هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 268 : دو تفسیر بی نقطه

جناب محمد علی رضایی کرمانی در مقاله ای که در فصلنامه قرآنی بینات به چاپ رسیده است چنین می نویسد: آن گونه که از کتابشناسی ها و تراجم و معاجم و فهرست ها برمی آید، در بین هزاران مجموعه از تفاسیر قرآن از آغاز تاکنون دو تفسیر کامل از قرآن به چشم می خورد که دارای ویژگی متمامیز از دیگر تفاسیر است. از این رو افزون بر نام اختصاصی هر یک، به تفسیر بی نقطه شهرت یافته اند. نخستین تفسیر کامل بی نقطه از قرآن تفسیر سواطع الالهام است. این تفسیر نوشته دانشمند شیعی، ابو الفیض فیضی هندی (م 1004 ق) است که تفسیری مزجی**شرح و تفسیر اصولاً به دو گونه تقسیم می شود؛ الف: شرح به قول ب: شرح مزجی، شرح به قول آن است که شارح یا مفسر ابتداء کلام مورد نظر را مستقلا نقل می نماید آنگاه دربندی مستقل به شرح آن می پردازد (که این شیوه را روش) قال اقول نیز می نامند همانند اکثر شروح که چنین هستند.) اما شرح مزجی آن است که شارح یا مفسر، شرح و تفسیر خود را با کلام مورد نظر ممزوج و مخلوط نماید به طوری که در نگاه اولیه تصور شود که کلام واحد و سخن یک شخص است مانند: شرح لمعه، شرح الفیه سیوطی و... *** و کامل از قرآن، بدون کاربرد واژه های نقطه دار است یعنی در سر تا سر تفسیر، واژه هایی که داری حرف، ب، ت، ث،ج، خ و... هستند به کار نبرده است.
از این تفسیر ست نوشته های فراوانی در کتابخانه های مشهور ایران موجود است و همچنین نخستین چاپ سنگی از تفسیر، در هند نزدیک یک قرن پیش انجام پذیرفته که در بیشتر کتابخانه های معتبر، این چاپ از تفسیر در دسترس است و به تازگی نیز چاپ مصحح و دقیقی از این تفسیر در شش مجلد، انتشار یافته است. اینک برای آشنایی با سبک و شیوه تفسیری سواطع الالهام تفسیر سوره مبارکه توحید را یاد آور می شویم: بسم الله الرحمن الرحیم لما سأل الحمس رسول الله صلعم و ارادوا اعلام محامد الله، ارسل الله (قل) محمد ص (هو الله احد) واحد لا مساهم له و لا اله سواه. اصله وحد ورووا هو الله الواحد ورووا احد. (الله) موصولا (الصمد) المصمود المعمود آمالا و اغمالا لکل ما عداه و هو المالک الحاکم لما اراد لا مرد لحکمه و لا رآد لامره. (لم یلد) احدا هو رد للهود (ولم یولد) ما هو ولد مولود لا حد و معلوم کل احد. لکل مولود اول و لا اول له و هو رد لزهط روح الله. (و لم یکن له) لله (کفوا) مساهما معادلا وهو حال او محمول (احد) حالا و مآلا و هو رد لاهل عدول وهموا الها مساهما له عملا و امرا علاه اسمه و مسماه عما هو مدرک الاوهام وورد هو عدل لکلام الله کله و مذلوله ملاک کل موحد.
از این رو می توان گفت که روش تفسیری سواطع الالهام))، ادبی هنری، باگرایش خاص هنری (کاربرد واژه های بی نقطه) است. و تفسیری مزجی و حجم آن برابر با تفاسیر وسیط ( متوسط) قرآن است که مؤلف آن را به سال 1002 قمری سامان داده است. هر چند مفسر به چز این تفسیر نگاشته ای دیگر در تفسیر قرآن ندارد**برای اطلاع بیشتر از زیستنامه وی و تفسیر سواطع الالهم ر.ک: اعیان الشیعه 2/ 402 399، الذریعه الی تصانیف الشیعه 12/ 240، الاعلام (زرکلی). سواطع الالهام (شش جلدی) مقدمه مصحح 1/ 129 78. فهرست موضوعی نسخه های خطی عربی کتابخانه های جمهوری اسلامی ایران 2/ 629. دایره المعارف بزرگ اسلامی 6/ 147. ***.
دومین تفسیر کامل و بی نقطه از قرآن در الاسرار است این تفسیر نوشته عالم حنفی مذهب، سید محمود افندی حمزاوی (م 1305ق)**درباره وی ر.ک: حکایت 644. *** است. در آثار به جای مانده از او بیش از بیست رساله و کتاب به چشم می خورد که بیشتر آنها درباره فقه حنفی است. گویا از تفسیر در الاسرار یک چاپ بیشتر در دسترس نیست این چاپ باتصحیح ابراهیم بن علی طرابلسی به سال 1306 قمری برابر با 1891 میلادی انجام پذیرفته است. در آغاز مفسر، با یک صفحه مقدمه به دریای بی کران قرآن راه یافته است و سپس از سوره مبارکه حمد تا پایان قرآن به گونه مزجی همه آیات قرآن را با واژه های بی نقطه تفسیر کرده است. حجم این تفسیر به تفاسیر وجیزه ( کوتاه) قرآن همچون: جلالین و شبر شباهت دارد، هر چند حمزاوی به جز این، تفسیری دیگر ننگاشته است.
اینکه برای آشنایی با روش و سبک تفسیری وی، سوره مبارکه توحید را همان گونه یاد آور می شویم: (بسم الله الرحمن الرحیم قل) الامر للرسول محمد صلی الله علیه روحه و سلم لما سألوه: ما الله؟ اوحی الله له الحکم المسطور (هو الله احد) محمول هو (الله الصمد) اول کلام و محموله و الصمد هو الموئل لکل و طر علی الوام (لم یلد) رد علی کل مدع الولد له. (ولم یولد) لا والد له و لا ام و لا له مصدر وهو اسر المصادر و الاصول کلها (ولم یکن له کفوا) معادلا محمول امام الاسم وهو (احد) لا اله الا هو وحده.
از این رو سبک و روش تفسیر (همچون سواطع الالهام ، ادبی هنری، با گرایش کاربرد واژه های بی نقطه است**در پایان تفسیر، تاریخ انجام، سال 1274 قمری یاد شده است که گویا حمزاوی آن را در سی و هشت سالگ به سامان رسانده است. ***. و روشن است که واژه های نامأنوس و غریب، فراوان دارد و از فهم قرآن که نخستین هدف تفسیر است، کاسته زیرا تفسیر، کشف و پرده برداری از کلام الهی و فهم مراد از سخن خداوند است. در پایان یاد آور می شویم که این دو تفسیر بی نقطه از قرآن، فقط یک هنز ادبی است و جنبه تفسیری آشکاری ندارد (اگر چه مفسران آن، کاری بس دشوار را متحمل شده اند) و شاید از این روست که شناخته شده نبوده و چاپ های گوناگون از آن در دسترس نیست و این سخن که گفته شده به دور از باریک بینی نیست که: ما احوج هذا التفسیر الی تفسیر. یعنی: عجبا که این تفسیر تا چه اندازه نیازمند شرح و تفسیر است**ر.ک: فصلنامه بینات سال اول ش 2/ 184 182، سال پنجم ش 17/ 183 178. ***.

