هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 218 : مرده پرستی

مرحوم سید نعمت الله جزایری نقل نموده است که: به خاطر دارم آن موقع که در شیراز از محضر استاد عبد علی**شیخ عبد علی بن جمعه حویزی (عروسی). *** مؤلف تفسیر نور الثقلین استفاده می کردم و او تازه از تألیف تفسیر مزبور فارغ شده بود، به استاد فاضل بحرانی**مراد او از فاضل بحرانی یا شیخ عبد الله بحرانی است و یا سید ماجد بحرانی. *** گفتم: هرگاه تفسیر مذکور قابل استکتاب و مشتمل بر فواید نافعی است آن را استنساخ ( نسخه برداری) نماییم و هرگاه ارزشی ندارد خود را گرفتار رنج استنساخ آن ننماییم؟
فاضل بحرانی پاسخ داد: تا موقعی که مؤلفش در قید حیات است اثرش یک فلس ( پول سیاه) ارزش ندارد و هنگامی که رخت از این جهان بربندد من نخستین کسی هستم که آن را استنساخ خواهم کرد. سپس دو بیت زیر را ایراد نمود:
تری الفتی ینکر فضل الفتی - مادام حیا فاذا ما ذهب
لج به الحرص علی نکته - یکتبها عنه بماء الذهب
یعنی: می بینی انسان جوانی را که هنوز سرد و گرم دنیا را آزمایش نکرده مقام فضیلت دیگری را که هنوز زنده است انگار می کند ولی هنگامی که او بمیرد حرص و طمع او را بر آن می دارد تا نکته ای را که او نوشته است به آب طلا بنگارد**ر.ک: ترجمه: روضات الجنات 5/ 26 25، به نقل از کتاب مقامات (سید نعمت الله جزایری.)***)).
المرء مادام حیا یستهان به - و یعظم الرزء فیه حین یفتقد

حکایت 219 : احتیاج به حدیث

سید نعمت الله شوشتری در رساله منبع الحیاه می نویسد: استاد مجتهدم شیخ جعفر بحرانی و شیخ محدثم ( میرزا محمد جزائری) صاحب (کتاب) جوامع الکلم قدس الله روحهما در مسأله جواز اخذ احکام از قرآن بحث می کردند و گفتگوشان بدینجا رسید که فاضل مجتهد (شیخ جعفر بحرانی) خطاب به وی میرزا محمد جزائری گفت: در معنی قل هو الله احد**توحید/ 1، ترجمه: بگو خداوند یکتا و یگانه است. *** چه عقیده ای داری؟ آیا برای فهمیدن معنای آن هم محتاج به حدیثیم؟ گفت: آری، زیرا ما معنی احدیت و فرق بین احد و واحد و امثال آن را نمی دانیم**ر.ک: ترجمه روضات الجنات 5/ 30، به نقل از: ریاض العلماء (در شرح حال عروسی مؤلف تفسیر نور الثقین). ***.

حکایت 220 : کرم کریم

نظام الدین نیشابوری ذیل تفسیر آیه شریفه: یا ایها الاناس ما غرک بربک الکریم**انفطار/ 6، ترجمه: ای انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار کریمت مغرور ساخته است؟! *** می نویسد: در آغاز جوانی در خواب دیدم قیامت به پای شده و به دلم گذشت که هرگاه خدای متعال خطاب به من بگوید ای آدمیزاد! چه چیزی تو را به پروردگار کریمت فریفته و مغرور ساخته، چه پاسخ بدهم؟ در آن حال الهام شد که بگویم: غرنی کرمک یا رب پروردگارا کرم تو مرا مغرور ساخت. سپس همین معنی را در یکی از تفسیرها**ظاهرا مراد وی، تفسیر مجمع البیان طبرسی است. *** دیدم**ر.ک: کشکول شیخ بهایی 1/ 483. ***.
نکته: روایت شده که پیامبر ارکم (صلی الله علیه و آله و سلم) هرگاه آیه فوق را تلاوت می کردند، می فرمودند: غره جهله یعنی: (پروردگارا!) جهل انسان او را در برابر تو مغرور ساخته است**ر.ک: مجمع البیان، ذیل تفسیر سوره انفطار. ***.
آن یکی کرد این سؤال از آن امام - کی تو در فهم کتاب حق تمام
از چه فرمود آن خدای بی همان - در مقام قهر و توبیخ و جلال
چون شدی مغرور بر رب کریم**انفطار/ 6. *** - از چه کردی این گناهان عظیم؟
مقتضای حال این بود این خلیل- که بگوید رب قهار جلیل
گفت رو رو پس تو نادان بوده ای - عقده ای از نکته ای نگشوده ای
خواست تا حق رحمت اندوزی کند - مجرمان را عذر آموزی کند
تا کند تعلیمشان عذر گناه - عذر معزولی آن عذر گناه
تا بیاموزد سؤالش را جواب - یادشان آرد زوصل مستطاب
تا بگویند این امید و این غرور - بر کرمهای تومان بود ای غفور
عذر ما این است در جرم و خطا - هر چه دیگر عذر می آرم هبا
عذر بدتر از گنه می آورم - پرده ناموس خود را می درم

آن یکی گوید گنه از نفس بود - و آن دیگر گوید زشیطان عنود
آن هوس را عذر آرد آن هوا - آن گنه سازد حوالت برشقا
این جواب عذر باشد سر بسر - چون جواب خصم و قاضی ای پسر
ملا احمد نراقی