هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 318 : عفو مؤمن

عبد الله بن عطاء روایت کند که: علی بن الحسین (علیه السلام) را غلامی بود که به واسطه نافرمانی و گناهی، مستحق مجازات شده بود. آن حضرت تازیانه به دست مبارک گرفت (تا او را بزند) و فرمود: قل للذین آمنوا یغفروا للذین لا یرجون ایام الله**جاثیه/ 14، ترجمه: به مؤمنان بگو کسانی را که امید به ایام الله ( روز رستاخیز) ندارند مورد عفو قرار دهند)). *** غلام گفت: من اینچنین نیستم. من امید رحمت الهی درام و خوف از عذاب او، آن حضرت تازیانه را از دست مبارک انداخت و فرمود: تو آزادی**ر.ک: کشف الغمه (ترجمه علی بن حسین زوارئی) 2/ 296. ***.

حکایت 319 : اعظم المواعظ

محدث نبیل و عالم جلیل شیخ یوسف بحرینی در لؤلؤ در ضمن احوال عالم محقق خبیر شیخ ابراهیم قطیفی معاصر محقق ثانی نقل کرده که: داخل شد بر او، حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در صورت مردی که شیخ می شناخت او را. پس سؤال نمود از او که: کدام آیه از آیات قرآنی اعظم است در مواعظ؟ پس شیخ گفت: ان الذین یلحدون فی آیاتنا لا یخفون علینا افمن یلقی فی النار خیر ام من یأتی آمنا یوم القیامه اعملوا ما شئتم انه بما تعملون بصیر**فصلت 40، ترجمه: کسانی که آیات ما را تحریف می کنند برما پوشیده نخواهند بود. آیا کسی که در آتش افکنده می شود بهتر است یا کسی که در نهایت امن و امان در قیامت به عرصه محشر می آید؟! هر کاری می خواهید، بکنید او به آنچه انجام می دهید، بیناست. ***پس حضرت فرمود: راست گفتی ای شیخ! آنگاه بیرون رفت از نزد او. پس سؤال کرد شیخ از اهل بیت خود که: فلان بیرون رفت؟ پس گفتند: ما کسی را ندیدیم داخل شده و کسی را ندیدیم بیرون رفته**ر.ک: نجم الثاقب/ 652 حکایت 96. ***.

حکایت 320 : ملوان کشتی و آیه ای شگفت!

او ملوان کشتی ای بود که از آسیا به طرف جنوب شرقی حرکت می کرد ناگهان طوفان شدیدی در سطح دریا پدید آمد، هوا تیره و تار شد و موجهای سهمگین برخاست وضع دریا دگرگون شد و ابرهای تیره و متراکمی در آسمان پیدا شد که هر لحظه هوا را تاریکتر می نمود به گونه ای که اگر کسی دست خود را جلوی چشمش می گرفت، آن را نمی دید، ملوان کشتی با کمال ناراحتی به هر سو می دوید و دیوانه وار در سطح کشتی حرکت می کرد، ناگهان چشمش به مسافری که از اهل پاکستان بود، افتاد که روی کتابی خم شده و آن را قرائت می کرد. ملوان پرسید: این چه کتابی است؟ مسافر پاکستانی پاسخ داد: کتاب آسمانی ما مسلمانها است. ملوان گفت: آیا ممکن است آیه ای را که اکنون می خواندی برایم ترجمه کنی؟
مرد پاکستانی آن آیه را برای او ترجمه نمود:
یا همچون ظلمات (تاریکی هایی) در یک دریای عمیق و پهناور، که موج آن را پوشانده و برفراز آن موج دیگری، و برفراز آن ابری تاریک است؛ ظلمتهایی است یکی برفرز دیگری، آن گونه که هرگاه دست خود را خارج کند ممکن نیست آن را ببیند! و کسی که خدا نوری برای او قرار نداده نوری برایش نیست**او کظلمات فی بحر لجی یعشاء موج من فوقه موج من فوقه سحاب ظلمات بعضها فوق بعض اذا اخرج یده لم یکد یراها و من لم یجعل الله له نورا فما له من نور، نور/ 40. درباره آیه دیگری که با حکایت فوق تناسب دارد ر.ک: لقمان/ 32. ***)).
ملوان کشتی از تشرحی که درباره طوفانها و امواج دریا شنید، در شگفت شد، زیرا کسی می تواند در زمینه طوفان دریا و چگونگی آن، بحث کند که خود سالها دریا نوردی کرده و از نزدیک اوضاع طوفان و امواج دریا را دیده باشد.
ملوان گفت: پیامبر شما (محمد) تا روز نزول این آیه مسافرت دریایی نکرده بود تا طوفان دریا و ویژگی های آن را دیده باشد پس معلوم می گردد این آیات وحی الهی است که خداوند به (محمد) الهام فرموده است))، ملوان این را گفت و همان ساعت مسلمان شد**ر.ک: بهترین راه شناخت خدا 1/ 281، به نقل از: راه تکامل 5/ 36. ***.