هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 237 : روز هزار ساله و پنجاه هزار ساله

به شیخ مفید (336 413 ق) گفتند: خداوند متعال در یک آیه می فرماید: و ان یوما عند ربک کالف سنه مما تعدون**حج /47، ترجمه: و یک روز نزد پروردگارت همانند هزار سال از سال هایی است که شما می شمرید. *** و در آیه ای دیگر می فرماید: تعرج الملائکه و الروح الیه فی یوم کان مقداره خمسین الف سنه فاصبر صبرا جمیلا**معارج /5 4، ترجمه: فرشتگان و روح ( فرشته مقرب خداوند) به سوی او عروج می کنند در آن روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است پس صبر جمیل پیشه کن. *** و در آیه ای دیگر فرموده: یدبر الامر من السماء الی الارض ثم یعرج الیه فی یوم کان مقداره الف سنه مما تعدون**سجده /5، ترجمه: امور این جهان را از آسمان به سوی زمین تدبیر می کند سپس در روزی که مقدار آن هزار سال از سال هایی است که شما می شمرید به سوی او بالا می رود (و دنیا پایان می یابد.) ***. حال با توجه به اختلاف ظاهری بین آیات فوق که مدت یک روز گاهی هزار سال و گاهی پنجاه هزار سال تعیین شده توجیه این اختلاف چگونه است؟
شیخ مفید در پاسخ فرمود: اما معنی آیه اول پس این است که روز آخرت را برابر هزار سال دنیا گردانیده بنابر تعظیم امر آخرت از اخبار از شدت اهوال آن حتی این که یک روز از روزهای آن براهل عذاب برابر هزار سال دنیا می گذرد به سبب شدت و عظمت بلا و کثرت محنت و آنچه به کافران خواهد رسید از انواع عقاب.
و مراد از روزیکه مقدار آن پنجاه هزار سال است (چنان که در آیه دوم مذکور شد) روز محشر است و به درستی که دراز گردیده است آن برکافران حتی این که بقدر و اندازه مذکور رسیده است به سبب آنچه مشاهده می کنند در آن روز از شدت و دشواری عذاب و گذشتن بر صراط و معاینه و دیدن جهنم و شنیدن صداهای آتش و آوازها و غل های آن و فریاد خزنه آن و دیدن تفرق و انتشار شرر ( شراره) آن. آیا نگاه نمی کنی به گفته خدای تعالی که: انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا**معارج /7 6، ترجمه: (زیرا) آنها آن روز را دور می بینند و ما آن را نزدیک می بینیم.*** و همچنین به فرموده خدای تعالی که آن روز را چنین وصف نموده: ان هولاء یحبون العاجله و یذرون وراءهم یوما ثقیلا**انسان /27، ترجمه: آنها زندگی زودگذر دنیا را دوست دارند درحالی که روز سختی را پشت سر خود رها می کنند. *** و این که در آیه ای دیگر فرموده: یوم ترونها تذهل کل مرضعه عما ارضعت و تضع کل ذات حمل حملها و تری الناس سکاری و ماهم بسکاری ولکن عذاب الله شدید**حج /2، ترجمه: روزی که آن را می بینید روز رستاخیز (آنچنان وحشت سراپای همه را فرامی گیرد که) هر مادر شیردهی کودکی شیرخوارش را فراموش می کند و هر بارداری جنین خود را برزمین می نهد و مردم را مست می بینی در حالی که مست نیستد ولی عذاب خدا شدید است. *** و در آیه دیگر به هنگام توصیف آن روز فرموده: یوم یفر المرء من احیه و امه و ابیه و صاحبته و بنیه لکل امری ء منهم یومئذ شان یغنیه**عبس /37 34، ترجمه: در آن روز که انسان از برادر خود می گریزد و از مادر و پدرش و زن و فرزندانش در آن روز هر کدام از آنها وضعی دارد که او را کاملا به خود مشغول می سازد.***.
آنچه من ( شیخ مفید) ذکر کردم از این که روز دراز و طولانی نیست ولکن برایشان طولانی می گذرد به سبب شدت محنت و کثرت بلا معروف است در میان اهل لسان چنان که می گویند: کانت لیلتی البارحه شهرا شب گذشته یک ماه بود (یعنی برما مثل یک ماه گذشت.)
و چنان که امری القیس گفته:
الا ایها اللیل الطویل الا انجلی - بصبح و ما الاصباح فیک بامثلی
ای شب دراز روشن شو به وسیله صبح لکن صبح هم از تو بهتر نیست (کنایه از این که شدت محنت به گونه ای است که روز نیز همانند شب تاریک خواهد بود).
و چنانکه گفته شده:
فیالک من لیل کان نجومه - بکل مغار الفتل شدت بید بلی
پس تو به فریاد من برس از دست شبی که گویی ستاره های آن را با ریسمان های محکم به کوه یذبل بسته اند (مشخص است که در واقع شب طولانی و دراز نشده لکن دراز شده بود بر آن شخص به سبب دلگیری و آزردگی که داشت.) و چنان که عرب می گوید: هذا یوم اطول من عمر النشر روز بد درازتر است از عمر کرکس. و اما معنی آیه سوم سجده /5 پس این است که: بالا می رود در روزی که مقدار آن به اندازه ای است که اگر آدمی بخواهد طی کند آن را طی نمی کند مگر در هزار سال. و هرگاه امر چنین باشد که بیان کردیم، اختلاف و تناقصی میان معانی آیات ذکر شده یعنی سه آیه ای که از آن سؤال شده بود نخواهد بود**ر.ک: مجالس در مناظرات (شیخ مفید) /153 150. ***.

