هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 216 : تأویل و تفسیر به رأی

نقل است که: میرزا محمد حسین ساروی (رحمه الله) زمانی به دریا نشست و اراده زیارت نجف داشت چون در محاذی مسجد کوفه از طراده ( بلم) بیرون آمد دید که حاجی سیدکاظم از شاگردان شیخ احمد احسائی با اصحاب خود نشسته است میرزا نزد او رفت و نشست چون طی تعارف شد میرزا پرسید: شما این ایام به چه اشتغال داشتید؟ سید کاظم گفت: مسایلی استفتاء نموده بودند، جواب می نوشتم. میرزا فرمودند: سؤال از چه بود؟ سید گفت: از تفسیر و غیر آن. میرزا پرسید: در تفسیر سؤال از آیه بود و شما چه جواب نوشتید؟ سید گفت: در تفسیر از آیه ان السمع و البصر و الفؤاد کل اولئک کان عنه مسئولا**اسراء/ 36، ترجمه: گوش و چشم و دل، همه مسؤولند. *** و من نوشتم که تأویل آیه شریفه به خلفاء ثلاثه است چه اول ایشان ( ابوبکر) هر حکمی که می کرد می گفت: سمعت عن رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) یقول کذا**دیدم که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) چنین می کرد. *** پس او را تعبیر به سمع کردند و ثانی ( عمر) هر حکمی که می کرد می گفت: رأیت رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) یفعل کذا**دیدم که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) چنین می کرد. *** پس او را تعبیر به بصر کردند. و ثالث (عثمان) هر حکمی که می نمود می گفت: اقول هکذا او عندی کذا**من چنین می گویم یا: به نظر من چنین است. *** پس او را تعبیر به فؤاد کردند. میرزا گفت: این تفسیر به رأی تو است چه هر آیه را امثال این تأویلات به حسب عقل ظنی می توان نمود بلکه تأویل، محتاج به نص صحیح است. سید کاظم گفت: اگر از مشایخ شما از این آیه سؤال کنند چه جواب خواهید داد؟ میراز گفت: من با تو مکالمه می کنم چه دخلی به مشایخ ما دارد. مشایخ ما در آن سرزمین که سیر می کنند شتر ناف بر زمین می گذارد**ر.ک: قصص العلماء/ 59 58. ***.

حکایت 217 : خانه علی و فاطمه

انس بن مالک و بریده می گویند: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) این آیه را خواند: فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه یسبح له فیها بالغدو والاصال...**نور/ 36، ترجمه: (این چراغ پرفروغ) در خانه هایی قرار داد که خداوند اذن فرموده دیوارهای آن را بالا برند (تا از دستبرد شیاطین و هوسبازان درامان باشد) خانه هایی که نام خدا در آنها برده می شود و صبح و شام در آنها تسبیح او می گویند. ***. در این هنگام مردی برخاست و گفت: ای رسول خدا! مقصود از بیوت در این آیه، کدام خانه هاست؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: خانه پیامبران. سپس ابوبکر برخاست و گفت: آیا این خانه ( اشاره به خانه علی و فاطه) از آن خانه ها است؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: بلی، از مهم ترین و با فضیلت ترین آنها است**ر.ک: تفسیر المیزان 15/ 142، به نقل از: تفسیر الدر المنثور 5/ 50. ***.

حکایت 218 : مرده پرستی

مرحوم سید نعمت الله جزایری نقل نموده است که: به خاطر دارم آن موقع که در شیراز از محضر استاد عبد علی**شیخ عبد علی بن جمعه حویزی (عروسی). *** مؤلف تفسیر نور الثقلین استفاده می کردم و او تازه از تألیف تفسیر مزبور فارغ شده بود، به استاد فاضل بحرانی**مراد او از فاضل بحرانی یا شیخ عبد الله بحرانی است و یا سید ماجد بحرانی. *** گفتم: هرگاه تفسیر مذکور قابل استکتاب و مشتمل بر فواید نافعی است آن را استنساخ ( نسخه برداری) نماییم و هرگاه ارزشی ندارد خود را گرفتار رنج استنساخ آن ننماییم؟
فاضل بحرانی پاسخ داد: تا موقعی که مؤلفش در قید حیات است اثرش یک فلس ( پول سیاه) ارزش ندارد و هنگامی که رخت از این جهان بربندد من نخستین کسی هستم که آن را استنساخ خواهم کرد. سپس دو بیت زیر را ایراد نمود:
تری الفتی ینکر فضل الفتی - مادام حیا فاذا ما ذهب
لج به الحرص علی نکته - یکتبها عنه بماء الذهب
یعنی: می بینی انسان جوانی را که هنوز سرد و گرم دنیا را آزمایش نکرده مقام فضیلت دیگری را که هنوز زنده است انگار می کند ولی هنگامی که او بمیرد حرص و طمع او را بر آن می دارد تا نکته ای را که او نوشته است به آب طلا بنگارد**ر.ک: ترجمه: روضات الجنات 5/ 26 25، به نقل از کتاب مقامات (سید نعمت الله جزایری.)***)).
المرء مادام حیا یستهان به - و یعظم الرزء فیه حین یفتقد