هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 209 : ابوذر زمان و پیش بینی دهه فجر

پس از پانزده خرداد سال 1342،اعلامیه ای تحت عنوان دیکتاتور خون می ریزد از طرف نهضت آزادی ایران منتشر شد. دستگاه وابسته و ترسان از هر حرکتی، مجاهد نستوه حضرت آیت الله سید محمود طالقانی را مسئول این اعلامیه دانست و با تمام قوا برای دستگیری ایشان بسیج می شود و به طرف لواسانات لشکر کشی می کند. در نهایت آیت الله طالقانی دستگیر می شود و در روز بیست و دوم خرداد ایشان را به زندان قصر منتقل نموده و جدا از دیگر یاران زندانی می کنند. تا این که دستگاه حاکم، پرونده ای سراپا دروغ و بی اساس برای ایشان ساخته و در ضمن محاکمات طولانی و جنجالی، با هشت نفر دیگر از همراهان در سال 1342 در بیدادگاه های نظامی به ده سال زندان محکوم می گردند.
آیت الله طالقانی در بیدادگاه نظامی از بیان هر گونه سخن و دفاعی به دلیل غیر قانونی و غیر شرعی بودن دادگاه خودداری نمود ولی در آن دل شب که در حضور متهمان و مأموران، حکم محکومیت از طرف بی دادگاه نظامی قرائت شد، ناگهان ایشان با لحنی آمرانه و محکم خطاب به رؤسای دادگاه و دادستان که می خواستند بیرون بیایند و دستشان را بشویند و در پی کار خود بروند گفت: بایستید. من صحبت دارم، همه برسرجای خود ایستادند آیت الله طالقانی در حالی که ایستاده و به عصایش تکیه داده بود چنین خواند**خانم اعظم طالقانی می گوید: شبی که رأی ده سال محکومیت پدرم را دادند ایشان بلند شد و به عصای تکیه داد و سوره والفجر را خواند هر چه رییس دادگاه و سربازان خواستند مردم را بیرون کنند نمی رفتند و ایشان با تحکم و قدرت گفت ساکت باشید دارم قرآن می خوانم))، ر.ک: حکایت هایی از زندگی آیت الله طالقانی/ 30 به نقل از: روزنامه همشهری سال 1375 ش. ***: بسم الله الرحمن الرحیم * والفجر و لیال عشر و الشفع و الوتر و اللیل اذا یسر هل فی ذالک قسم لذی حجر الم تر کیف فعل ربک بعاد ارم ذات العماد التی لم یخلق مثلها فی البلاد و ثمود الذین جابو الصخره بالواد و فرعون ذی الاوتاد الذین طفوا فی البلاد فاکثروا فیها الفساد فصب علیهم ربک سوط عذاب ان ربک لبالمرصاد**فجر/ 14 1، ترجمه: به نام خداوند بخشنده بخشایشگر، به سپیده دم سوگند. و به شبهای ده گانه و به زوج فرد و به شب، هنگامی که (به سوی روشنایی روز) حرکت می کند سوگند (که پروردگارت در کیمن ظالمان است) آیا در آنچه گفته شد سوگند مهمی برای صاحب خرد نیست؟! آیا ندیدی پروردگارت با قوم عاد چه کرد؟! و یا آن شهر ارم با عظمت، همان شهری که مانندش در شهرها آفریده نشده بود و قوم ثمود که صخره های عظیم را از (کنار) صخره می بریدند (و از آن خانه و کاخ می ساختند) و فرعونی که قدرتمند و شکنجه گر بود همان اقوامی که در شهرها طغیان کردند و فساد فراوان در آنها به بار آوردند به همین سبب خداوند تازیانه عذاب را بر آنان فرو ریخت به یقین پروردگار تو در کمینگاه (ستمگران) است. ***؛ پس از تلاوت این آیات، آیت الله طالقانی رو به افسران کرد و گفت: بروید به اربابانتان بگویید که شما محکوم هستید نه ما. افسران منتظر بقیه سخنان ایشان نمی شوند و ترسان و لرزان جلسه دادگاه را با عجله ترک می کنند و در موقع ترک کردن، حتی راه را نیز گم کردند. ایشان بر اثر درک پیام انبیاء و امامان (علیهم السلام) و حاکمیت قطعی نهضت پیامبران و ائمه هدی یک حاکمیت قدرتمند روانی داشتند دقیقا این برخورد، پیش بینی سقوط نظام شاهنشاهی بود هرکس ترجمه ظاهری آیات فوق را بخواند، یک خط برانداز است و پیش بینی می کند که این نظام شاهنشاهی همانند فرعون واژگون می شود یک پیش بینی تاریخی عجیبی بود و همین طور هم شد دقیقاً تمام این آیه تحقق پیدا کرد. این از پیش بینی های بزرگ بود**ر.ک: حکایت هایی از زندگی آیت الله طالقانی/ 32 31 به نقل از: یادنامه ابوذر زمان/ 17، پیام هاجر/ 235.***.

حکایت 210 : شرب الهیم

مرحوم علامه محمد باقر مجلسی صاحب بحار الأنوار در کتاب خویش حلفه المتقین چنین می نویسد: در حدیثی منقول است که شخصی به خدمت حضرت صادق علیه صلوات الله الصادق عرض کرد که اگر کسی دم از آب برندارد (و آن را به یک نفس بیاشامد) تا سیراب شود، چون است**این سؤال مبتنی بر روایتی منقول از امام صادق (علیه السلام) است که فرموده اند: آب را به سه نفس خورد بهتر است از خوردن به یک نفس ر.ک: حلیه المتقین/ 99. ***؟
حضرت فرمود که مگر لذت هست در غیر این؟ (آن شخص) گفت: مردم می گویند که این (گونه آشامیدن) شرب هیم است**اشاره به این آیه، فشاربون شرب الهیم واقعه/ 55، ترجمه: (آنگاه همه از آب گرم جهنم می آشامید) بدانسان از عطش آن آب را می نوشید که شتران تشنه آب می آشامند. *** یعنی شتر تشنه. حضرت فرمود که شرب هیم آن است که در وقت آشامیدن نام خدا نبرد**ر.ک: حلیه المتقین/ 99. ***.

حکایت 211 : مشرق ها و مغرب ها

از حضرت امام امیر المؤمنین علیه افضل صلوات المصلین پرسیدند؟ خداوند متعال در سوره معارج می فرماید: رب المشارق و المغارب**معارج/ 40، ترجمه: (سوگند به) پروردگار مشرقها و مغرب ها. *** مگر مشرق و مغرب هر کدام یکی نیست؟ حضرت فرمود: سیصد و شصت مشرق و سیصد و شصت مغرب وجود دارد، روزی که از مشرق طلوع می کند دیگر از آن مکان طلوع نمی کند تا سال دیگر، و در مکانی که غروب می کند دیگر در آن مکان غروب نمی کند تا سال دیگر**ر.ک: قضاوت های حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام)/ 408 به نقل از: معانی الاخبار/ 221. ***.
ای مصحف آیات الهی رویت - وای سلسله اهل ولایت مویت
سرچشمه زندگی لب دلجویت - محراب نماز عارفان ابرویت
حسین بن معین الدین میبدی