هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 308 : کریم بن کریم

در بعضی از کتب منقول است از عصام بن المصطلق شامی که گفت: داخل شدم در مدینه معظمه پس چون دیدم حسین بن علی (علیهم السلام) را پس به تعجب در آورد مرا روش نیکو و منظر پاکیزه او. پس حسد مرا واداشت که ظاهر کنم آن بعض و عداوتی را که در سینه داشتم از پدر او. پس نزیک او شدم و گفتم: تویی پسر ابوتراب؟ حضرت فرمود: بلی، عصام گوید: فبالغت فی شتمه و شتم ابیه پس من هرچه توانستم دشنام و ناسزا به آن حضرت و پدرش گفتم: فنظر الی نظره عاطف رؤف پس نظری از روی عطوفت و مهربانی بر من کرد و فرمود: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم**استعاذه نمودن ( گفتن اعوذبالله...) عمل به دستور قرآنی است که در آیه 98 سوره مبارکه نحل بدان سفارش شده است. *** بسم الله الرحمن الرحیم. خذ العفو و أمر بالعرف و اعرض عن الجاهلین و اما ینزعنک من الشیطان نزع فاستعذ بالله انه سمیع علیم ان الذین اتقوا اذا مسهم طآئف من الشیطان تذکروا فاذاهم مبصرون و اخوانهم یمدونهم فی الغی ثم لا یقصرون**اعراف/ 202 199، ترجمه: به نام خداوند بخشنده بخشایشگر. با آنها مدارا کن و عذرشان را بپذیر و به نیکی های دعوت نماز و از جاهلان روی بگردان (و با آنان ستیزه مکن) هر گاه و سوسه ای از شیطان به تو رسد به خدا پناه بر، که او شنونده و داناست. پرهیزگاران هنگامی که گرفتاری و سوسه های شیطان شوند به یاد (خدا و پاداش و کیفر او) می افتند و (در پرتو یاد او، راه حق را می بینند و) ناگهان بینا می گردند و (نا پرهیزگاران را) برادرنشان (از شیاطین) پیوسته در گمراهی پیش می برند و باز نمی ایستند. *** این آیات اشارت است به مکارم اخلاق که حق تعالی پیامبرش را به آن تأدیب فرموده از جمله آنکه به میسور از اخلاق مردم اکتفا کند و متوقع زیادتر بناشد و بدی را به بدی مکافات ندهد و از نادانان روبگرداند و در مقام وسوسه شیطان پناه به خدا گیرد آنگاه خطاب به من فرمود: حفض علیک استغفر الله لی ولک آهسته و سبک و آسان کن کار را برخود، طلب آمرزش کن از خدا برای من و برای خودت. همانا اگر طلب یاری کنی از ما، تو را یاری کنم و اگر عطا طلب کنی تو را عطا کنم و اگر طلب ارشاد کنی تو را ارشاد کنم. عصام گوید: من از گفته و تقصیر خود پشیمان شدم و آن حضرت به فراست دریافت پشیمانی مرا و فرمود لا تثریب علیکم الیوم یغفر الله لکم و هو ارحم الراحمین**یوسف/ 92، ترجمه: امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست، خداوند شما را می بخشد و او مهربانترین مهربانان است. *** و این آیه شریفه از زبان حضرت یوسف پیغمبر است به برادران خود که در مقام عفو از آنها فرمود که عتاب و ملامتی نیست بر شما بیامرزد خداوند شماها را و اوست ارحم الراحمین پس آن جناب به من فرمود: تو از اهل شامی؟ گفتم: بلی. فرمود: شنشنه اعرفها من اخزم و این مثلی است که حضرت به آن تمثل جست حاصل اینکه این دشنام و ناسازگفتن به ما، عادت و خوئی است در اهل شام که معاویه در میان آنها سنت کرده سپس فرمود: حیانا الله و ایاک خداوند ما و تو را زنده بدارد. هرحاجتی که داری به نحو انبساط و گشاده رویی حاجت خود را از ما بخواه که می یابد مرا در نزد افضل ظن خود به من ان شاء الله تعالی. عصام گوید: از این اخلاق شریفه آن حضرت در مقابل آن جسارت ها و دشنام ها که از من سر زد چنان زمین بر من تنگ شد که دوست داشتم به زمین فروبرم لاجرم از نزد آن حضرت آهسته بیرون شدم در حالی که پناه به مردم می بردم به نحوی که آن جناب ملتفت من نشود لیکن بعد از آن مجلس، نبود در نزد من شخصی محبوب تر از آن حضرت و پدرش**ر.ک: منتهی الآمال، 1/ 344 343. ***.
لن یحب الان من رجائک من حرک من دون بابک الحلقه
انت جواد و انت معتمد ابوک قد کان قاتل الفسقه
لولا الذی کان من اوائلکم کان علینا الجحیم منطبقه

حکایت 309 : اعتقاد نوجوان به وعده قرآن

عبد الواحد بن زیاد گوید: برای جهاد از شهر بیرون رفتیم. مردی در بین ما بود که این آیه را قرائت کرد ان الله اشتری من المؤمنین انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه**توبه/ 111. ***یعنی: خداوند جانها و اموال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده است)). نوجوانی برخاست و گفت: قد بعت نفسی و مالی لله بان لی الجنه من جان و مال خود را به خدا فروختم تا در مقابلش، بهشت از آن من باشد. ما حرکت کردیم تا به بلاد و شهرهای روم رسیدیم... آن نوجوان رزمنده در میدان جنگ حاضر شد و شروع به جنگیدن کرد و آن قدر جنگید تا به شهادت رسید**ر.ک: قصه های قرآن/ 28، به نقل از: نزهه المجالس 1/ 192. ***.