حکایت 238 : جلوه ای ولائی در تفسیر میبدی

یکی از علمای اهل سنت، ابوالفضل رشیدالین میبدی**امام حافظ فخر الاسلام رشید الدین ابوالفضل احمد بن جمال. ***(متوفای قرن ششم هچری قمری) است او در تفسیر خویش کشف الاسرار و عده الابرار (معروف به تفسیر خواجه عبدالله انصاری**علت اینکه این تفسیر به تفسیر خواجه عبدالله انصاری معروف شد آن است که مولف چنانکه خود در مقدمه می گوید بر تفسیر خواجه عبدالله انصاری نظر داشته و آن را در اختصار و ایجاز به حد اعجاز دیده است و بر آن سر شده که آن را به شرح و بسط بیاراید و مرخ سخن را در آن قضا بال و پری گشاید و همه جا در تلو کلام از درر کلمات پیر هرات، به استشهاد و به عناوین مختلف نقل کرده است. با کمال تأسف اصل تفسیر خواجه عبدالله انصاری در دست نیست. ***) درباره جریان ازدواج آسمانی حضرت علی (علیه السلام) با حضرت فاطمه (علیها السلام)، چنین گفته و چه نیکو در سخن سفته: قصه تزویج فاطمه (سلام الله علیها) آن است که مصطفی (علیه السلام) روزی در مسجد آمد شاخی ریحان به دست گرفته. سلمان (علیه الرحمه) را گفت: یا سلمان رو علی (علیه السلام) را بخوان. رفت و گفت: یا علی! اجب رسول الله. علی (علیه السلام) گفت: یا سلمان! رسول خدا را این ساعت چون دیدی و چون او را گذاشتی؟ گفت: یا علی! سخت شادمان و خندان چون ماه تابان و شمع درخشان. علی (علیه السلام) آمد به نزدیک مصطفی (علیه الصلاه والسلام) و مصطفی (علیه السلام) آن شاخ ریحان فرادست علی (علیه السلام) داد. عظیم خوش بوی بود. گفت: یا رسول الله! این چه بوی است بدین خوشی؟ گفت: یا علی! از آن نثارهاست که حوریان بهشت کرده اند برتزویج دخترم ( فاطمه (علیها السلام)). گفت: با که یا رسول الله؟ گفت: با تو یا علی. در مسجد نشسته بودم فریشته ای در آمد برصفتی که هرگز چنان ندیده بودم، گفت: نام من محمود است و مقام من در آسمان دنیا. در مقام معلوم**مقام معلوم ر.ک: صافات /164. ***خودم بودم. ثلثی از شب گذشته که ندایی شنیدم از طبقات آسمان که ای فریشتگان مقربان و روحانیان و کروبیان! همه جمع شوید در آسمان چهارم، همه جمع شدند و همچنین سکان مقعد صدق**مقعد صدق ر.ک: قمر /55. *** و اهل فرادیس اعلی در جنات عدن**جنات عدن ر.ک: توبه /72، رعد /23، نحل /31، کهف /31، مریم /61، طه /76، فاطر /33، ص /50، غافر /8، صف /12، بینه /8. ***حاضر گشتند. فرمان آمد که ای مقربان درگاه وای خاصگیان پادشاه! سوره هل اتی علی الانسان**سوره مبارکه انسان یا دهر. *** برخوانید. ایشان همه به آواز دلربای و الحان طرب افزای سوره هل اتی**سوره مبارکه انسان یا دهر. *** خواندن گرفتند. آنگه درخت طوبی را فرمان آمد که تو نثار کن بر بهشت ها برتزویج فاطمه زهرا (سلام الله علیها) با علی مرتضی (علیه سلام الله). پس طوبی برخود بلرزید و در بشهت گوهر و مروارید و حله ها باریدن گرفت. پس فرمان آمد تا منبری از یک دانه مروارید سپید در زیر درخت طوبی بنهادند، فرشته ای که نام وی راحیل است و در هفت طبقه آسمان فرشته ای از وی فصیح تر و گویاتر نیست، به آن منبر در آمد و خدای راجل جلاله ثنا گفت و برپیغامبران درود داده، آن گه جبار کاینات خداوند ذوالجلال قادر برکمال، بی واسطه ندا کرد که: ای جبرییل وای میکاییل، شما دوگواه معرفت فاطمه باشید و من که خداوند ولی فاطمه ام. و ای کروبیان و ای روحانیان آسمان، شما همه گواه باشید که من فاطمه زهرا را به زنی به علی مرتضی دادم. پس رب العزه**رب العزه ر.ک: صافات /180.*** مرا بدین بشارت به تو فرستاد یا محمد و گفت: حبیب مرا بشارت ده و با وی بگو که ما این عقد را در آسمان بستیم، تو نیز در زمین ببند**ر.ک: فصلنامه بینات شماره 8 /130 129 به نقل از: کشف الاسرار و عده الابرار 11/ 50 49. ***.

