هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 213 : جایگاه بهشت و دوزخ

علامه محمد باقر مجلسی در بحار الأنوار روایت مفصلی را از ارشاد القلوب دیلمی نقل می کند که فرازی از آن چنین است: جاثلیق خطاب به حضرت امیر المؤمنین علی (علیه السلام) گفت: ایها العلام الحکیم! به من خبر بده از این آیه که در قرآن شما است که حق تعالی فرموده: و ما قدروا الله حق قدره و الارض جمیعا قبضته یوم القیامه و السماوات مطویات بیمینه سبحانه و تعالی عما یشرکون**زمر/ 67، ترجمه: آنها خدا را آن گونه که شایسته است نشناختند در حالی که تمام زمین در روز قیامت در قبضه اوست و آسمان ها پیچیده در دست او، خداوند منزه و برتر است از شریک هایی که برای او می پندارند. ***؛ هرگاه می فرماید که تمامی زمین در روز قیامت در قبضه او است و آسمان ها در هم پیچیده به دست اوست، در این صورت بهشت و دوزخ کجاست با این که بهشت و دوزخ در این زمین و آسمان (به هم پیچیده) است؟ امیر المؤمنین (علیه السلام) فرمان داد که از برای من دوات و تکه ای کاغذا بیاورید، چون آوردند در آن کاغذ نوشت: الجنه و النار ( بهشت و دوزخ) سپس کاغذ را درهم پیچیده و به دست نصرانی داد و فرمود: آیا من این کاغذ را درهم نپیچیدم؟ آنگاه فرمود: اکنون آن را باز کن. جاثلیق چون آن را باز کرد. حضرت فرمود: آیا این نوشته، محو و نابود شد؟
عرض کرد: خیر، حضرت فرمود: پس همچنان که این آیت (اسم و نشانی) جنت و نار به واسطه پیچیدن محو نمی شود، همچنین خود جنت و نار هم به واسطه درهم پیچیدن آسمان ها محو نخواهد شد**ر.ک: قضاوت های حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام)/ 262 261 به نقل از: بحار الأنوار، ج 8 و ارشا القلوب دیلمی. ***.

حکایت 214 : فهم قرآن در حرکت و عمل

حضرت آیت الله سید محمود طالقانی صاحب تفسیر پرتوی از قرآن در سخنرانی خود به سال 1358 شمسی در حسینیه ارشاد تهران چنین فرمودند: اگر تفسیر نوشتم**تفسیر پرتوی از قرآن)). ***، که به هر حال مورد توجه واقع شده، می دانید از برکت چه بود؟ از برکت زندان بود! زندانی که دیگر هیچ مسئولیتی نداشتم جز این که راه بروم، یک سوره ای، یک آیه ای را در نظر بگیرم. دور حیاط زندان، وقت خوابیدن، وقت آسایش، چیزی بفهمم و یاد داشت کنم مهم ترین مسئولیت را برای خود همین می دیدم و با وسایل و مشکلاتی به خارج زندان بفرستم تا به صورت انتشار در بیاید. ولی از باب خالی نبودن عریضه، این نکته را عرض می کنم که از خصایص قرآن و درک قرآنی که شاید کمتر ما توجه داشته باشیم این است که بعضی از مسایل و حقایق قرآن در ضمن حرکت برای انسان تبیین می شود، نه نشستن در یک گوشه ای و این تفسیر و این بیان و آن بیان، این اظهار را دیدن و اینها را جمع کردن، به طور مثال عرض می کنم، تفسیر سوره نازعات را همان طوری که کسانی دیده اند در پرتوی از قرآن نوشته ام ولی وقتی (از زندان) بیرون آمدم و این حرکت انقلاب را دیدم، باز دیدم یک مسایل جدیدی برای من روش شد و این سعه نظر قرآن است. همان طور که خود قرآن بیان کرده**شاید مراد مرحوم طالقانی، آیات 52 و 53 سوره مبارکه اعراف باشد. ***، با حرکت و احتیاجات و برخوردهاست که بعضی از متشابهات باید تأویل یابد**ر.ک: حکایت هایی از زندگی آیت الله طالقانی/ 48. ***.

حکایت 215 : نفس مطمئنه

از میمون بن مهران نقل شده که: در مراسم تشییع جنازه ابن عباس))**پسر عموی پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) و مفسران معروف. *** که در شهر طائف برگزار شده بود، شرکت جستم هنگامی که او را جهت خواند نماز میت در جایگاه مخصوص نهادن. ناگهان مشاهده نمودیم که پرنده ای سفیدرنگ به روی کفن وی نشست و سپس وارد کفن گردید. تنی چند از حاضران در صدد بر آمدند تا آن پرنده را بیابند اما هر چه به جستجوی آن پرداختند هیچ گونه اثری از آن یافت نشد. پس از آن که، ابن عباس را به خاک سپرده و قبرش را مسطح ساختند، شنیدیم که صدایی بدون آن که صاحب آن مشخص باشد این آیات را تلاوت می نمود: یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضعه مرضیه فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی**فجر/ 30 27. ***. یعنی: توای روح آرام یافته! به سوی پروردگارت بازگرد درحالی که هم تو از او خوشنودی و هم او از تو خوشنود است پس در سلک بندگانم در آی و در بهشتم وارد شو**ر.ک: زهرالربیع/ 118 117. ***)).