هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 232 : حفره آتشین

ابن عباس پسر عموی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و مفسر معروف شنید که اعرابیی**اعرابی: مرد بادیه نشنی که با تازیان زندگی کند خواه از آنان باشد و خواه از موالی ایشان. چون به اعرای، (عربی) گفته شود شادمان شود و اگر به عربی، (اعرابی) گفته شود، خشمگین می شود در تعریفات جرجانی آمده است که (اعرابی) عرب جاهل است. (اعرابی) را به اعراب منسوب کرده اند تا التباس و اشتباه از میان برود چه اگر منسوب آن را (عربی) می گفتند با اسم منسوب به عرب اشتباه می شود ر.ک: فرهنگ لاروس 1/ 240. *** پس از خواندن آیه شریفه: و کنتم علی شفا حفره من النار فاتقذکم منها**آل عمران/ 103، ترجمه: و شما برلب حفره ای از آتش بودید، خدا شما را از آن نجات داد. *** می گفت: به خدا قسم، ما را از آن (حفره آتشین) نجات نداده بلکه می خواهد ما را در آن وارد کند**شاید مراد آن عرب بادیه نشین این بوده که: چگونه خداوند می فرماید شما را از آن آتش نجات دادیم و حا آنکه می خواهد در قیامت ما در آن وارد کند. ***. ابن عباس پس از شنیدن سخن مرد بادیه نشنین، خطاب به اطرافیانش گفت: حکم را از غیر عالم و فقیه اخذ کنید**ر.ک: زهرالربیع/ 241، محاضرات الادباء 4/ 409. ناگفته نماند که: منظور ابن عباس از جمله مذکور (حکمت را از غیر فقیه اخذ کنید) این است که ببینید این مرد عرب بی سواد و بدوی چگونه سخنان حکیمانه می گوید و در حقیقت اهل استدلال است پس هیچ گاه فکر نکنید که حکمت مختص افراد با سواد و تحصیل کرده است. البته منظور ابن عباس، تنها درس گرفتن از این واقعه و ارایه نکته ای اخلاقی بوده و گرنه سخن او بدین معنی نیست که خواسته باشد محتوای سخنان مرد عرب را تصدیق نماید و به عبارت دیگر شاید بتوان گفت که سخن ابن عباس به اصطلاح از باب تصدیق مخبر است نه تصدیق خبر. ***.

حکایت 233 : ناطق و صامت

شخصی به امیر مؤمنان علی (علیه السلام) عرض کرد: گاهی در آیات قرآن مطالبی ضد و نقیض به چشم می خورد مثلا در آیه ای می خوانیم: الیوم نختم علی افواههم**یس/ 65، ترجمه: امروز بردهانشان مهر (سکوت) می نهیم. *** و در جای دیگر می خوانیم: ویقولون یا ویلتنا مال هذا الکتاب**کهف/ 49، ترجمه: و می گویند ای وای بر ما این چه کتابی است. *** خلاصه آیا در قیامت مردم گویا و ناطقند یا ناگویا و صامت؟ حضرت در پاسخ فرمود: مراحل و توقفگاه ها در روز قیامت با یکدیگر فرق داشته و مختلف است در یک مرحله لب ها و دهان ها باز است و در یک مرحله بسته. در یک مرحله مشرکان می گویند: والله ربنا ما کنا مشرکین**انعام/ 23، ترجمه: به خداوندی که پروردگار ماست سوگند که ما مشرک نبویم. *** و چون دروغ می گویند، مهر سکوت بر لبهایشان زده می شود و به جای لب ها، پوست و دست و پاهایشان به گمراهی آنها گواهی می دهند**ر.ک: داستان های صاحبدلان 2/ 64 63 به نقل از: بحار الأنوار 7/ 314. درباره متن کامل حکایت فوق .ک: تفسیر عیاشی 1/ 357. ذیل آیه 23 سوره انعام. البرهان فی تفسیر القرآن 1/ 522. ***.

حکایت 234 : بهترین روزی دهندگان

از عارفی پرسیدند: چرا خدا خود را با عنوان خیر الرازقین**حج 58، مؤمنون 72، سبا 39، جمعه 11، ترجمه: بهترین روزی دهندگان. *** ستوده است؟ گفت: زیرا هرکس نعمت او را کفران نماید، رزق و روزیش را قطع نمی کند**ر.ک: کشکول شیخ بهایی 1، 260. محاضرات الادبآء 2، 581. *** به قول شیخ اجل سعدی: وظیفه روزی به خطای منکر نبرد.
ای کریمی که از خزانه غیب - گبر و ترسا وظیفه خور داری
دوستان را کجا کنی محروم - تو که با دشمن این نظر داری؟