هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 235 : شأن روزانه خداوند

یکی از امراء از وزیر خود درباره آیه شریفه: کل یوم هو فی شان**الرحمن /29، ترجمه: او هر روز در شان و کاری است.*** سؤال کرد. وزیز اظهار بی اطلاعی نمود و از این که نتوانسته بود پاسخ امیر را بدهد، اندوهگین و محزون به خانه آمد.
وزیر، غلام سیاه و با معرفتی داشت. غلام چون وزیر را محزون دید پرسید: چرا اندوهگین هستی؟ وزیر جریان را بازگو نمود. غلام گفت: من تفسیر آیه را می دانم و برای امیر بازگو می کنم امیدوارم که پاسخ خوبی به او بدهم. غلام نزد امیر رفت و گفت: معنی آیه چنین است شأن خداوند است که شب و روز را یکی بعد از دیگری می آورد و می برد. از دل مرده، زنده خارج می کند و از زنده، مرده بیرون می آورد. بیماری را شفا می دهد. گرفتاری را عافیت می بخشد. عزیزی را ذلیل و ذلیلی را عزیز می کند، ثروتمندی را فقیر و فقیری ثروتمند می نماید)).
امیر از این پاسخ، خوشحال شد و گفت: فرجت عنی فرج الله عنک گره مشکلی را برای من گشودی خداوند مشکلت را برطرف سازد. سپس به غلام جایزه داد**ر.ک: داستان های صاحبدلان 219 /2 به نقل از: تفسیر قرطبی 9 /6337 ذیل تفسیر آیه مذکور، تفسیر نمون 23 /143 142. ***.

حکایت 236 : اجلال فاطمه (علیها السلام)

از عالمی پرسیدند: چرا خداوند در سوره هل اتی**سوره مبارکه انسان یا دهر.*** که آن را درباره اهل بیت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) نازل نموده، نامی از حور العین نبرده با این که تمامی نعمت های بهشت به جز حور العین را در این سوره ذکر نموده است؟
عالم پاسخ داد: عدم ذکر حور العین در این سوره، به دلیل اجلال و احترام به حضرت فاطمه (علیها السلام) است**ر.ک: الخزائن /243. روح المعانی (آلوسی) 29 /158. ***.

