هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 271 : اطلاق نفس و شی ء بر خدا

شمس الدین احمد افلاکی در مناقب العارفین چنین گوید: فضلای اصحاب روایت کردند که روزی دانشمندی بزرگ به دیدن مولانا ( جلال الدین رومی) آمده بود، به طریق امتحان چند سؤالی بکرد که خدای تعالی را نفس توان گفت یا نی؟ چه اگر او را نفس توان گفتن کل نفس ذآئقه الموت**آل عمران/ 185، انبیاء/ 35، عنکوبت/ 57، ترجمه: هر کسی مرگ را می چشد. *** را معنی چه باشد؟ و اگر اطلاق نفس در شأن بی نشان باری ( آفریدگار)، جایز نباشد چرا عیسی (علیه السلام) تعلم ما فی نفسی ولا اعلم ما فی نفسک**مائده/ 116، ترجمه (پروردگارا) تو از آنچه در روح و جان من است، آگاهی. و من از آنچه در ذات (پاک) توست آگاه نیستم. *** گفت؟ و این دو معنی متضاد می نماید. و همچنان اگر چنانکه حق را شی ء گفتن روا باشد، پس کل شی ء هالک**قصص/ 88، ترجمه: همه چیز فانی می شود (جز ذات پاک خدا). *** چرا گفت؟ حضرت مولانا فرمود که معنی (و لا اعلم ما فی نفسک) ای فی علمک و غیبک باشد و به نزد اهل کشف ای فی سر سرک گفتن باشد. یعنی تعلم ما فی سری و سر سری و لا اعلم ما فی سر سرک. و ارباب الباب می گویند: معناه: تعلم ما کان منی فی الدنیا و لا اعلم سر ما یکون منک فی الآخره و اما اطلاق کردن شی ء بر حق تعالی جایز است.
کما قال تعالی: (قل ای شی ء اکبر شهاده قل الله**انعام/ 19، ترجمه: بگو بالاترین گواهی، گواهی کیست؟ بگو: خداوند (گواه میان من و شماست). ***) ای الله اعظم بالشهاده (قل الله شهید بینی و بینکم**انعام/ 19، ترجمه: بگو خداوند گواه میان من و شماست. ***) یوم القیامه و معنی قوله تعالی (کل شی هالک) ای کل شی ء مخلوق هالک سوی الخالق تعالی ای الا هو والاصل فی الباب ان المستثنی منه هو، و الله اعلم. همان ساعت آن دانشمند بنده مخلص و مرید محقق شده فرجی ( خرقه) پوشید**ر.ک: مناقب العارفین 1/ 270 269. ***.

