هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 264 : دابه الارض

در تفسیر علی بن ابراهیم از امام صادق (علیه السلام) چنین نقل شده: مردی به عمار یاسر گفت: آیه ای در قرآن وجود دارد که فکرم را پریشان ساخه و مرا در شک انداخته است. عمار پرسید: کدام آیه؟ گفت: آیه و اذا وقع القول علیهم اخرجنا لهم دابه من الارض تکلمهم ان الناس کانوا بآیاتنا لا یوقنون**نمل/ 82، ترجمه: و هنگامی که فرمان عذاب آنها رسد (و در آستانه رستاخیز قرار گیرند) جنبنده ای را از زمین برای آنها خارج می کنیم که با آنان تکلم می کند (و می گوید) که مردم به آیات ما ایمان نمی آوردند. ***.
عمار گفت: به خدا سوگند روی زمین نمی نشینم، غذایی نمی خورم و آبی نمی نوشم تا آنکه دابه الارض**جنبنده زمین. *** را به تو نشان دهم! سپس همراه آن مرد، به خدمت علی (علیه السلام) آمدند، در حالی که آن حضرت مشغول غذا خوردن بود. هنگامی که چشم امام (علیه السلام) به عمار افتاد خطاب به وی فرمودند: بیا، عمار آمد و نشست و با امام غذا خورد. آن مرد سخت در تعجب فرورفت و با ناباوری به این صحنه نگریست زیرا عمار قسم یاد نموده و به او قول داده بود که تا به وعده اش وفا نکند، غذا نخورد. گویی قسم و قول خویش را فراموش کرده بود. هنگامی که عمار برخاست و با علی (علیه السلام) خداحافظی نمود، آن مرد رو با او کرد و گفت: عجیب است، تو سوگند یاد کردی که غذا نخوری و آب ننوشی و برزمین ننشینی، تا اینکه دابه الارض را به من نشان دهی. عمار گفت: اریتکها ان کنت تعقل! من او را به تو نشان دادم اگر می فهمیدی**ر.ک: سرگذشت های تلخ و شیرین قرآن 2/ 207 به نقل از: تفسیر نمونه 15/ 552. مجمع البیان ذیل تفسیر آیه مذکور. درباره شبیه حکایت فوق ر.ک: بحار الأنوار 53/ 52. ***.

حکایت 265 : عزت و خواری

در بعضی از تفاسیر در ذیل آیه مبارکه قل اللهم مالک الملک تؤتی الملک من تشآء و تنزع الملک ممن تشآء و تعز من تشآء و تذل من تشآء بیدک الخیر انک علی کل شی قدیر**آل عمران/ 26، ترجمه: بگو بارالها! ای مالک حکومت ها! به هر کس بخواهی حکومت می بخشی و از هر کس بخواهی حکومت را می گیری، هر کس را بخواهی عزت می دهی هر که را بخواهی خوار می کنی. تمام خوبی ها به دست توست. تو برهر چیزی قادر و توانایی. ***؛ چنین آمده است: در تفسیر بصائر است که سلطان محمود غزنوی در وقت عزیمت سومات به زیارت امام مصری غزنوی که در زمان خود قطب اولیاء بود رفت و استدعای فاتحه**دعای جهت فتح و پیروزی در جنگ. ***نمود و در صف نعال ایستاد و از تفسیر تعز من تشآء نکته ای خواست. امام قطب فرمود: روشن تر وجهی که در معنای آیه است این است که تو را با هزار و هفتصد پیل جنگی و پنچ هزار فرسنگ آبادی و یکصدهزار سوار مکمل به جهت طلب ملک به زیارت همچو من گدایی وادار کند و در صف نعال ( درگاه و پایین مجلس) باز دارد و مرا با این گلیم کهنه و پای برهنه ملک قناعت بخشد و در صدر آزادی جای دهد**ر.ک: کشکول الناشریه 2/ 32، به نقل از: تفسیر بصائر. ***.

حکایت 266 : جلسه تفسیر قرآن حضرت زینب

در کتاب خصائص الزینبیه آمده است که: در ایامی که حضرت امیرالمؤمنین علیه افضل صلوات المصلین در کوفه تشریف داشتند، آن مکرمه ( حضرت زینب (علیها السلام را مجلسی بوده در منزل خود که برای زنها تفسیر قرآن بیان می فرمود. یکی از روزها تفسیر کهیعص**مریم/ 1. (کاف -ها یا عین صاد) *** را بیان می فرمود در این بین امیرالمؤمنین (علیه السلام) وارد شده و فرمود: ای نور دیده! شنیدم تفسیر (کهیعص) را برای زنها بیان می نمودی. زینب (علیها السلام) عرض کرد: بلی، فدایت شوم. علی (علیه السلام) فرمود: ای نور دید! این رمزی است در مصیبت وارده بر شما عترت پیغمبر. پس مصائب و نوائبی ( بلاهای سخت) را که بر آنها وارد می شد، برای آن مخدره بیان فرمود. پس فریاد گریه و ناله آن مظلومه بلند شد. عجبا که آن مخدره با اینکه خودش عالم به مصائب بوده، از استماع آنها چنین منقلب شده، نمی دانم چه حالتی داشته وقتی که آن مصائب را بعینه دیده. از اینجا باید تصور عظم ( بزرگی) مصیبت را نمود**ر.ک: خصائص الزینبیه/ 27. ***.
سر ناموس نبوت چون حجاب زینب است - محتجب لفظ حجاب از احتجاب زینب است
دختر قرآن ناطق خواهر ناموس دین - کی دهد معجز زسر، قرآن کتاب زینب است
مکتب قرآن گشوده درس قرآن می دهد - اولین بانی بدین مکتب جناب زینب است
درس قرآن بر زنان کوفه می دادی مدام - نی شگفت اسرار قرآن جد و باب زینب است
حرفهایش بود از بس مستدل و منطقی - زاده مرجانه رسوا از خطاب زینب است
دستگاه ظلم را کوبنده و برباد ده - بریزید مست لا یعقل عتاب زینب است
زن مگو ناموس حی لایزال و زین اب - کی توان گفتن زنی اندر حساب زینب است
زن ولی باید بود صاحب عفاف و با حجاب - هر زن با عفتی نایب مناب زینب است
حسینی