هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 259 : غزالی و زمخشری

سید نعمت الله جزائری در کتاب انوار نعمانیه از موثقان اخبار چنین نقل نموده است: آنگاه که زمخشری**ابو القاسم محمود بن عمر بن محمد بن احمد ملقب به جار الله)). (467 538 ق).*** تفسیر کشاف را تألیف کرد آن را به حضور حجه الاسلام امام محمد غزالی برد تا مورد توجه و تقریظ وی قرار دهد پس از آنکه زمخشری علت حضور خود را به اطلاع امام غزالی رسانید. غزالی از او پرسید: آیه ایاک نعبد و ایاک نستعین**حمد/ 5، ترجمه: (پروردگارا!) تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم. *** را چگونه تفسیر کرده ای؟ زمخشری در پاسخ گفت: نوشته ام که تقدیم مفعول، مفید حصر است. غزالی گفت: از این تفسیر معلوم می شود که عالمی قشری بیش نیستی**ظاهراً مراد غزالی این است که تو عالمی هستی که تنها به قشر و پوسته رویین و ظاهری آیات توجه نموده ای و از توجه به لب و باطن آیات غافل مانده ای. ***. زمخشری از سخن غزالی ناراحت شده و از حضور در مجلس او پشیمان گردید**ر.ک: ترجمه روضات الجنات 8/ 287 286، به نقل از: انوار نعمانیه (جزائری). ***.

حکایت 260 : نور افشانی ماه

ابن ابی الحدید معتزلی**شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید از معروف ترین شرح ها است. *** می نویسد: معاویه صد هزار درهم به سمره بن جندب وعده داد تا شأن نزول آیه: و من الناس من یعجبک قوله فی الحیاه الدنیا و یشهدالله علی ما فی قلبه و هو الد الخصام**بقره/ 204، ترجمه: و از مردم، (همانند اخنس بن شریق که یکی از منافقان بود)، کسانی هستند که گفتار آنان، در زندگی دنیا مایه اعجاب تو می شود (در ظاهر اظهار محبت شدید می کنند) و خدا را بر آنچه در دل دارند گواه می گیرند. (این در حالی است که) آنان سرسخت ترین دشمنانند. *** را که درباره برخی از منافقان است درباره علی (علیه السلام) روایت نموده و نیز شأن نزول آیه و من الناس من یشری نفسه ابتغآء مرضات الله و الله رؤوف بالعباد**بقره/ 207، ترجمه: بعضی از مردم (با ایمان و فداکار، همچون علی (علیه السلام) در لیله المبت به هنگام خفتن درجایگاه پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم جان خود را به خاطر خوشنودی خدا می فروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است. *** را که درباره علی (علیه السلام) است درباره ابن ملجم روایت نماید. سمره نپذیرفت. معاویه گفت: اگر این کار را انجام دهی دویست هزار درهم به تو می دهم، باز سمره نپذیرفت. معاویه مبلغ مذکور را تا چهارصد هزار درهم افزایش داد آنگاه سمره پذیرفت**ر.ک: ترجمه روضات الجنات 6/ 66 65 به نقل از: شرح نهج البلاغه (ابن ابی الحدید). ***.
شیر علم کی بود همسر شیر ژیان - دشمن تو کی شود با تو برابر بجاه
خاقانی

حکایت 261 : تألیف تفسیر در جبهه جنگ!

حضرت آیت الله العظمی محمد علی اراکی قدس سره القدوسی درباره مرحوم آیت الله آقا نور الدین عراقی اهل سلطان آباد اراک (1278 1341 ق) چنین می فرماید: آقا نور الدین اهل کشف و کرامت بود چون خیلی اهل حقیقت بود و کفی به کرامت او که در جبهه جنگ با آنکه در بالای سرش آلت ناری (سلاحهای آتشین) بود که صدایش گوش فلک را کر می کرد و آتش از آسمان می بارید و هر آن (لحظه) احتمال داشت توی سینه انسان بنشیند قلم و کاغذ برداشته و تفسیر قرآن نوشت**و آن را القرآن و العقل نامید. ***... در جبهه جنگ چه طور می شد حواس انسان جمع باشد ولی این شخص با کمال دقت کانه (گویا) توی اتاق خلوتی نشسته و هیچ کس با او کاری ندارد، چنین تفسیری می نویسد.
کفی بذالک کرامتاً ( تنهاهمین کرامت او را بس است) حیف که این تفسیر به آخر نرسید**مرحوم آقانورالدین تا پایان سوره مبارکه احزاب یعنی در حدود بیست و یک جزء و نیم را تفسیر نمود است. *** (ایشان در حال نوشتن تفسیر مذکور هیچ کتابی در اختیار نداشته) فقط یک کتاب معالم))**معالم الدین و ملاذ المجتهدین اثر شیخ حسن فرزند شهید ثانی. *** در پیشش بود که برای پسرش آقا عطا درس می گفت! معالم کجا و تفسیر کجا؟ به هم مربوط نبود خودش به عقل و محفوضاتش نوشته است چه محفوظاتی داشته که این تفسیر را نوشته است!
خود مرحوم آقا نور الدین در مقدمه کتاب القرآن و العقل چنین می نویسد: من این تفسیر را (در جبهه جنگ) در شرائطی می نویسم که جز به معالم به هیچ کتابی دسترسی ندارم که این کتاب معالم رانیز برای نور چشمم سید عطاء الله تدریس می کنم. نه کتاب لغت و نه کتاب حدیث و نه تفسیر، هیچ یک را همراه ندارم. به جز عقلم چیزی دیگری همراهم نیست. هم ایشان در ذیل آیه 272 سوره مبارکه بقره انگیزه خود را از تألیف این تفسر چنین بیان می کند: غرض من از نوشتن این تفسیر آن است که ثابت کنم قرآن مطابق عقل است و چیزی خلاف عقل در آن یافت نمی شود**ر.ک: کلید قرآن/ 91، به نقل از: مقدمه کتاب تفسیر القرآن و العقل و مجله حوزه ش 12/ 26. ***.