هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 219 : احتیاج به حدیث

سید نعمت الله شوشتری در رساله منبع الحیاه می نویسد: استاد مجتهدم شیخ جعفر بحرانی و شیخ محدثم ( میرزا محمد جزائری) صاحب (کتاب) جوامع الکلم قدس الله روحهما در مسأله جواز اخذ احکام از قرآن بحث می کردند و گفتگوشان بدینجا رسید که فاضل مجتهد (شیخ جعفر بحرانی) خطاب به وی میرزا محمد جزائری گفت: در معنی قل هو الله احد**توحید/ 1، ترجمه: بگو خداوند یکتا و یگانه است. *** چه عقیده ای داری؟ آیا برای فهمیدن معنای آن هم محتاج به حدیثیم؟ گفت: آری، زیرا ما معنی احدیت و فرق بین احد و واحد و امثال آن را نمی دانیم**ر.ک: ترجمه روضات الجنات 5/ 30، به نقل از: ریاض العلماء (در شرح حال عروسی مؤلف تفسیر نور الثقین). ***.

حکایت 220 : کرم کریم

نظام الدین نیشابوری ذیل تفسیر آیه شریفه: یا ایها الاناس ما غرک بربک الکریم**انفطار/ 6، ترجمه: ای انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار کریمت مغرور ساخته است؟! *** می نویسد: در آغاز جوانی در خواب دیدم قیامت به پای شده و به دلم گذشت که هرگاه خدای متعال خطاب به من بگوید ای آدمیزاد! چه چیزی تو را به پروردگار کریمت فریفته و مغرور ساخته، چه پاسخ بدهم؟ در آن حال الهام شد که بگویم: غرنی کرمک یا رب پروردگارا کرم تو مرا مغرور ساخت. سپس همین معنی را در یکی از تفسیرها**ظاهرا مراد وی، تفسیر مجمع البیان طبرسی است. *** دیدم**ر.ک: کشکول شیخ بهایی 1/ 483. ***.
نکته: روایت شده که پیامبر ارکم (صلی الله علیه و آله و سلم) هرگاه آیه فوق را تلاوت می کردند، می فرمودند: غره جهله یعنی: (پروردگارا!) جهل انسان او را در برابر تو مغرور ساخته است**ر.ک: مجمع البیان، ذیل تفسیر سوره انفطار. ***.
آن یکی کرد این سؤال از آن امام - کی تو در فهم کتاب حق تمام
از چه فرمود آن خدای بی همان - در مقام قهر و توبیخ و جلال
چون شدی مغرور بر رب کریم**انفطار/ 6. *** - از چه کردی این گناهان عظیم؟
مقتضای حال این بود این خلیل- که بگوید رب قهار جلیل
گفت رو رو پس تو نادان بوده ای - عقده ای از نکته ای نگشوده ای
خواست تا حق رحمت اندوزی کند - مجرمان را عذر آموزی کند
تا کند تعلیمشان عذر گناه - عذر معزولی آن عذر گناه
تا بیاموزد سؤالش را جواب - یادشان آرد زوصل مستطاب
تا بگویند این امید و این غرور - بر کرمهای تومان بود ای غفور
عذر ما این است در جرم و خطا - هر چه دیگر عذر می آرم هبا
عذر بدتر از گنه می آورم - پرده ناموس خود را می درم

آن یکی گوید گنه از نفس بود - و آن دیگر گوید زشیطان عنود
آن هوس را عذر آرد آن هوا - آن گنه سازد حوالت برشقا
این جواب عذر باشد سر بسر - چون جواب خصم و قاضی ای پسر
ملا احمد نراقی

حکایت 221 : هرچه می خواهید از من بپرسید

اصبغ بن نباته می گوید: هنگام که مردم با امیر المؤمنین علی (علیه السلام) به جهت خلافت ایشان بر مسلمانان بیعت کردند حضرت به مسجد رفتند و (خطاب به مردم) فرمودند: پیش از آنکه مرا از دست دهید هر آنچه می خواهید از من بپرسید**سلونی قبل ان تفقدونی ر.ک: نهج البلاغه/ خطبه 189. *** سوگند به خدا، من به قرآن و تأویل (و تفسیر) آن از هر کس که مدعی دانستن آن علم باشد، داناترم. سوگند به کسی که دانه را شکافت**برگرفته از آیه 95 سوره مبارکه انعام. *** و انسان را آفرید**برگرفته از آیاتی چند، به عنوان نمونه: نحل/ 4، الرحمن/ 14، علق/ 2، مریم/ 67، یس/ 77. *** اگر از هر آیه قرآن سؤال کنید، شما را بروقت نزول و نیز خصوصیات کسانی که آیه درباره آنان نازل شده است، آگاه می سازم**ر.ک: مبانی و روشهای تفسیر قرآن / 83، به نقل از: بشاره المصطفی که این کتاب نیز از مرآه الانوار نقل نموده است.***.