هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 266 : جلسه تفسیر قرآن حضرت زینب

در کتاب خصائص الزینبیه آمده است که: در ایامی که حضرت امیرالمؤمنین علیه افضل صلوات المصلین در کوفه تشریف داشتند، آن مکرمه ( حضرت زینب (علیها السلام را مجلسی بوده در منزل خود که برای زنها تفسیر قرآن بیان می فرمود. یکی از روزها تفسیر کهیعص**مریم/ 1. (کاف -ها یا عین صاد) *** را بیان می فرمود در این بین امیرالمؤمنین (علیه السلام) وارد شده و فرمود: ای نور دیده! شنیدم تفسیر (کهیعص) را برای زنها بیان می نمودی. زینب (علیها السلام) عرض کرد: بلی، فدایت شوم. علی (علیه السلام) فرمود: ای نور دید! این رمزی است در مصیبت وارده بر شما عترت پیغمبر. پس مصائب و نوائبی ( بلاهای سخت) را که بر آنها وارد می شد، برای آن مخدره بیان فرمود. پس فریاد گریه و ناله آن مظلومه بلند شد. عجبا که آن مخدره با اینکه خودش عالم به مصائب بوده، از استماع آنها چنین منقلب شده، نمی دانم چه حالتی داشته وقتی که آن مصائب را بعینه دیده. از اینجا باید تصور عظم ( بزرگی) مصیبت را نمود**ر.ک: خصائص الزینبیه/ 27. ***.
سر ناموس نبوت چون حجاب زینب است - محتجب لفظ حجاب از احتجاب زینب است
دختر قرآن ناطق خواهر ناموس دین - کی دهد معجز زسر، قرآن کتاب زینب است
مکتب قرآن گشوده درس قرآن می دهد - اولین بانی بدین مکتب جناب زینب است
درس قرآن بر زنان کوفه می دادی مدام - نی شگفت اسرار قرآن جد و باب زینب است
حرفهایش بود از بس مستدل و منطقی - زاده مرجانه رسوا از خطاب زینب است
دستگاه ظلم را کوبنده و برباد ده - بریزید مست لا یعقل عتاب زینب است
زن مگو ناموس حی لایزال و زین اب - کی توان گفتن زنی اندر حساب زینب است
زن ولی باید بود صاحب عفاف و با حجاب - هر زن با عفتی نایب مناب زینب است
حسینی

حکایت 267 : فیض روح القدس

مرحوم آیت الله سید عبد الحسین طیب (متولد 1272 ش) مؤلف تفسیر اطیب البیان پس از تفسیر آیه 61 سوره مبارکه مؤمنون چنین می نویسد: بشارت به کسانی که در این تفسیر خدماتی می کنند و از او استفاداتی دارند. در شب جمعه گذشت شب سیزدهم ذی الحجه در عالم رؤیا خدمت حضرت بقیه الله عجل الله تعالی فرجه الشریف مشرف شدم، سندی بر این تفسیر تقاضا کردم، کاغذی به من مرحمت فرمودند. عرض کردم: امضای خود شما را طالبم. حضرت نقطه ای در آن صفحه گذاشت که آن نطقه نور می داد امیدوارم منظور نظر مبارک آن حضرت باشد و وسیله سعادت شود**ر.ک: اطیب البیان فی تفسیر القرآن 9/ 419. نکته: ایشان در مقدمه تفسیر مذکور درباره انگیز تألیف و نیز جه تسمیه تفسیر فوق چنین می نویسد: دیر زمانی بود که در خاطرم خطور می نمود کتابی در تفسیر قرآن بنگارم و روی این اندیشه حوزه های تفسیر تشکیل داده و جزوه های متفرقی در این باره به رشته تحریر در آورده بودم ولی در طرفی قصور باع (کمی توان) و قلت استعداد و اشتغالات درسی و عوائق و گرفتاری های دنیوی مرا از اقدام به این امر منع بلکه مأیوس می نمود تا اینکه در شب سه شنبه پنجم جمادی الثانیه سال 1380 هجری قمری مطابق با 22 آبان ماه 1339 شمسی در محضر بعضی از علمای اعلام به مجلس سوگواری حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها موفق شده و در ضمن توسل، حالت وجدی در خود دیدم و از آنجا به منزل مراجعت نموده و در عالم رؤیا خدمت ثامن الحجج (علیه السلام) و حضرت ولی عصر (عجل الله تعلی فرجه الشریف) مشرف شده و پس از مذاکراتی که بین آن دو بزرگوار راجع به زوار شد حضرت بقیه الله (علیه السلام) بعد از عنایاتی و ترضیه خاطری نسبت به حقیر و مروجین دین مرا امر به نوشتن تفسیری فرموده و وعده نصرت به من دادند بعد از آنکه از خواب بیدار شدم صدق رؤیای من ظاهر شده و وعده نصرت حضرتش تحقق یافته و من به نگارش و تألیف این کتاب به یاری حضرت رب الارباب و تأییدات حضرت حجت با تمام کوشش و اهتمام اقدام نمودم... و چون در تفسیر آیات قرآن از احادیث و بیانات خاندان نبوت و معادن علم و حکمت حضرت احدیت استفاده نمودم و حقا که بیانات ایشان بهترین و پاکیزه ترین بیانات در تفسیر قرآن بوده و این جامه تنها به قامت اینان راست آمده است، لذا این کتاب را اطیب البیان فی تفسیر القرآن ( پاکیزه ترین فرمایشات در تفسیر قرآن) نامیدم و این هدیه ناقابل را حضور ولی عصر (عجل الله تعالی فرج شریف) تقدیم می نمایم. ر.ک: اطیب البیان فی تفسیر القرآن 1/ 3 2. ***.
فیض روح القدس ارباز مدد فرماید - دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد
حافظ

