هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 222 : تفسیر ظلم

عبد الله ابن مسعود صحابی پیامبر و مفسر معروف گوید: وقتی آیه شریفه: الذین آمنوا ولم یلبسوا ایمانهم بظلم**انعام/ 82، ترجمه: کسانی که ایمان آوردند و ایمان خویش را به هیچ ظلمی (و شرکی) نیالودند. *** نازل شد، کار بر مردم دشوار گشت. به رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) گفتند: ما کدامیک به خود ظلم نکرده ایم؟ رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: معنای این آیه، آنچنان که شما گمان می برید، نیست آیا نشنیده اید که لقمان صالح گفت: ان الشرک لظلم عظیم**لقمان/ 13، ترجمه: همانا شرک ظلم بزرگی است. *** بنابراین منظور از ظلم، شرک است**ر.ک: مبانی و روشهای تفسیر قرآن/ 25 به نقل از: الدر المنثور فی تفسیر المأثور 3/ 27. ***.

حکایت 223 : استجابت دعا و افزایش مال

یکی از مسلمانان به حضور امام جعفر صادق علیه صلوات الله الفالق آمد و عرض کرد: ای پسر رسول خدا! دو آیه در قرآن است که من برطبق آن رفتار می کنم و دو مطلب موجود در آن آیات را می جویم وی به آن نمی رسم.
امام صادق (علیه السلام) فرمود: آن دو آیه کدام است؟ عرض کرد: اولی این آیه است که خداوند می فرماید: ادعونی استجب لکم**غافر/ 60، ترجمه: مرا بخوانید تا دعای شما را بپذیرم. *** ما خدا را می خوانیم ولی او دعای ما را استجابت نمی کند. امام (علیه السلام) فرمود: آیا به گمان تو خداوند خلف وعده می کند؟ عرض کرد: نه. فرمود: پس چرا دعای شما مستجاب نمی شود؟ گفت: نمی دانم، امام (علیه السلام) فرمود: ولی من راز آن را به تو می گویم رازش این است که هر کس خدا را در آنچه فرمان داده اطاعت کند سپس خدا را از جهت دعا بخواند (که دارای شیوه به خصوصی است) دعایش مستجاب می شود. عرض کرد: منشور از جهت دعاچیست؟ فرمود: نخست خدا را حمد و ستایش می کنی سپس نعمت هایی را که به تو عطا نموده برزبان می آوری سپس شکرگزاری می نمایی آنگاه بر محمد و آل محمد صلوات می فرستی سپس گناهان خود را به یاد می آوری و به انجام آنها اقرار می کنی و از آنها به خدا پناه می بری. این است جهت دعا (آنگاه دعا می کنی**درباره پاسخ امامعلی (علیه السلام) به فردی که از عدم استجابت دعایش شکایت کرده بود ر.ک: تفسی نمونه 1 646 644، به نقل از: سفینه البحار 1، 449 448. ***.)
سپس فرمود: آیه دیگری که به آن نرسیده ای کدام است؟ آن مرد عرض کرد: این آیه شریفه: و ما انفقتم من شی ء فهو یخلفه**سبأ/ 39، ترجمه: و هر چیزی را (در راه او) انفاق کنید عوض آن را می دهد (و جای آن را پر می کند). *** من اموالم را انفاق می کنم ولی عوض آن را نمی یابم (و براموالم چیزی نمی افزاید.) حضرت فرمود: آیا می پنداری که خداوند خلف وعده می کند؟ عرض کرد: نه. فرمود: پس چرا عوض آن را نمی یابی؟ گفت: نمی دانم. حضرت فرمود: اگر یکی از شما از راه حلال، مالی کسب کند و در راه حلال انفاق نماید، هیچ درهمی را انفاق نمی کند مگر آنکه عوض آن داده می شود**ر.ک: حکایت های شنیدنی 3/ 174 173، به نقل از: اصول کافی 2/ 486، بحار الأنوار 96/ 147. تفسیر نمونه 18/ 124 123، به نقل از: تفسیر برهان 3/ 353. ***.

حکایت 224 : فرزند قرآن

جد علامه سید محمد حسین طباطبایی صاحب تفسیر گران سنگ المیزان از معاشرین نزدیک صاحب جواهر محمد حسن نجفی صاحب جواهر الکلام بوده است و نامه و نوشته های ایشان را می نوشته اند. ایشان (جد علامه طباطبایی) از شاگردان خوب صاحب جواهر، و مجتهدی مسلم بوده است. نامشان سید محمد حسین بوده و به علوم غریبه نیز احاطه فراوانی داشته است. جد بزرگوار علامه طباطبایی، در مدت عمرشان صاحب فرزند نبودند در یکی از روزها که مشغول خواندن قرآن بودند چون به این آیه می رسند: و ایوب اذا نادی ربه انی مسنی الضرو انت ارحم الراحمین**انبیاء/ 83، ترجمه: و ایوب را (به یاد آور) هنگامی که پرودگارش را خواند (و عرضه داشت): بدحالی و مشکلات به من روی آورده و تو مهربان ترین مهربانانی. *** حالت دل شکستگی به ایشان دست می دهد و از نداشتن فرزند غمگین و اندوهاک می شوند در همان حال با استفاده از علوم غریبه، چنین به دست می آورند که اگر به بارگاه پروردگار دعا کنند ان شاء الله به مرحله استجابت خواهد رسید. ایشان نیز دعا می کنند که خداوند فرزندی صالح به ایشان عنایت فرماید. در سن پیری خداوند به ایشان پسری عنایت می کند و آن پسر، پدر علامه محمد حسین طباطبایی می شوند پدر علامه طباطبایی نیز چون خداوند علامه را به ایشان عنایت می کند نامش را به نام پدر خویش محمد حسین می گذارد**ر.ک: تاگفته های عارفان/ 182 181. ***.