هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 306 : اعجاز ملموس

امین ریحانی، دانشمند و فیلسوف بر جسته مسیحی در نامه ای به آیت الله شیخ محمد حسین کاشف الغطآء درباره اعجاز قرآن چنین می نویسد: شما می گویید، قرآن اعجاز می کند و این سخن ما صحیح است... در دوران اقامتم در لندن و نیویورک، زیاد اتفاق می افتاد که من قرآن را با همان لحن و لغت عربی تلاوت می کردم و نغمه های دلربای آن همسایگانم را از خود بی خود و عقل را از سرشان بدر می کرد**ر.ک: سرگذشت های تلخ و شیرین قرآن 2/ 61 به نقل از: محمد و قرآن/ 184. ***)).
خوشتر آن باشد که سر دلبران - گفته آید در حدیث دیگران

بخش پنجم: تأثیر و نفوذ قرآن

اذا تتلی علیهم آیات الرحمن خروا سجدا وبکیا
مریم/ 58.

حکایت 307 : تلاوت ابن مسعود و گریه پیامبر

عبد الله بن مسعود یکی از نویسندگان وحی ( کتاب وحی) بود یعنی از کسانی بود که هر چه از قرآن نازل می شد، مرتب می نوشت و ضبط می کرد و چیزی فروگذار نمی کرد.
روزی، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به او فرمود: مقداری قرآن بخوان تا من گوش کنم)).
ابن مسعود مصحف خویش را گشود، سوره مبارکه نساء آمد، او می خواند و رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با دقت و توجه گوش می کرد تا رسید به آیه شریفه 41: فیکف اذا جئنا من کل امه بشهید و جئنابک علی هؤلاء شهیدا یعنی: چگونه باشد آن وقت که از هر امتی گواهی بیاوریم و تو را برای این امت گواه بیاوریم)). همین که ابن مسعود این آیه را قرائت کرد، چشم های رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) پر از اشک شد و فرمود: دیگر کافی است**ر.ک: داستان راستان 1/ 177 به نقل از کحل البصر (محدث قمی)/ 79. ناگفته نماند که شهید مطهری این داستان را با عنوان استماع قرآن ذکر نموده است. ***)).