هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 269 : فلسفه آزمایش های الهی

آیت الله العظمی امام علی ابن ابی طالب علیه صلوات الله الملک الغالب می فرماید: فردی از شما نگوید که خدایا از فتنه به تو پناه می برم**اللهم انی اعوذ بک من الفتنه. ***))، زیرا کسی نیست که در فتنه ای نباشد. لکن آنکه می خواهد به خدا پناه برد، از آزمایش های گمراه کننده، پناه ببرد. همانا خدای سبحان می فرماید: و اعلموا انما اموالکم و اولادکم فتنه**انفال/ 28، ترجمه: و بدانید اموال و اولاد شما وسیله آزمایش است. درباره مشابه این آیه ر.ک: تغابن/ 15. ***معنی این آیه آن است که خدا انسان ها را با اموال و فرزندانشان می آزماید تا آن کس که از روزی خود ناخشنود، و آن کس که خرسند است، شناخته شوند گرچه خداوند به احوالاتشان از خودشان آگاه تر است**در این بار ر.ک: هود/ 31، اسراء 25/ 54، نجم/ 32. پ*** تا کرداری که استحقاق پاداش یا کیفر دارد، آشکار نماید چه آن که بعضی مردم فرزند پسر را دوست دارند و فرزند دختر را نمی پسندند و بعضی دیگر فراوانی اموال را دوست دارند و از کاهش سرمایه نگرانند**ر.ک: نهج البلاغه، حکمت 93. ***.

حکایت 270 : اشکال ابو شاکر و پاسخ فرزند امام باقر (علیه السلام)

هشام بن حکم گوید: ابوشاکر دیصانی**وی یکی از علمای فرقه دیصانیه بود که عقیده دوگانه پرستی داشتند و قایل به خدای نور و خدای ظلمت بودند ر.ک: تفسیر نمونه 21/ 132 پاورقی شماره یک به نقل از: لغت نامه دهخدا ماده دیصان)). *** که از بت پرستان بود به من گفت: در قرآن آیه ای است که بر وجود دو خدا دلالت می کند و مؤید سخن ماست! گفتم: کدام آیه؟ گفت: این آیه وهو الذی فی السماء اله و فی الارض اله**زخرف/ 84، ترجمه: او کسی است که در آسمان معبود است و در زمین معبود. *** من ندانستم چگونه به وی پاسخ بگویم. در همان سال به زیارت خانه خدا زادها لله شرفاً متشرف شدم و نزد امام صادق (علیه السلام) رفته و ماجرا را برای حضرتش عرض کردم. حضرت فرمود: این کافر (ابوشاکر)، ملحدی خبیث است. هنگامی که بازگشتی از او بپرس نام تو در کوفه چیست؟ خواهد گفت فلان)). بگو نام تو در بصره چیست؟ می گوید فلان. آنگاه بگو پروردگار ما نیز همین گونه است. در آسمان اله و معبود است و در زمین نیز اله و معبود است. و همچنین در دریاها و در صحراها و در هر مکانی اله و معبود او است)). هشام می گوید: هنگامی که بازگشتم به سراغ ابو شاکر رفتم و این پاسخ را به او دادم. او گفت: هذه نقلت من الحجاز این سخن را از حجاز آورده ای**ر.ک: سرگذشت های تلخ و شیرین قرآن 1/ 163 به نقل از: تفسیر نمونه 21/ 131. اصول کافی 1/ 128 کتاب التوحید باب الحرکه و النتقال ح 10. *** (و از آن تو نیست).

حکایت 271 : اطلاق نفس و شی ء بر خدا

شمس الدین احمد افلاکی در مناقب العارفین چنین گوید: فضلای اصحاب روایت کردند که روزی دانشمندی بزرگ به دیدن مولانا ( جلال الدین رومی) آمده بود، به طریق امتحان چند سؤالی بکرد که خدای تعالی را نفس توان گفت یا نی؟ چه اگر او را نفس توان گفتن کل نفس ذآئقه الموت**آل عمران/ 185، انبیاء/ 35، عنکوبت/ 57، ترجمه: هر کسی مرگ را می چشد. *** را معنی چه باشد؟ و اگر اطلاق نفس در شأن بی نشان باری ( آفریدگار)، جایز نباشد چرا عیسی (علیه السلام) تعلم ما فی نفسی ولا اعلم ما فی نفسک**مائده/ 116، ترجمه (پروردگارا) تو از آنچه در روح و جان من است، آگاهی. و من از آنچه در ذات (پاک) توست آگاه نیستم. *** گفت؟ و این دو معنی متضاد می نماید. و همچنان اگر چنانکه حق را شی ء گفتن روا باشد، پس کل شی ء هالک**قصص/ 88، ترجمه: همه چیز فانی می شود (جز ذات پاک خدا). *** چرا گفت؟ حضرت مولانا فرمود که معنی (و لا اعلم ما فی نفسک) ای فی علمک و غیبک باشد و به نزد اهل کشف ای فی سر سرک گفتن باشد. یعنی تعلم ما فی سری و سر سری و لا اعلم ما فی سر سرک. و ارباب الباب می گویند: معناه: تعلم ما کان منی فی الدنیا و لا اعلم سر ما یکون منک فی الآخره و اما اطلاق کردن شی ء بر حق تعالی جایز است.
کما قال تعالی: (قل ای شی ء اکبر شهاده قل الله**انعام/ 19، ترجمه: بگو بالاترین گواهی، گواهی کیست؟ بگو: خداوند (گواه میان من و شماست). ***) ای الله اعظم بالشهاده (قل الله شهید بینی و بینکم**انعام/ 19، ترجمه: بگو خداوند گواه میان من و شماست. ***) یوم القیامه و معنی قوله تعالی (کل شی هالک) ای کل شی ء مخلوق هالک سوی الخالق تعالی ای الا هو والاصل فی الباب ان المستثنی منه هو، و الله اعلم. همان ساعت آن دانشمند بنده مخلص و مرید محقق شده فرجی ( خرقه) پوشید**ر.ک: مناقب العارفین 1/ 270 269. ***.