هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 288 : امداد رسانی فرشتگان

ابوطلحه گوید: در بعضی از جنگها با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) همراه بودم هنگامی که جنگ بر مسلمین سخت و مشکل می شد، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمود: یا مالک یوم الدین ایا نعبد و ایاک نستعین**-ای مالک روز جزا تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم، اقتباس از آیه 4 و 5 سوره حمد. *** چون گفته آن حضرت به پایان می رسید می دیدم که سرهای کفار از بدنهایشان جدا شده و برزمین می افتد بدون آنکه جدا کنندگان سرها را مشاهده کنم. در نهایت بدین ترتیب مسلمین، کفار را شکست می دادند. به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کردم: ای رسول خدا! این سرها چگونه از بدنها جدا می شوند؟ آن حضرت فرمود: فرشتگان این عمل را انجام می دهند و شما آنها را نمی بینید**ر.ک: سرگذشت های تلخ و شیرین قرآن 1/ 40 به نقل از: نور درخشان در تفسر نخستین سوره قرآن/ 171.***.

حکایت 289 : قرآنی که در دریا افتاد

روایت نموده اند که: حضرت امام محمد باقر علهی صلوات الله الغافر فرمودند: قرآنی در دریا افتاد و پس از مدتی که آن را به دست آوردند، دیدند که تام نوشته هایش پاک شده است و تنها این آیه باقی مانده است الا الی الله تصیر الامور**شوری/ 53. *** یعنی: آگاه باشید که همه کارها، تنها به سوی خدا باز می گردد**ر.ک: قصهاهای قرآن/ 108 به نقل از اصول کافی 6/ 473 472، کتاب فضل القرآن باب نوادر. ***)).

حکایت 290 : اعجاز نون متکلم مع الغیر

امام بدیع الزمان شیخ سعید نورسی**نورس روستایی است از توابع شهر وان در کردستان ترکیه. *** (1293 1379 ق) گوید: در یکی از روزها درباره نون متکلم مع الغیر در آیه ایاک نعبد و ایاک نستعین**حمد 5، ترجمه: پروردگار تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم. *** می اندیشیدم و درباره آوردن صیغه جمع به جای صیغه متکلم وحده ( اعبد و استعین) به تأمل فرورفته بودم، ناگاه فضیلت نماز جماعت و حکمت آن از این ( نون) بر من هویدا گشت، چون دیدم به سبب مشارکت در نماز جماعت مسجد ( با یزید) هر یک از نمازگزاران برای من شفاعت می کند و هر فردی از آنها گواه و تأیید کننده اعمال و اذکاری بودند که در نماز انجام داده بودم این کار جرأت و نیرویی را در من ایجاد کرد تا عبادت ناقص خود را در ضمن عبادت کامل آنان به حضور ذات اقدس الهی تقدیم دارم در این فکر بودم که ناگاه پرده دیگری برداشته شد و مشاهده کردم همه مساجد استانبول به هم متصل و همه شهر یکپارچه مسجد شده است و در این حال علو و بلندی دعاهای همه آنها را نه تنها احساس کردم بلکه تصدیق و تأیید آنان را نیز درک کردم. در آنجا خود را در میان صفهای دایره واری که در مساجد کره زمین به صورت حلقه هایی در پیرامون کعبه تشکیل شده بود دیدم و هنگامی که این همه شافعان را مشاهده کردم که با من، اعمال و اقوال نماز را تکرار می کنند و هر چه را که در نماز می گویم تأیید می نمایند خدا را بسیار ستودم و گفتم: الحمد الله رب العالمین**حمد/ 2، انعام/ 45، یونس/ 10، صافات/ 182، زمر/ 75، غافر/ 65، ترجمه: ستایش مخصوص خداوندی است که پروردگار جهانیان است. ر.ک: فصلنامه بینات شماره 11/ 44 43 به نقل از: المکتوبات/ 507 506. ***.