هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 314 : جنیان و استماع تلاوت پیامبر

رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) از مکه به بازار عکاظ در طائف آمد تا مردم را به اسلام دعوت کند اما کسی به دعوت او پاسخ مثبت نداد، حضرت به ناچار به سوی مکه بازگشت تا به محلی رسید که آنجا را وادی جن می نامیدند. حضرت در دل شب در آن محل به تلاوت قرآن پرداخت. جمعی از طایفه جن**اصل وجود جن حقیقتی است انکار ناپذیر و همان طور که می دانیم سوره هفتاد و دوم قرآن مجید و دوم قرآن مجید بدین نام جن است. برای اطلاع بیشتر ر.ک: تفاسیر قرآن ذیل تفسیر سوره جن. *** از آنجا می گذشتند. هنگامی که قرائت قرآن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را شنیدند به یکدیگر گفتند ساکت باشید و هنگامی که تلاوت حضرت پایان یافت ایمان آوردند و به عنوان مبلغان اسلام به سوی قوم خود آمدند و آنان را به سوی اسلام دعوت کردند، گروهی از آنها ایمان آوردند و با هم به حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) رسیدند و حضرت تعلیمات اسلامی را به آنها آموخت**ر.ک: قصه های قرآن/ 87 86 به نقل از: تفسیر نمونه 21/ 365. نور الثقلین 5/ 19. نکته: قرآن چه قدر عجیب است که جنیان که خود موجوداتی عجیبند از آن تعجب می کنند، (ر.ک: سوره مبارکه جن، آیه 1.) ***.

حکایت 315 : قرآن محبوب

آورده اند که: زبیده همسر هارون الرشید قرآن گران قیمتی داشت که آن را با زر و زیور و جواهرات تزئین کرده بود و علاقه فراوانی به آن داشت.
یک روز هنگامی که از همان قرآن تلاوت می کرد به این آیه شریفه رسید: لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون**آل عمران/ 92. *** یعنی: هرگز به مقام و حقیقت نیکوکاری نمی رسید مگر اینکه از آنچه دوست می دارید در راه خدا انفاق کنید)). با خواندن این آیه به فکر فرورفت و با خود گفت: هیچ چیز مثل این قرآن نزد من محبوب نیست و باید آن را در راه خدا انفاق کنم.
کسی را به دنبال جواهرفروشان فرستاد و تزئینات و جواهرات آن را فروخت و بهای آن را در بیابانهای حجاز برای تهیه آب مورد نیاز بیابان نشینان مصرف کرد. می گویند: امروز همه بقایای آن چاه ها وجود دارد و به نام او نامیده می شود**ر.ک: قصه های قرآن/ 22، به نقل از: تفسیر نمونه 3/ 14. ***.

حکایت 316 : مقام خائفان

یکی از آیات قرآن مجید این آیه است: یا ایها الذین آمنوا قوا انفسکم و اهلیکم نارا و قودها الناس و الحجاره علیها ملائکه غلاظ شداد لا یعصون الله ما امرهم و یفعلون ما یؤمرون**تحریم 6، ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسانها و سنگهاست نگه دارید آتشی که فرشتگانی برآن گمارده شده که خشن و سخت گیرند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمی کنند و آنچه را فرمان داده شده اند (به طور کامل) اجرا می نمایند. ***؛ این آیه از آیات تکان دهنده قرآن است که بسیاری در طول تاریخ تحت تأثیر آن قرار گرفته حتی بیهوش شده و مرده اند. از جمله وقایع واقعه زیر است:
ابن مسعود گوید: هنگامی که این آیه نازل شد، رسول اکرم علیه صلوات الله الاکرم آن را برای یاران خود تلاوت فرمود، ناگهان جوانی با شنیدن این آیه آن چنان تحت تأثیر قرار گرفت که مشاعر خود را از دست داده و بی هوش برزمین افتاد. پیامبر دست مبارکش را روی قلب آن جوان گذاشت و دریافت که نزدیک است قلبش از شدت اضطراب از جای کنده شود. فرمود: ای جوان! بگو: لا اله الا الله جوان حرکتی کرد و این جمله را گفت. رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) او را به بهشت بشارت داد.
حاضران عرض کردند: آیا در میان همه ما تنها این جوان را به بهشت بشارت دادید؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: آیا نشنیده اید که خداوند می فرماید: ذالک لمن خاف مقام و خاف و عید**ابراهیم/ 14. ***یعنی: بهشت برای کسی است که از مقام من بترسد و از وعده عذاب الهی بهراسد**ر.ک: استانهای صاحبدلان 2/ 118 117. به نقل از: تفسیر نور الثقلین 4/ 372. ***)).