حکایت 310 : بانوی مسیحی و آهنگ قرآن!

سید قطب ( ابراهیم حسین شاذلی) 1324 1387 ق مفسر نامدار مصری گوید: من از حوادثی که برای دیگران (در زمینه اعجاز قرآن) واقع شده سخنی نمی گویم. تنها حادثه ای را بیان می کنم که برای خود من واقع شد و شش نفر ناظر آن بودند (خودم و پنج نفر دیگر). ما شش نفر از مسلمانان بودیم که با یک کشتی مصری، اقیانوس اطلس را به سوی نیویورک می پیمودیم. مسافران کشتی 120 مرد و زن بودند و کسی در میان مسافران جز ما مسلمان نبود. روز جمعه به این فکر افتادیم که نماز جمعه را در قلب اقیانوس و برروی کشتی به جا آوریم و علاوه بر اقامه فریضه مذهبی مایل بودیم یک حماسه اسلامی در مقابل یک مبلغ مسیحی که داخل کشتی نیز دست از برنامه تبلیغاتی خود برنمی داشت، بیافرینیم، به ویژه که او حتی مایل بود ما را هم به مسیحیت بکشاند. ناخدای کشتی که یک نفر انگلیسی بود موافقت کرد که ما نماز جماعت را بر عرشه کشتی تشکیل دهیم و به کارکنان کشتی نیز که همه از مسلمانان آفریقا بودند اجازه داده شد که با ما نماز بخوانند و آنها از این جریان بسیار خوشحال شدند زیرا این نخستین باری بود که نماز جمعه بر روی کشتی اقامه می شد. من ( سید قطب) به خواندن خطبه نماز جمعه و امامت پرداختم و جالب اینکه مسافران غیر مسلمان اطراف ما حلقه زده بودند و با دقت مراقب انجام این فریضه اسلامی بودند.
پس از پایان نماز گروه بسیاری از آنها نزد ما آمدند و این موفقیت را به ما تبریک گفتند، در میان این گروه خانمی بود که بعد فهمیدیم که یک زن مسیحی یوگسلاوی است که از جهنم تیتو**رییس جمهور وقت. *** و کمونیسم او فرار کرده است! او فوق العاده تحت تأثیر نماز ما قرار گرفته بود به حدی که اشک از جشمانش سرازیر بود و قادر به کنتزل خویش نبود. او به زبان انگلیسی ساده و آمیخته با تأثر شدید و خضوع و خشوع خاصی سخن می گفت و از جمله سخنانش این بود: بگوئید ببینم کشیش شما به چه زبانی با شما سخن می گفت؟ ما به او فهماندیم که این برنامه اسلامی یعنی نماز را هر مسلمان با ایمانی می تواند انجام دهد و سرانجام به او گفتیم که با زبان عربی صحبت می کردیم.
او گفت: اگر چه من یک کلمه از مطالب شما را نفهمیدم اما به وضوع دیدم که این کلمات آهنگ عجیبی داشت اما از این مهم تر مطلبی که نظر مرا فوق العاده به خود جلب کرد این بود که در لابلای خطبه امام شما جمله هایی وجود داشت که از بقیه ممتاز بود و دارای آهنگ فوق العاده مؤثر و عمیقی که لرزه براندام من می انداخت یقیناً این جمله ها مطالب دیگری بودند، فکر می کنم امام شما هنگامی که این جمله ها را ادا می کرد مملو از روح القدس شده بود! ما کمی فکر کردیم و متوجه شدیم این جمله ها همان آیاتی از قرآن بود که من در اثناء خطبه و در نماز، آنها را می خواندم. این موضوع ما را تکان داد و متوجه این نکته ساخت که آهنگ مخصوص آن گونه مؤثر است که حتی بانویی را که یک کلمه مفهوم آن را نمی فهمد تحت تأثیر شدید خود قرار می دهد**ر.ک: تفسیر نمونه 8/ 292 به نقل از: تفسیر فی ضلال القرآن))، (سید قطب) 4/ 422 ذیل تفسیر آیه 38 سوره مبارکه یونس. نکته: بولاتیتلر از دانشمندان و مستشرقین اروپایی درباره قرآن چنین می گوید: بسیار ساده اندیشی است که کسی گمان کند تأثیر سخنش به اندازه تأثیرات قرآن بر مخاطبانش است. ر.ک: تنزیه التنزیل (شهرستانی)/ 134. ***.