هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 309 : اعتقاد نوجوان به وعده قرآن

عبد الواحد بن زیاد گوید: برای جهاد از شهر بیرون رفتیم. مردی در بین ما بود که این آیه را قرائت کرد ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه**توبه/ 111. ***یعنی: خداوند جانها و اموال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده است)). نوجوانی برخاست و گفت: قد بعت نفسی و مالی لله بان لی الجنه من جان و مال خود را به خدا فروختم تا در مقابلش، بهشت از آن من باشد. ما حرکت کردیم تا به بلاد و شهرهای روم رسیدیم... آن نوجوان رزمنده در میدان جنگ حاضر شد و شروع به جنگیدن کرد و آن قدر جنگید تا به شهادت رسید**ر.ک: قصه های قرآن/ 28، به نقل از: نزهه المجالس 1/ 192. ***.

حکایت 310 : بانوی مسیحی و آهنگ قرآن!

سید قطب ( ابراهیم حسین شاذلی) 1324 1387 ق مفسر نامدار مصری گوید: من از حوادثی که برای دیگران (در زمینه اعجاز قرآن) واقع شده سخنی نمی گویم. تنها حادثه ای را بیان می کنم که برای خود من واقع شد و شش نفر ناظر آن بودند (خودم و پنج نفر دیگر). ما شش نفر از مسلمانان بودیم که با یک کشتی مصری، اقیانوس اطلس را به سوی نیویورک می پیمودیم. مسافران کشتی 120 مرد و زن بودند و کسی در میان مسافران جز ما مسلمان نبود. روز جمعه به این فکر افتادیم که نماز جمعه را در قلب اقیانوس و برروی کشتی به جا آوریم و علاوه بر اقامه فریضه مذهبی مایل بودیم یک حماسه اسلامی در مقابل یک مبلغ مسیحی که داخل کشتی نیز دست از برنامه تبلیغاتی خود برنمی داشت، بیافرینیم، به ویژه که او حتی مایل بود ما را هم به مسیحیت بکشاند. ناخدای کشتی که یک نفر انگلیسی بود موافقت کرد که ما نماز جماعت را بر عرشه کشتی تشکیل دهیم و به کارکنان کشتی نیز که همه از مسلمانان آفریقا بودند اجازه داده شد که با ما نماز بخوانند و آنها از این جریان بسیار خوشحال شدند زیرا این نخستین باری بود که نماز جمعه بر روی کشتی اقامه می شد. من ( سید قطب) به خواندن خطبه نماز جمعه و امامت پرداختم و جالب اینکه مسافران غیر مسلمان اطراف ما حلقه زده بودند و با دقت مراقب انجام این فریضه اسلامی بودند.
پس از پایان نماز گروه بسیاری از آنها نزد ما آمدند و این موفقیت را به ما تبریک گفتند، در میان این گروه خانمی بود که بعد فهمیدیم که یک زن مسیحی یوگسلاوی است که از جهنم تیتو**رییس جمهور وقت. *** و کمونیسم او فرار کرده است! او فوق العاده تحت تأثیر نماز ما قرار گرفته بود به حدی که اشک از جشمانش سرازیر بود و قادر به کنتزل خویش نبود. او به زبان انگلیسی ساده و آمیخته با تأثر شدید و خضوع و خشوع خاصی سخن می گفت و از جمله سخنانش این بود: بگوئید ببینم کشیش شما به چه زبانی با شما سخن می گفت؟ ما به او فهماندیم که این برنامه اسلامی یعنی نماز را هر مسلمان با ایمانی می تواند انجام دهد و سرانجام به او گفتیم که با زبان عربی صحبت می کردیم.
او گفت: اگر چه من یک کلمه از مطالب شما را نفهمیدم اما به وضوع دیدم که این کلمات آهنگ عجیبی داشت اما از این مهم تر مطلبی که نظر مرا فوق العاده به خود جلب کرد این بود که در لابلای خطبه امام شما جمله هایی وجود داشت که از بقیه ممتاز بود و دارای آهنگ فوق العاده مؤثر و عمیقی که لرزه براندام من می انداخت یقیناً این جمله ها مطالب دیگری بودند، فکر می کنم امام شما هنگامی که این جمله ها را ادا می کرد مملو از روح القدس شده بود! ما کمی فکر کردیم و متوجه شدیم این جمله ها همان آیاتی از قرآن بود که من در اثناء خطبه و در نماز، آنها را می خواندم. این موضوع ما را تکان داد و متوجه این نکته ساخت که آهنگ مخصوص آن گونه مؤثر است که حتی بانویی را که یک کلمه مفهوم آن را نمی فهمد تحت تأثیر شدید خود قرار می دهد**ر.ک: تفسیر نمونه 8/ 292 به نقل از: تفسیر فی ضلال القرآن))، (سید قطب) 4/ 422 ذیل تفسیر آیه 38 سوره مبارکه یونس. نکته: بولاتیتلر از دانشمندان و مستشرقین اروپایی درباره قرآن چنین می گوید: بسیار ساده اندیشی است که کسی گمان کند تأثیر سخنش به اندازه تأثیرات قرآن بر مخاطبانش است. ر.ک: تنزیه التنزیل (شهرستانی)/ 134. ***.

حکایت 311 : امام سجاد و فرو بردن خشم

آورده اند که: روزی یک از خدمتکاران امام سجاد (علیه السلام) در هنگام شست و شوی سر و صورت آن حضرت، ظرف آب از دستش افتاد و سر مبارک امام (علیه السلام) را زخمی کرد امام به او نگاهی کرد. او دریافت که حضرت ناراحت شده است بلافاصله گفت: و الکاظمین الغیظ یعنی: پرهیزگران کسانی هستند که) خشم خود را فرو می برند)).
امام (علیه السلام) فرمود: من خشم خود را فرو بردم، او دوباره گفت: و العافین عن الناس یعنی: و از خطای مردم می گذرند)). امام (علیه السلام) فرمود: خداوند تو را عفو کرد. او گفت: و الله یحب المحسنین یعنی: و خداوند نیکوکاران را دوست می دارد)). امام فرمود: تو در راه خدا آزاد هستی**ر.ک: تفسیر نور 2/ 181 180 به نقل از: تفسیر مجمع البیان و روح البیان)). ***.
بدی را بدی سهل باشد جزا - اگر مردی احسن الی من اسا
سعدی