هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 224 : فرزند قرآن

جد علامه سید محمد حسین طباطبایی صاحب تفسیر گران سنگ المیزان از معاشرین نزدیک صاحب جواهر محمد حسن نجفی صاحب جواهر الکلام بوده است و نامه و نوشته های ایشان را می نوشته اند. ایشان (جد علامه طباطبایی) از شاگردان خوب صاحب جواهر، و مجتهدی مسلم بوده است. نامشان سید محمد حسین بوده و به علوم غریبه نیز احاطه فراوانی داشته است. جد بزرگوار علامه طباطبایی، در مدت عمرشان صاحب فرزند نبودند در یکی از روزها که مشغول خواندن قرآن بودند چون به این آیه می رسند: و ایوب اذا نادی ربه انی مسنی الضرو انت ارحم الراحمین**انبیاء/ 83، ترجمه: و ایوب را (به یاد آور) هنگامی که پرودگارش را خواند (و عرضه داشت): بدحالی و مشکلات به من روی آورده و تو مهربان ترین مهربانانی. *** حالت دل شکستگی به ایشان دست می دهد و از نداشتن فرزند غمگین و اندوهاک می شوند در همان حال با استفاده از علوم غریبه، چنین به دست می آورند که اگر به بارگاه پروردگار دعا کنند ان شاء الله به مرحله استجابت خواهد رسید. ایشان نیز دعا می کنند که خداوند فرزندی صالح به ایشان عنایت فرماید. در سن پیری خداوند به ایشان پسری عنایت می کند و آن پسر، پدر علامه محمد حسین طباطبایی می شوند پدر علامه طباطبایی نیز چون خداوند علامه را به ایشان عنایت می کند نامش را به نام پدر خویش محمد حسین می گذارد**ر.ک: تاگفته های عارفان/ 182 181. ***.

حکایت 225 : خوانده ای (انا الیه راجعون)؟!

حضرت امیر المؤمنین امام علی بن ابی طالب علیه صلوات الله الملک الواهب شنید که شخصی می گفت: انا لله و انا الیه راجعون**بقره/ 156، ترجمه: (و بشارت ده به استقامت کنندگان، آنها که هرگاه مصیبتی به ایشان می رسد، می گویند:) ما از آن خداییم و به سوی او باز می گردیم)). ***. حضرت پس از شنیدن این آیه شریفه، فرمود: این سخن ما که می گوییم انا لله ( ما همه از آن خداییم) اقراری است به بندگی و این که می گوییم: و انا الیه راجعون ( بازگشت ما به سوی اوست) اعترافی است به نابودی خویش**ر.ک: نهج البلاغه، حکمت 99. ***.
خوانده ای انا الیه راجعون - تا بدانی که کجاها می رویم؟! مولوی

حکایت 226 : گوهر وقت

حضرت حجه الاسلام سید صادق شمس چنین نقل نموده اند: بنده به طور مکرر خدمت مرحوم علامه سید محمد حسین طباطبایی، رسیده ام، علامه می گفتند: به تازگی به این فکر افتاده ام که تفسیر (المیزان) را بنویسم ولی نقطه های آن را در روز پنج شنبه بگذارم که در ین روز علاوه بر این که نقطه ها را می گذارم، مروری نیز بر متن تفسیر نموده باشم. اگر چنین کنم روزی یک ربع ساعت ( پانزه دقیقه) جلو هستم یعنی از وقت و فرصت به خاطر به کارگیری این شیوه استفاده کرده ام**ر.ک: ناگفته های عارفان/ 62. (با اندکی تصرف). لطیفه: شخصی می گفت: عده ای را دیدم که مشغو تمرین روش علامه طباطبایی بوده و نقطه گذاری حروف را فاکتور می گرفتند. من که این منظره را دیدم به خنده افتاده و گفتم: علامه به خاطر پر کاری به این روش رو آورد و شما به خاطر بی کاری. ر.ک: خواندنی هایی از لابلادی گفته های و نوشته ها/ 40. ***.
گوهر وقت بدین خیرگی از دست مده - آخر این در گرانمایه بهایی دارد
پروین اعتصامی