حکایت 268 : دو تفسیر بی نقطه

جناب محمد علی رضایی کرمانی در مقاله ای که در فصلنامه قرآنی بینات به چاپ رسیده است چنین می نویسد: آن گونه که از کتابشناسی ها و تراجم و معاجم و فهرست ها برمی آید، در بین هزاران مجموعه از تفاسیر قرآن از آغاز تاکنون دو تفسیر کامل از قرآن به چشم می خورد که دارای ویژگی متمامیز از دیگر تفاسیر است. از این رو افزون بر نام اختصاصی هر یک، به تفسیر بی نقطه شهرت یافته اند. نخستین تفسیر کامل بی نقطه از قرآن تفسیر سواطع الالهام است. این تفسیر نوشته دانشمند شیعی، ابو الفیض فیضی هندی (م 1004 ق) است که تفسیری مزجی**شرح و تفسیر اصولاً به دو گونه تقسیم می شود؛ الف: شرح به قول ب: شرح مزجی، شرح به قول آن است که شارح یا مفسر ابتداء کلام مورد نظر را مستقلا نقل می نماید آنگاه دربندی مستقل به شرح آن می پردازد (که این شیوه را روش) قال اقول نیز می نامند همانند اکثر شروح که چنین هستند.) اما شرح مزجی آن است که شارح یا مفسر، شرح و تفسیر خود را با کلام مورد نظر ممزوج و مخلوط نماید به طوری که در نگاه اولیه تصور شود که کلام واحد و سخن یک شخص است مانند: شرح لمعه، شرح الفیه سیوطی و... *** و کامل از قرآن، بدون کاربرد واژه های نقطه دار است یعنی در سر تا سر تفسیر، واژه هایی که داری حرف، ب، ت، ث،ج، خ و... هستند به کار نبرده است.
از این تفسیر ست نوشته های فراوانی در کتابخانه های مشهور ایران موجود است و همچنین نخستین چاپ سنگی از تفسیر، در هند نزدیک یک قرن پیش انجام پذیرفته که در بیشتر کتابخانه های معتبر، این چاپ از تفسیر در دسترس است و به تازگی نیز چاپ مصحح و دقیقی از این تفسیر در شش مجلد، انتشار یافته است. اینک برای آشنایی با سبک و شیوه تفسیری سواطع الالهام تفسیر سوره مبارکه توحید را یاد آور می شویم: بسم الله الرحمن الرحیم لما سأل الحمس رسول الله صلعم و ارادوا اعلام محامد الله، ارسل الله (قل) محمد ص (هو الله احد) واحد لا مساهم له و لا اله سواه. اصله وحد ورووا هو الله الواحد ورووا احد. (الله) موصولا (الصمد) المصمود المعمود آمالا و اغمالا لکل ما عداه و هو المالک الحاکم لما اراد لا مرد لحکمه و لا رآد لامره. (لم یلد) احدا هو رد للهود (ولم یولد) ما هو ولد مولود لا حد و معلوم کل احد. لکل مولود اول و لا اول له و هو رد لزهط روح الله. (و لم یکن له) لله (کفوا) مساهما معادلا وهو حال او محمول (احد) حالا و مآلا و هو رد لاهل عدول وهموا الها مساهما له عملا و امرا علاه اسمه و مسماه عما هو مدرک الاوهام وورد هو عدل لکلام الله کله و مذلوله ملاک کل موحد.
