هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 245 : پرتوی از قرآن

حجه الاسلام و المسلمین دعایی می گوید: حضرت امام (خمینی (رحمه الله در نجف اشرف، اکثر آثار جدید محققین و نو آوران اسلامی و اجتماعی را با علاقه و دقت مطالعه می فرمودند. آنچه را که خود شاهد تأیید مطلق حضرت امام و تأکید معظم له برمطالعه و ترویج آن بودم، آثار دو محقق و اندیشمند گرانمایه اسلامی شهید مرتضی مطهری**امام خمینی درباره آثار شهید مطهری فرموده اند: آثار قلم و زبان او بی استثنا آموزنده و روان بخش است و مواعظ و نصایح او که از قلبی سرشار از ایمان و عقیدت نشأت می گرفت برای عارف و عامی سودمند و فرحزاست. *** و مرحوم آیت الله سید محمود طالقانی بود در نجف اشرف تفسیر پرتوی از قرآن**اثر آیت الله طالقانی.*** را به حضور امام تقدیم کرده بودم که مطالعه فرمایند. بعد از مدتی از فرزند شهیدشان حاج آقا مصطفی خمینی شنیدم که حضرت امام تأکید و سفارش کرده اند که ایشان حتما آن تفسیر را مطالعه کنند و در شیوه و برداشت های تفسیری و تدوین اثر تفسیری شان، از آن الهام و آموزش بگیرند. سفارش امام درباره مطالعه پرتوی از قرآن و تأیید مطلق آن، به قدری جلدی بود که مرحوم حاج آقا مصطفی، با توجه به شیوه محتاطانه حضرت امام در مورد افراد و نوشته هایشان، تعجب کرده بود**ر.ک: حکایت های از زندگی آیت الله طالقانی/ 152 151 به نقل از: یادنامه ابوذر زمان/ 32.***.

حکایت 246 : ایرانیان در دو آیه از قرآن

بنابر نقل بعضی از مفسرین معروف همانند شیخ طبرسی پس از نزول برخی از آیات، پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) دست خود را برشانه سلمان فارسی گذاشته و فرمودند: لو کان الایمان فی الثریا لنالته رجال من هؤلاء**دربرخی از روایت ها بدین شکل آمده: لو کان الدین معلقا بالثریا لناله رجال من ابناء فارس. ***یعنی: اگر ایمان در ستاره ثریا ( پروین) باشد، مردانی از طایفه سلمان به آن دست می یابند.
این مفسرین برای سخن خویش به روایاتی استناد می کنند که ر اینجا دو روایت و آیات مربوط به آن را نقل می نمائیم:
آیه و روایت اول: امام باقر (علیه السلام) فرمود: پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) این آیه را قرائت کرد: و آخرین منهم لما یلحقوا بهم و هو العزیز الحکیم**جمعه/ 3. ***یعنی: و همچنین پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) برای تعلیم و تزکیه عده دیگری برگزیده شده است که هنوز به مؤمنین ملحق نشده اند (و به مؤمنین خواهند پیوست) و خداوند عزیز و حکیم است)).
شخصی به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض کرد: اینها چه کسانی هستند؟ حضرت دست خود را بر شانه سلمان گذاشت و فرمود: لو کان الدین...**ر.ک: قصه های قرآن/ 106 به نقل از: تفسیر مجمع البیان 10/ 284. ***.
آیه و روایت دوم: روایت نموده اند، که پیامبر پس از نزول آیه ذیل دست خویش را برشانه سلمان گذاشته و فرمودند: لو کان الدین معلقا بالثریا...)).
و آیه این است: یا ایها الذین آمنوا من یرتد منکم عن دینه فسوف یأتی الله بقوم یحبهم و یحبونه اذله علی المؤمنین اعزه علی الکافرین یجاهدون فی سبیل الله و لا یخافون لومه لآئم ذالک فضل الله یؤتیه من یشآء و الله واسع علیم**مائده/ 54.***.
یعنی: ای کسانی که ایمان آورده اید! هر کس از شما از آیین خود بازگردد (به خدا زیانی نمی رساند) خداوند جمعیت را می آورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند. در برابر مؤمنان متواضع و در برابر کافران سرسسخت و نیرومندند. آنها در راه خدا جهاد می کنند و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند این، فضل خداست که به هرکس بخواهد (و شایسته ببیند) می دهد و (فضل) خدا وسیع و خداوند داناست**ر.ک: تفسیر جوامع الجامع 1/ 336. ***)).