حکایت 237 : روز هزار ساله و پنجاه هزار ساله

به شیخ مفید (336 413 ق) گفتند: خداوند متعال در یک آیه می فرماید: و ان یوما عند ربک کالف سنه مما تعدون**حج /47، ترجمه: و یک روز نزد پروردگارت همانند هزار سال از سال هایی است که شما می شمرید. *** و در آیه ای دیگر می فرماید: تعرج الملائکه و الروح الیه فی یوم کان مقداره خمسین الف سنه فاصبر صبرا جمیلا**معارج /5 4، ترجمه: فرشتگان و روح ( فرشته مقرب خداوند) به سوی او عروج می کنند در آن روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است پس صبر جمیل پیشه کن. *** و در آیه ای دیگر فرموده: یدبر الامر من السماء الی الارض ثم یعرج الیه فی یوم کان مقداره الف سنه مما تعدون**سجده /5، ترجمه: امور این جهان را از آسمان به سوی زمین تدبیر می کند سپس در روزی که مقدار آن هزار سال از سال هایی است که شما می شمرید به سوی او بالا می رود (و دنیا پایان می یابد.) ***. حال با توجه به اختلاف ظاهری بین آیات فوق که مدت یک روز گاهی هزار سال و گاهی پنجاه هزار سال تعیین شده توجیه این اختلاف چگونه است؟
شیخ مفید در پاسخ فرمود: اما معنی آیه اول پس این است که روز آخرت را برابر هزار سال دنیا گردانیده بنابر تعظیم امر آخرت از اخبار از شدت اهوال آن حتی این که یک روز از روزهای آن براهل عذاب برابر هزار سال دنیا می گذرد به سبب شدت و عظمت بلا و کثرت محنت و آنچه به کافران خواهد رسید از انواع عقاب.
و مراد از روزیکه مقدار آن پنجاه هزار سال است (چنان که در آیه دوم مذکور شد) روز محشر است و به درستی که دراز گردیده است آن برکافران حتی این که بقدر و اندازه مذکور رسیده است به سبب آنچه مشاهده می کنند در آن روز از شدت و دشواری عذاب و گذشتن بر صراط و معاینه و دیدن جهنم و شنیدن صداهای آتش و آوازها و غل های آن و فریاد خزنه آن و دیدن تفرق و انتشار شرر ( شراره) آن. آیا نگاه نمی کنی به گفته خدای تعالی که: انهم یرونه بعیدا و نراه قریبا**معارج /7 6، ترجمه: (زیرا) آنها آن روز را دور می بینند و ما آن را نزدیک می بینیم.*** و همچنین به فرموده خدای تعالی که آن روز را چنین وصف نموده: ان هولاء یحبون العاجله و یذرون وراءهم یوما ثقیلا**انسان /27، ترجمه: آنها زندگی زودگذر دنیا را دوست دارند درحالی که روز سختی را پشت سر خود رها می کنند. *** و این که در آیه ای دیگر فرموده: یوم ترونها تذهل کل مرضعه عما ارضعت و تضع کل ذات حمل حملها و تری الناس سکاری و ماهم بسکاری ولکن عذاب الله شدید**حج /2، ترجمه: روزی که آن را می بینید روز رستاخیز (آنچنان وحشت سراپای همه را فرامی گیرد که) هر مادر شیردهی کودکی شیرخوارش را فراموش می کند و هر بارداری جنین خود را برزمین می نهد و مردم را مست می بینی در حالی که مست نیستد ولی عذاب خدا شدید است. *** و در آیه دیگر به هنگام توصیف آن روز فرموده: یوم یفر المرء من احیه و امه و ابیه و صاحبته و بنیه لکل امری ء منهم یومئذ شان یغنیه**عبس /37 34، ترجمه: در آن روز که انسان از برادر خود می گریزد و از مادر و پدرش و زن و فرزندانش در آن روز هر کدام از آنها وضعی دارد که او را کاملا به خود مشغول می سازد.***.
آنچه من ( شیخ مفید) ذکر کردم از این که روز دراز و طولانی نیست ولکن برایشان طولانی می گذرد به سبب شدت محنت و کثرت بلا معروف است در میان اهل لسان چنان که می گویند: کانت لیلتی البارحه شهرا شب گذشته یک ماه بود (یعنی برما مثل یک ماه گذشت.)
و چنان که امری القیس گفته:
الا ایها اللیل الطویل الا انجلی - بصبح و ما الاصباح فیک بامثلی
ای شب دراز روشن شو به وسیله صبح لکن صبح هم از تو بهتر نیست (کنایه از این که شدت محنت به گونه ای است که روز نیز همانند شب تاریک خواهد بود).
و چنانکه گفته شده:
فیالک من لیل کان نجومه - بکل مغار الفتل شدت بید بلی
پس تو به فریاد من برس از دست شبی که گویی ستاره های آن را با ریسمان های محکم به کوه یذبل بسته اند (مشخص است که در واقع شب طولانی و دراز نشده لکن دراز شده بود بر آن شخص به سبب دلگیری و آزردگی که داشت.) و چنان که عرب می گوید: هذا یوم اطول من عمر النشر روز بد درازتر است از عمر کرکس. و اما معنی آیه سوم سجده /5 پس این است که: بالا می رود در روزی که مقدار آن به اندازه ای است که اگر آدمی بخواهد طی کند آن را طی نمی کند مگر در هزار سال. و هرگاه امر چنین باشد که بیان کردیم، اختلاف و تناقصی میان معانی آیات ذکر شده یعنی سه آیه ای که از آن سؤال شده بود نخواهد بود**ر.ک: مجالس در مناظرات (شیخ مفید) /153 150. ***.