حکایت 269 : فلسفه آزمایش های الهی

آیت الله العظمی امام علی ابن ابی طالب علیه صلوات الله الملک الغالب می فرماید: فردی از شما نگوید که خدایا از فتنه به تو پناه می برم**اللهم انی اعوذ بک من الفتنه. ***))، زیرا کسی نیست که در فتنه ای نباشد. لکن آنکه می خواهد به خدا پناه برد، از آزمایش های گمراه کننده، پناه ببرد. همانا خدای سبحان می فرماید: و اعلموا انما اموالکم و اولادکم فتنه**انفال/ 28، ترجمه: و بدانید اموال و اولاد شما وسیله آزمایش است. درباره مشابه این آیه ر.ک: تغابن/ 15. ***معنی این آیه آن است که خدا انسان ها را با اموال و فرزندانشان می آزماید تا آن کس که از روزی خود ناخشنود، و آن کس که خرسند است، شناخته شوند گرچه خداوند به احوالاتشان از خودشان آگاه تر است**در این بار ر.ک: هود/ 31، اسراء 25/ 54، نجم/ 32. پ*** تا کرداری که استحقاق پاداش یا کیفر دارد، آشکار نماید چه آن که بعضی مردم فرزند پسر را دوست دارند و فرزند دختر را نمی پسندند و بعضی دیگر فراوانی اموال را دوست دارند و از کاهش سرمایه نگرانند**ر.ک: نهج البلاغه، حکمت 93. ***.

حکایت 270 : اشکال ابو شاکر و پاسخ فرزند امام باقر (علیه السلام)

هشام بن حکم گوید: ابوشاکر دیصانی**وی یکی از علمای فرقه دیصانیه بود که عقیده دوگانه پرستی داشتند و قایل به خدای نور و خدای ظلمت بودند ر.ک: تفسیر نمونه 21/ 132 پاورقی شماره یک به نقل از: لغت نامه دهخدا ماده دیصان)). *** که از بت پرستان بود به من گفت: در قرآن آیه ای است که بر وجود دو خدا دلالت می کند و مؤید سخن ماست! گفتم: کدام آیه؟ گفت: این آیه وهو الذی فی السماء اله و فی الارض اله**زخرف/ 84، ترجمه: او کسی است که در آسمان معبود است و در زمین معبود. *** من ندانستم چگونه به وی پاسخ بگویم. در همان سال به زیارت خانه خدا زادها لله شرفاً متشرف شدم و نزد امام صادق (علیه السلام) رفته و ماجرا را برای حضرتش عرض کردم. حضرت فرمود: این کافر (ابوشاکر)، ملحدی خبیث است. هنگامی که بازگشتی از او بپرس نام تو در کوفه چیست؟ خواهد گفت فلان)). بگو نام تو در بصره چیست؟ می گوید فلان. آنگاه بگو پروردگار ما نیز همین گونه است. در آسمان اله و معبود است و در زمین نیز اله و معبود است. و همچنین در دریاها و در صحراها و در هر مکانی اله و معبود او است)). هشام می گوید: هنگامی که بازگشتم به سراغ ابو شاکر رفتم و این پاسخ را به او دادم. او گفت: هذه نقلت من الحجاز این سخن را از حجاز آورده ای**ر.ک: سرگذشت های تلخ و شیرین قرآن 1/ 163 به نقل از: تفسیر نمونه 21/ 131. اصول کافی 1/ 128 کتاب التوحید باب الحرکه و النتقال ح 10. *** (و از آن تو نیست).