هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 287 : که محرم به یک نقطه مجرم شود

در تاریخ آمده است که: هنگامی که آیه فانطلقا حتی اذا اتیا اهل قریه استطعما اهلها فابوا ان یضیفوهما**کهف/ 77، ترجمه: باز (موسی و خضر) به راه خود ادامه دادند تا به مردم قریه ای رسیدند، از آنان خواسند که به ایشان غذا دهند ولی آنان از مهمان کردنشان خودداری نمودند. *** نازل شده عده ای از اهالی شهر ناصریه**گویا این قریه و آبادی شهر ناصره در شمال فلسطین اشغالی باشد. *** پس از نزول آیه و انتشار خبر آن چون این عمل ( پذیرایی و مهمانداری نکردن) را برای خود زشت و ننگ می دانستد گفتند: این داستان برای همیشه در تاریخ ثبت خواهد شد لذا بزرگان قوم با مقدار زیادی طلا و جواهر به خدمت رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) رسیدند و از ایشان در خواست کردند که تنها یک نقطه را به کلمه ای در این آیه اضافه نمایند یعنی به جای فابوا ( امتناع کردن) گفته شود فاتوا ( استقبال کردند) در نتیجه پس از این تغییر به این معنی دست یابند که: اهل شهر به استقبال حضرت موسی و خضر آمدند تا از ایشان پذیرایی کنند و در حقیقت با اضافه کردن یک نقطه و جابجا کردن یک نقطه دیگرمی خواستند معنای مورد نظر خود را تحقق بخشند. اما رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: من نمی توانم این کار را انجام دهم زیرا این عمل موجب خیانت در سخن خدا خواهد شد**ر.ک: ماهنامه بشارت شماره 11/ 18. براساس گفتاری از حضرت آیت الله هشترودی. ***.
تساهل به اعراب قرآن مکن - که محرم به یک نقطه مجرم شود

حکایت 288 : امداد رسانی فرشتگان

ابوطلحه گوید: در بعضی از جنگها با رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) همراه بودم هنگامی که جنگ بر مسلمین سخت و مشکل می شد، رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمود: یا مالک یوم الدین ایا نعبد و ایاک نستعین**-ای مالک روز جزا تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم، اقتباس از آیه 4 و 5 سوره حمد. *** چون گفته آن حضرت به پایان می رسید می دیدم که سرهای کفار از بدنهایشان جدا شده و برزمین می افتد بدون آنکه جدا کنندگان سرها را مشاهده کنم. در نهایت بدین ترتیب مسلمین، کفار را شکست می دادند. به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کردم: ای رسول خدا! این سرها چگونه از بدنها جدا می شوند؟ آن حضرت فرمود: فرشتگان این عمل را انجام می دهند و شما آنها را نمی بینید**ر.ک: سرگذشت های تلخ و شیرین قرآن 1/ 40 به نقل از: نور درخشان در تفسر نخستین سوره قرآن/ 171.***.

حکایت 289 : قرآنی که در دریا افتاد

روایت نموده اند که: حضرت امام محمد باقر علهی صلوات الله الغافر فرمودند: قرآنی در دریا افتاد و پس از مدتی که آن را به دست آوردند، دیدند که تام نوشته هایش پاک شده است و تنها این آیه باقی مانده است الا الی الله تصیر الامور**شوری/ 53. *** یعنی: آگاه باشید که همه کارها، تنها به سوی خدا باز می گردد**ر.ک: قصهاهای قرآن/ 108 به نقل از اصول کافی 6/ 473 472، کتاب فضل القرآن باب نوادر. ***)).