از این رو می توان گفت که روش تفسیری سواطع الالهام))، ادبی هنری، باگرایش خاص هنری (کاربرد واژه های بی نقطه) است. و تفسیری مزجی و حجم آن برابر با تفاسیر وسیط ( متوسط) قرآن است که مؤلف آن را به سال 1002 قمری سامان داده است. هر چند مفسر به چز این تفسیر نگاشته ای دیگر در تفسیر قرآن ندارد**برای اطلاع بیشتر از زیستنامه وی و تفسیر سواطع الالهم ر.ک: اعیان الشیعه 2/ 402 399، الذریعه الی تصانیف الشیعه 12/ 240، الاعلام (زرکلی). سواطع الالهام (شش جلدی) مقدمه مصحح 1/ 129 78. فهرست موضوعی نسخه های خطی عربی کتابخانه های جمهوری اسلامی ایران 2/ 629. دایره المعارف بزرگ اسلامی 6/ 147. ***.
دومین تفسیر کامل و بی نقطه از قرآن در الاسرار است این تفسیر نوشته عالم حنفی مذهب، سید محمود افندی حمزاوی (م 1305ق)**درباره وی ر.ک: حکایت 644. *** است. در آثار به جای مانده از او بیش از بیست رساله و کتاب به چشم می خورد که بیشتر آنها درباره فقه حنفی است. گویا از تفسیر در الاسرار یک چاپ بیشتر در دسترس نیست این چاپ باتصحیح ابراهیم بن علی طرابلسی به سال 1306 قمری برابر با 1891 میلادی انجام پذیرفته است. در آغاز مفسر، با یک صفحه مقدمه به دریای بی کران قرآن راه یافته است و سپس از سوره مبارکه حمد تا پایان قرآن به گونه مزجی همه آیات قرآن را با واژه های بی نقطه تفسیر کرده است. حجم این تفسیر به تفاسیر وجیزه ( کوتاه) قرآن همچون: جلالین و شبر شباهت دارد، هر چند حمزاوی به جز این، تفسیری دیگر ننگاشته است.
اینکه برای آشنایی با روش و سبک تفسیری وی، سوره مبارکه توحید را همان گونه یاد آور می شویم: (بسم الله الرحمن الرحیم قل) الامر للرسول محمد صلی الله علیه روحه و سلم لما سألوه: ما الله؟ اوحی الله له الحکم المسطور (هو الله احد) محمول هو (الله الصمد) اول کلام و محموله و الصمد هو الموئل لکل و طر علی الوام (لم یلد) رد علی کل مدع الولد له. (ولم یولد) لا والد له و لا ام و لا له مصدر وهو اسر المصادر و الاصول کلها (ولم یکن له کفوا) معادلا محمول امام الاسم وهو (احد) لا اله الا هو وحده.
از این رو سبک و روش تفسیر (همچون سواطع الالهام ، ادبی هنری، با گرایش کاربرد واژه های بی نقطه است**در پایان تفسیر، تاریخ انجام، سال 1274 قمری یاد شده است که گویا حمزاوی آن را در سی و هشت سالگ به سامان رسانده است. ***. و روشن است که واژه های نامأنوس و غریب، فراوان دارد و از فهم قرآن که نخستین هدف تفسیر است، کاسته زیرا تفسیر، کشف و پرده برداری از کلام الهی و فهم مراد از سخن خداوند است. در پایان یاد آور می شویم که این دو تفسیر بی نقطه از قرآن، فقط یک هنز ادبی است و جنبه تفسیری آشکاری ندارد (اگر چه مفسران آن، کاری بس دشوار را متحمل شده اند) و شاید از این روست که شناخته شده نبوده و چاپ های گوناگون از آن در دسترس نیست و این سخن که گفته شده به دور از باریک بینی نیست که: ما احوج هذا التفسیر الی تفسیر. یعنی: عجبا که این تفسیر تا چه اندازه نیازمند شرح و تفسیر است**ر.ک: فصلنامه بینات سال اول ش 2/ 184 182، سال پنجم ش 17/ 183 178. ***.