هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 290 : اعجاز نون متکلم مع الغیر

امام بدیع الزمان شیخ سعید نورسی**نورس روستایی است از توابع شهر وان در کردستان ترکیه. *** (1293 1379 ق) گوید: در یکی از روزها درباره نون متکلم مع الغیر در آیه ایاک نعبد و ایاک نستعین**حمد 5، ترجمه: پروردگار تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم. *** می اندیشیدم و درباره آوردن صیغه جمع به جای صیغه متکلم وحده ( اعبد و استعین) به تأمل فرورفته بودم، ناگاه فضیلت نماز جماعت و حکمت آن از این ( نون) بر من هویدا گشت، چون دیدم به سبب مشارکت در نماز جماعت مسجد ( با یزید) هر یک از نمازگزاران برای من شفاعت می کند و هر فردی از آنها گواه و تأیید کننده اعمال و اذکاری بودند که در نماز انجام داده بودم این کار جرأت و نیرویی را در من ایجاد کرد تا عبادت ناقص خود را در ضمن عبادت کامل آنان به حضور ذات اقدس الهی تقدیم دارم در این فکر بودم که ناگاه پرده دیگری برداشته شد و مشاهده کردم همه مساجد استانبول به هم متصل و همه شهر یکپارچه مسجد شده است و در این حال علو و بلندی دعاهای همه آنها را نه تنها احساس کردم بلکه تصدیق و تأیید آنان را نیز درک کردم. در آنجا خود را در میان صفهای دایره واری که در مساجد کره زمین به صورت حلقه هایی در پیرامون کعبه تشکیل شده بود دیدم و هنگامی که این همه شافعان را مشاهده کردم که با من، اعمال و اقوال نماز را تکرار می کنند و هر چه را که در نماز می گویم تأیید می نمایند خدا را بسیار ستودم و گفتم: الحمد الله رب العالمین**حمد/ 2، انعام/ 45، یونس/ 10، صافات/ 182، زمر/ 75، غافر/ 65، ترجمه: ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است. ر.ک: فصلنامه بینات شماره 11/ 44 43 به نقل از: المکتوبات/ 507 506. ***.

حکایت 291 : اشکال ولید بر کتاب مجید

گویند: یکی از سران شرک به نام ولید بن عقبه که او را گل سرسبد قریش می دانستند - به خیال خود سه اشکال بر آیات قرآن وارد نمود و گفت: جمله استهزی**انعام/ 10، رعد/ 32، انبیاء/ 41، ترجمه: مورد تمسخر و استهزاء قرار گرفتند)). *** و کلمه عجاب**ص/ 5، ترجمه: چیز عجیب)). *** و کلمه کبار**نوح/ 22، ترجمه: عظیم و بزرگ)). *** در قرآن آمده در صورتی که این کلمات دور از فصاحت و بلاغت است. تا اینکه روزی در حضور جمعی، وارد بر پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) شد. پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) در ظاهر به احترام او چندبار برخاستند و سپس نشستند ولید از این رفتار پیامبر ناراحت شده و گفت: اتستهزئنی و انا من کبار القریش ان هذا لشی ء عجاب یعنی: آیا مرا مسخره می کنی با این که من از بزرگان قریش هستم؟! این مطلب چیز شگفتی است! بدین ترتیب ولید در گفتار کوتاه خود، هر سه کلمه قرآنی را که می خواست بر آنها ایراد و اشکال وارد سازد، ناخود آگاه در گفتار خویش استفاده نمود و با توجه به اینکه از زبردستان و سخنوران معروف عرب بود در نتیجه با سخن خویش، اشکال وارد از طرف خود را پاسخ داد**ر.ک: داستانها و پندها 4/ 171، به نقل از: مجموعه ای خطی. ***.

حکایت 292 : من و سلوی

گویند: عبادت و ریاضت ذو النون مصری را نهایتی نبود تا به حدی که خواهری داشت در خدمت او چنان عارفه شده بود که روزی این آیت می خواند وظللنا علیکم الغمام و انزلنا علیکم المن و السلوی**بقره/ 57، ترجمه: وابر را بر شما سایبان قرار دادیم و من ( شیره مخصوص و لذیذ درختان) و سلوی ( مرغان مخصوص شبیه کبوتر) را بر شما فرستادیم. درباره نظیر این آیه ر.ک: اعراف/ 160، طه/ 80. *** روی به آسمان کرد و گفت: الهی! اسرائیلیان را من و سلوی فرستی و محمدیان را نه، به عزت تو که از پای ننشینم تا من و سلوی نبارانی! در حالی، از روزن خانه من و سلوی باریدن گرفت، از خانه بیرون دوید، روی به بیابان نهاد و گم شد و هر گزش باز نیافتند**ر.ک: تذکره الاولیاء/ 190. ***.