نشین است که برای او قرآن خوانده بودم، رنگش زرد و تنش لاغر شده بود، بر من سلام کرد و درخواست نمود همان سوره را برایش بخوانم.
سوره ذاریات را برایش خواندم تا به این آیه رسیدم: وفی السمآء رزقکم**همان. ***، فریادی کشید و گفت: آنچه پروردگار ما وعده داده است را به خوبی یافتم. سپس گفت: آیه دیگری بعد از این هست؟ من آیه بعدی را خواندم: فورب السمآء و الارض انه لحق مثل ما انکم تنطقون**ذاریات/ 23. *** یعنی: سوگند به خدای آسمان و زمین که آن (روزی بخشی خدا) راست است همان گونه که شما سخن می گویید و در سخن گفتن خود شک ندارید)).
فریاد دیگری کشید و گفت: تعجب است، چه کسی خدای بزرگ را به خشم آورده است که قسم یاد نموده است؟ آیا سخن او را باور نکرده اند تا او را ناگزیر به سوگند کرده اند؟ این جمله را سه مرتبه تکرار کرد و برزمین افتاد و جان سپرد**ر.ک: قصه های قرآنی/ 30 29، به نقل از: تفسیر کشاف 4/ 400، تفسیر نمونه 22/ 338 337. ***.
آفتاب عشق عالمتاب شد - عقل آنجا برف بود و آب شد

حکایت 347 : دعای غلط

پیامبر مهربان (صلی الله علیه و آله و سلم) که همواره جویای حال یاران خود می شد دریافت که یکی از یارانش بیمار و بستری شده است به عیادت او رفت و بربالینش نشست. پس از احوال پرسی، بیمار گفت: یارسول الله! نماز مغرب را با شما به جماعت خواندم شما سوره قارعه را در نماز خواندید من آنچنان تحت تأثیر قرار گرفتم که به خدا عرض کردم اگر در نزد تو گنهکارم، طاقت عذاب آخرت را ندارم در همین دینا مرا عذاب کن)). اکنون ای رسول خدا می بینی که بیمار شده ام.
پیامبر فرمود: دعای درستی نکرده ای می بایست در دعا به پیروی از قرآن بگویی: ربنا آتنا فی الدنیا حسنه وفی الاخره حسنه و قنا عذاب النار**بقره/ 201، ترجمه: پروردگارا به ما، در دنیا نیکی عطا کن و در آخرت نیز نیکی مرحمت فرما و ما را از عذاب آتش نگاه دار. *** آنگاه پیامبر برای او دعا کرد و او از بیماری نجات یافت**ر.ک: داستان های صاحبدلان 2/ 183 182، به نقل از: سفینه البحار 1/ 208. ***.

حکایت 348 : گریه مؤمن

یکی از آیات هشدار دهنده قرآن مجید این آیه است: یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا و قودها الناس و الحجاره علیها ملائکه غلاظ شداد لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یؤمرون**تحریم/ 6، ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان ها و سنگهاست نگه دارید آتشی که فرشتگانی برآن گمارده شده که خشن و سختگیرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمی کنند و آنچه را فرمان داده شده اند (به طور کامل) اجرا می نمایند. *** هنگامی که این آیه نازل گردید شخصی از مؤمنان سخت تحت تأثیر قرار گرفت به گونه ای که در گوشه ای نشسته و گریه می کرد و می گفت: من از نگهداری خود (و کنترل هوای نفسم) ناتوانم در عین حال (طبق این آیه) نگهداری اهل و بستگانم از انحرافات، به من تکلیف شده است. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود: همین اندازه برای تو کافی است که همان گونه که خود را امر به نیکی ها و نهی از بدیها می کنی، آنان را امر به خوبی ها و نهی از بدی ها کنی (و وظیفه واجب تو از این حد، بیشتر نیست**ر.ک: داستانهای صاحبدلان 2/ 169 168 به نقل از: تفسیر المیزان 19/ 395 به نقل از کافی. ***.)