حکایت 239 : تفسیر این آیه را مطالعه کن

یکی از شهیدان راه فضیلت، دانشمند شهید قاضی زاده تتوی**احمد بن نصرالله تتوی سندی. *** است. پدر وی از قاضیان حنفی مذهب بوده و در تته از شهرهای ایالت سند))، به منصب قضاوت اشتغال داشته است. قاضی زاده تتوی بر اثر معاشرت با نیکبختان عراق و برکات انفاس زکیه آنان، از مذهب پدرش دست برداشته و به مذهب شیعه جعفری گروید. مرحوم قاضی نور الله شوشتری با وی ملاقات کرده و علت گرویدن وی به مذهب تشیع را علاوه بر آنچه ذکر شد - چنین نوشته است: در همان اوقات که با مردم شایسته عراق رفت و آمد نمود، شبی حضرت امیر المؤمنین علی (علیه السلام) را در خواب می بیند. آن حضرت کتب کشاف**الکشاف عن حائق غوامض التنزیل و عین الاقاویل فی وجوه التأویل. مولف این تفسیر، ابوالقاسم محمود بن عمر بن محمد بن احمد الزمخشری، ملقب به جار الله است. زمخشری از عالمان اهل سنت بوده که با سال 467 قمری متولد شده و به سال 538 قمری وفات یافته است. *** (زمخشری) را به دست گرفته و صفحه ای از آن که آیه شریفه انما ولیکم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاه و یوتون الزکاه و هم راکعون**مائده /55، ترجمه: سرپرست و ولی شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده اند همانها که نماز را برپا می دارند و در حال رکوع، زکات می دهند. (به اتفاق مفسران سنی و شیعه مراد از این آیه، حضرت علی (علیه السلام) است که در حال رکوع انگشتری را به فقیر عطا فرمود.) ***؛ در آن نوشته شده بود را به او نشان داده و می فرمایند: نزدیک بیا و تفسیر این آیه را مطالعه کن)). قاضی زاده تتوی پس از بیدار شدن از خواب، درباره خوابی که دیده بود و منظور از آن، به فکر فرو می رود و همان وقت در صدد بر می آید تا نسخه ای از کتاب کشاف را به منظور مطالعه تفسیر آیه مزبور تهیه نماید. در آن هنگام یکی از بزرگ زادگان عراق به نام میرزا حسن که در خواب به محضر امیر المؤمنین (علیه السلام) شرفیاب گشته و ماموریت یافته بود تا کتاب کشاف را به قاضی زاده تتوی تسلیم نماید درب خانه وی را به صدا در آورده و کتاب کشاف را به او تسلیم می کند. پس از این واقعه قاضی زاده تتوی مذهب تشیع اختیار نموده و مقالات ارزنده ای به منظور ترویج مذهب جعفری به رشته تحریر در می آورد از جلمه مطالب او، اعتراضاتی است که به برخی از فقهای اهل سنت همانند ابو حنیفه وارد ساخته است. قاضی زاده تتوی پس از مدت زمانی، به دست برخی از سنیان در شهر لاهور به شهادت رسیده و در حظیره امیر حبیب الله مدفون گردید**ر.ک: ترجمه روضات الجنات 2 /125 123 به نقل از: شهداء الفضیله. ***.