هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

بخش پنجم: تأثیر و نفوذ قرآن

اذا تتلی علیهم آیات الرحمن خروا سجدا وبکیا
مریم/ 58.

حکایت 307 : تلاوت ابن مسعود و گریه پیامبر

عبد الله بن مسعود یکی از نویسندگان وحی ( کتاب وحی) بود یعنی از کسانی بود که هر چه از قرآن نازل می شد، مرتب می نوشت و ضبط می کرد و چیزی فروگذار نمی کرد.
روزی، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود: مقداری قرآن بخوان تا من گوش کنم)).
ابن مسعود مصحف خویش را گشود، سوره مبارکه نساء آمد، او می خواند و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با دقت و توجه گوش می کرد تا رسید به آیه شریفه 41: فیکف اذا جئنا من کل امه بشهید و جئنابک علی هؤلاء شهیدا یعنی: چگونه باشد آن وقت که از هر امتی گواهی بیاوریم و تو را برای این امت گواه بیاوریم)). همین که ابن مسعود این آیه را قرائت کرد، چشم های رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پر از اشک شد و فرمود: دیگر کافی است**ر.ک: داستان راستان 1/ 177 به نقل از کحل البصر (محدث قمی)/ 79. ناگفته نماند که شهید مطهری این داستان را با عنوان استماع قرآن ذکر نموده است. ***)).

حکایت 308 : کریم بن کریم

در بعضی از کتب منقول است از عصام بن المصطلق شامی که گفت: داخل شدم در مدینه معظمه پس چون دیدم حسین بن علی (علیهم السلام) را پس به تعجب در آورد مرا روش نیکو و منظر پاکیزه او. پس حسد مرا واداشت که ظاهر کنم آن بعض و عداوتی را که در سینه داشتم از پدر او. پس نزیک او شدم و گفتم: تویی پسر ابوتراب؟ حضرت فرمود: بلی، عصام گوید: فبالغت فی شتمه و شتم ابیه پس من هرچه توانستم دشنام و ناسزا به آن حضرت و پدرش گفتم: فنظر الی نظره عاطف رؤف پس نظری از روی عطوفت و مهربانی بر من کرد و فرمود: اعوذ بالله من الشیطان الرجیم**استعاذه نمودن ( گفتن اعوذبالله...) عمل به دستور قرآنی است که در آیه 98 سوره مبارکه نحل بدان سفارش شده است. *** بسم الله الرحمن الرحیم. خذ العفو و أمر بالعرف و اعرض عن الجاهلین و اما ینزعنک من الشیطان نزع فاستعذ بالله انه سمیع علیم ان الذین اتقوا اذا مسهم طآئف من الشیطان تذکروا فاذاهم مبصرون و اخوانهم یمدونهم فی الغی ثم لا یقصرون**اعراف/ 202 199، ترجمه: به نام خداوند بخشنده بخشایشگر. با آنها مدارا کن و عذرشان را بپذیر و به نیکی های دعوت نماز و از جاهلان روی بگردان (و با آنان ستیزه مکن) هر گاه و سوسه ای از شیطان به تو رسد به خدا پناه بر، که او شنونده و داناست. پرهیزگاران هنگامی که گرفتاری و سوسه های شیطان شوند به یاد (خدا و پاداش و کیفر او) می افتند و (در پرتو یاد او، راه حق را می بینند و) ناگهان بینا می گردند و (نا پرهیزگاران را) برادرنشان (از شیاطین) پیوسته در گمراهی پیش می برند و باز نمی ایستند. *** این آیات اشارت است به مکارم اخلاق که حق تعالی پیامبرش را به آن تأدیب فرموده از جمله آنکه به میسور از اخلاق مردم اکتفا کند و متوقع زیادتر بناشد و بدی را به بدی مکافات ندهد و از نادانان روبگرداند و در مقام وسوسه شیطان پناه به خدا گیرد آنگاه خطاب به من فرمود: حفض علیک استغفر الله لی ولک آهسته و سبک و آسان کن کار را برخود، طلب آمرزش کن از خدا برای من و برای خودت. همانا اگر طلب یاری کنی از ما، تو را یاری کنم و اگر عطا طلب کنی تو را عطا کنم و اگر طلب ارشاد کنی تو را ارشاد کنم. عصام گوید: من از گفته و تقصیر خود پشیمان شدم و آن حضرت به فراست دریافت پشیمانی مرا و فرمود لا تثریب علیکم الیوم یغفر الله لکم و هو ارحم الراحمین**یوسف/ 92، ترجمه: امروز ملامت و توبیخی بر شما نیست، خداوند شما را می بخشد و او مهربانترین مهربانان است. *** و این آیه شریفه از زبان حضرت یوسف پیغمبر است به برادران خود که در مقام عفو از آنها فرمود که عتاب و ملامتی نیست بر شما بیامرزد خداوند شماها را و اوست ارحم الراحمین پس آن جناب به من فرمود: تو از اهل شامی؟ گفتم: بلی. فرمود: شنشنه اعرفها من اخزم و این مثلی است که حضرت به آن تمثل جست حاصل اینکه این دشنام و ناسازگفتن به ما، عادت و خوئی است در اهل شام که معاویه در میان آنها سنت کرده سپس فرمود: حیانا الله و ایاک خداوند ما و تو را زنده بدارد. هرحاجتی که داری به نحو انبساط و گشاده رویی حاجت خود را از ما بخواه که می یابد مرا در نزد افضل ظن خود به من ان شاء الله تعالی. عصام گوید: از این اخلاق شریفه آن حضرت در مقابل آن جسارت ها و دشنام ها که از من سر زد چنان زمین بر من تنگ شد که دوست داشتم به زمین فروبرم لاجرم از نزد آن حضرت آهسته بیرون شدم در حالی که پناه به مردم می بردم به نحوی که آن جناب ملتفت من نشود لیکن بعد از آن مجلس، نبود در نزد من شخصی محبوب تر از آن حضرت و پدرش**ر.ک: منتهی الآمال، 1/ 344 343. ***.
لن یحب الان من رجائک من حرک من دون بابک الحلقه
انت جواد و انت معتمد ابوک قد کان قاتل الفسقه
لولا الذی کان من اوائلکم کان علینا الجحیم منطبقه