حکایت 272 : سؤال امام باقر از قتاده

زید شحام گوید: قتاده بن دعامه بر حضرت باقر علیه صلوات الله الشاکر وارد شد و حضرت به او فرمود: ای قتاده! توفقیه اهل بصره هستی؟ قتاده گفت: مردم چنین می گویند یعنی: آری حضرت فرمود: می گویند تو تفسیر قرآن می کنی. قتاده گفت: آری، امام فرمود: با آگاهی یا با جهل؟ قتاده گفت: البته با علم و آگاهی. حضرت فرمود: پس اگر از روی علم و آگاهی تفسیر می کنی، سؤالی از تو دارم. قتاده گفت: بفرمایید. امام فرمود: درباره قول خدای تعالی در سوره سبأ توضیح بده که می فرماید: و تقدیر نمودیم در آن، سیر و گردش را. شب و روز گردش کنید که در ایمنی هستید**وقدرنا فیها لسیره سیروا فیها لیالی و ایاما آمنین سبأ/ 18، ترجمه: و سفر در میان آنها را به طور متناسب (با فاصله نزدیک) مقرر داشتیم (و به آنان گفتیم:) شب ها و روزها در این آبادی ها با ایمنی (کامل) سفر کنید. ***)). قتاده گفت: مقصود آیه کسی است که با توشه و مرکب و مال حلال به سوی خانه خدا حرکت می کند. این شخص ایمن می باشد تا هنگامی که نزد اهل خود مراجعت نماید. امام فرمود: قتاده! تو را به خدا قسم می دهم، آیا می دانی که گاهی مردی با توشه و مرکب و مال حلال به طرف خانه خدا می رود و (در عین حال) دچار راهزنان و دزدان راه می شود و نفقه راهش از بین می رود و با ضرتی نابود می گردد؟ (و حال آنکه طبق تفسیر تو نباید چنین شود و باید او در امنیت کامل سفر خویش را انجام دهد). قتاده گفت: خدا می داند که درست می فرمایید. امام فرمود: وای بر تو قتاده! اگر قرآن را به رأی خود تفسیر کنی خود و دیگران را به هلاکت می افکنی و اگر تفسیر آن را از کسانی دیگر اخذ می کنی باز خود و دیگران را در هلاکت می افکنی. وای برتو قتاده! مقصود آیه کسی است که با توشه مرکب و مال حلال به سوی زیارت خانه خدا می رود و به حق ما ( اهل بیت) عارف و آگاه باشد و به مصداق گفته خدای تعالی که فرمود: فاجعل افئده من الناس تهوی الیهم**ابراهیم/ 37، ترجمه: (به یاد آورید زمانی را که ابراهیم گفت: پروردگارا! من بعضی از ذریه و فرزندانم رادرسرزمین بی آب و علفی، در کنار خانه ای که حرم توست ساکن ساختم تا نماز را بر پا دارند) تو دلهای گروهی از مردم را متوجه آنها ساز. *** دلش متوجه به سوی ما باشد. اما مقصود، بیت الله الحرام نیست و گرنه می بایست لفظ (به کار رفته در این آیه) تهوی الیه باشد و نه تهوی الیهم. به خدا سوگند، ما ( اهل بیت) مورد دعای ابراهیم (علیه السلام) هستیم**شیخ طبرسی در تفسیر مجمع البیان فرموده: ودعآء الانبیآء لا یکون الا مستجاباً. دعای پیامران، حتماً به هدف اجابت می رسد. ر.ک: مجمع البیان ذیل تفسیر آیه 35 سوره مبارکه ابراهیم. *** و کسی که در حج دلش به سوی ما (متوجه) باشد حج او مقبول خواهد شد و گرنه (حجش) پذیرفته نخواهد شد. قتاده! این چنین کسی از عذاب جهنم در قیامت مصون ( محفوظ) خواهد بود. قتاده گفت: به خدا سوگند دیگر قرآن را تفسیر نمی کنم مگر با این روش! امام باقر (علیه السلام) فرمود: وای بر تو قتاده! کسی قرآن را می فهمد که مخاطب (واقعی) آن است**انما یعرف القرآن من خوطب به ر.ک: سرگذشت های تلخ و شیرین قرآن 1/ 189 188، به نل از: هفده گفتار در علوم قرآنی/ 111. ***.

حکایت 273 : الم جلوه ای از صفات خداوند

شیخ ابو علی فضل بن حسن طبرسی**ظاهراً تلفظ اسم فوق به شکل طبرسی غلط مشهور است. *** صاحب تفسر شریف مجمع البیان می نویسد: ابو اسحاق ثعلبی در تفسیر خود، روایتی از علی بن موسی الرضا (علیه السلام) آورده است که آن حضرت چنین فرموده از امام جعفر صادق (علیه السلام) راجع به الم**(الف، لام، میم) بقره/ 1، آل عمران/ 1، عنکبوت/ 1، روم/ 1، لقمان/ 1، سجده/ 1. *** سؤال شد. آن حضرت در پاسخ فرمودند: حرف الف ناظر برشش صفت از صفات خدای تعالی است:
1 ابتدا زیرا خداوند است که آفرینش همه مخلوقات را آغاز کرده و الف نیز ابتدا و آغاز حروف الفباست.
2 استواء ( اعتدال)، زیرا خداوند عادل و مستوی و راست و با اعتدال است و الف نیز راست و معتدل بوده ومیل و انحرافی در آن وجود ندارد.
3 انفراد))، زیرا خداوند فرد و تنهاست چنان که الف نیز چنین است.
4 اتصال خلق به خداوند))، زیرا خداوند هیچ گونه اتصال و پیوند و احتیاجی به خلق ندارد بلکه این خلایق هستند که وابسته به او و متصل به او می باشند چنانکه الف نیز چنین است. (تمامی حروف در کتابت به الف متصل می شوند به جز پنج حرف د))، ذ))، ر))، ز))، و ).
5 انقطاع خداوند از غیر))، زیرا خداوند با تمام صفات خود از خلق مباین و جداست چنانکه الف نیز نه تنها با حروف دیگر پیوندی ندارد و از آنها منقطع است بلکه حروف دیگر به آن پیوسته و محتاج هستند.
6 الفت زیرا خداوند منشأ الفت مردم با یکدیگر است همچنان که الف نیز که معنی آن الفت است مبدء تألیف حروف می باشد پس الف عامل اصلی ائتلاف حروف است**ر.ک: سرگذشت های تلخ و شیرین قرآن 3/ 61 به نقل از: مجمع البیان 1/ 33 32. (ذیل تفسیر آیه اول سوره مبارکه بقره). ***.