حكايت 247 : سفيدرويان سياه پوست

مجاهد نستوه و مفسر قرآن مرحوم آيت الله سيد محود طالقانى در تفسير ++پرتوى از قرآن+++ در ذيل آيات 103 تا 106 سوره مباركه آل عمران چنين مى نويسد: در كنفرانس اسلامى (المؤتمر الاسلامى) كه در سال 1340 (شمسى) در شهر مسلوب قدس تشكيل شده بود، بيشتر نمايندگان از مسلمانان كشورهاى افريقايى بودند. نظريات و پيشنهاداتشان بسى عميق و الهام بخش و سخنرانى هايشان به زبان عربى چه بليغ و شورانگيز بود. يكى از آنان پيش از شروع جلسات، همين آيات و اعتصموا بحبل الله... ولا تكونوا كالذين تفرقوا... يوم تبيض وجوه و تسود وجوه...**آل عمران/ 107 103، ترجمه: و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد و نعمت خدا را بر خود به ياد آريد كه چگونه دشمن يكديگر بوديد و او ميان دلهاى شما الفت ايجاد كرد و به بركت نعمت او برادر شديد و شما برلب حفره اى از آتش بوديد خدا شما را از آن نجات داد اين چنين خداوند آيات خود را براى شما آشكار مى سازد شايد پذيراى هدايت شويد بايد از ميان شما جمعى دعوت به نيكى و امر به معروف و نهى از منكر كنند و آنها همان رستگارانند و مانند كسانى نباشيد كه پراكنده شدند و اختلاف كردند پس از آنكه نشانه هاى روشن به آنان رسيد و آنها عذاب عظيمى دارند روزى خواهد بود كه چهره هايى سفيد و چهرهايى سياه مى گردد اما آنها كه صورتهايشان سياه شده (به آنها گفته مى شود:) آيا بعد از ايمان كافر شديد؟ پس بچشيد عذاب را به سبب آنچه كفر مى ورزيديد و اما آنها كه چهره هايشان سفيد شده در رحمت خداوند خواهند بود و جاودانه در آن مى مانند. *** را با آهنگى مواج و جذاب تلاوت مى كرد در هنگام تلاوت اين بخش و تسود وجوه فاما الذين اسودت وجوههم**آل عمران/ 106، ترجمه: و چهره هايى سياه مى گردد اما آنها كه صورت هايشان سياه شده است. درباه نظير اين آيه ر.ك: زمر/ 60.*** نگارنده (= آيت الله طالقانى) در آغاز و به خصوص آنگاه كه رئيس جلسه بودم چشم از سوى و روى آنان مى گرداندم كه مبادا احساس حقارتى كنند. آنگاه متوجه شدم كه از دريافت معانى اين آيات به جاى احساس حقارت، احساس غرور مى كند و به خوبى در مى يابند كه اين سفيد و سياهى درباره رنگ پوست نيست. سفيدى و درخشندگى، ايمان و توحيد و شمول رحمت، و سياهى، كفر و نفاق و تفرقه است. آنان با ايمان ساده و پرمايه و حركت انگيز و توحيدى، خود را سفيدرو و اميدوار مى ديدند و بودند. و سفيد پوستان كافر و تفرقه انگيز سياه رو و رسوا و شرمنده بودند و هستند**ر.ك: پرتوى از قرآن 5/ 270 269 ذيل آيات 103 تا 106 سوره آل عمران.***.