هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 206 : تفسیری علم زده

شیخ جوهری طنطاوی منسوب به طنطای شمال مصر (1287 1358 ق) از مصلحان و نویسندگان نامدار مصر در نیمه اول قرن چهاردهم قمری است که از اساتید جامع الأزهر و مدرسه دار العلوم قاهره و آشنا به زبان های خارجی و آثار علمی جدید می باشد. وی تفسیری تحت عنوان الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم نوشت**چاپ دوم این تفسیر در سال 1350 قمری انجام گرفت. عنوان کامل کتاب چنین است: الجواهر فی تسیر القرآن الکریم المشتمل علی عجائب بدائع المکونات و غرائب الآیات الباهرات)). *** که علم زندگی در آن به خوبی نمایان است او در این تفسیر اگر چه اصالت را به قرآن و وحی می دهد ولی نوعی خضوع و انکسار و خودباختگی در قبال علم دارد گویی در ذهن و ضمیرش این نگرانی نقش بسته که علم، دین را تهدید می کند. او جهان بینی علمی ندارد ولی مجذوب میوه های علم و تمدن جدید است و می خواه هر دانش جدیدی را پس از آن که مهر ایمان برجبین آن زد، به مسلمانان تشنه علم برساند به گفته محمد حسین ذهبی قرآن شناس و تفسیر پژوه معروف مصری تفسیر الجواهر طنطاوی یک دائره المعارف علمی است**ر.ک: تفسیر و تفاسیر جدید/ 104 103. ***. در یکی از روزها که مرحوم آیت الله شهید سید حسن مدرس به همراه عده ای از دانشوران در مدرسه سپهسالار ( مدرسه عالی شهید مطهری) مشغول تحقیق و تفحص در تفاسیر بود، یکی از حاضران به ایشان می گوید: تفسیر طنطاوی نسخه کاملی است و اخیراً هم به چاپ رسیده که یکی از علمای معاصر آن را نگاشته است. شهید مدرس یک جلد (از مجموع بیست و شش جلد)**بیست و پنج جلد از آن تفسیر است و یک جلد نیز ملحق. *** تفسیر مذکور را گرفته و تمامی شب به مطالعه آن می پردازد. فردای آن روز در جلسه ای که علمایی چون شیخ محمد لواسانی، سید نصر الله تقوی و بهبهانی حضور داشتند شهید مدرس چنین گفت: با کمال تأسف اینها معنی حقیقی و روح قرآن را نفهمیده اند و آنچه نوشته اند بسیار دور از حق قرآن است ما که نمی خواهیم مطالب علمی را در یک جا جمع کنیم ما می خواهیم روح قرآنی را به مردم انتقال دهیم. این تفسیر روح قرآنی را مسخ کرده هدایت قرآن در آن وجود ندارد و به درد نمی خورد**ر.ک: داستان های مدرس/ 91 89، به نقل از: مدرس شهید/ 82، یادنامه مدرس/ 61. ***.

حکایت 207 : اخطار معاویه به ابن عباس

روایت نموده اند که: روزی معاویه خطاب به ابن عباس گفت: من در بلاد و امصار نوشته ام که مردم زبان از مناقب علی ببندند، تو نیز زبان خود را نگه دار. ابن عباس گفت: ای معاویه! آیا ما را از قرائت قرآن نهی می کنی؟ معاویه گفت: نهی نمی کنم. ابن عباس گفت: پس ما را از تأویل قرآن نهی می کنی؟ معاویه گفت: بلی، قرائت کن قرآن را لیکن معنی مکن آن را. ابن عباس گفت: کدامیک واجب تر است، خواندن قرآن یا عمل کردن به احکام آن؟ معاویه گفت: عمل واجب تر است. ابن عباس گفت: اگر کسی نداند که خدای از کلمات قرآن چه خواسته است چگونه عمل می کند؟ معاویه گفت: سؤال کن معنی قرآن را از کسی که تأویل می کند آن را به غیر آنچه که تو و اهل بیت تو به آن تأویل می کنید. ابن عباس گفت: ای معاویه! قرآن براهل بیت من نازل شده حال تو می گویی سؤال کنم معنی آن را از آل ابوسفیان و آل ابومعیط و از یهود و نصارا و مجوس؟ معاویه گفت: مرا با این طوایف قرین می کنی؟ ابن عباس گفت: بلی، به سبب آن که نهی می کنی مردم را از عمل کردن به قرآن. آیا نهی می کنی از این که اطاعت کنیم خدای را به حکم قرآن و باز می داری ما را از عمل کردن به حلال و حرام قرآن و حال آن که اگر امت سؤال نکنند از معنی قرآن و ندانند مراد آن را هلاک می شوند در دین؟ معاویه گفت: قرآن را تلاوت کنید و تأویل کنید لیکن آنچه را خدا در حق شما نازل فرموده، به مردم مگویید. ابن عباس گفت: خداوند در قرآن فرموده: یریدون این یطفئوا نور الله بافواههم و یأبی الله الا ان یتم نوره ولو کره الکافرون**توبه/ 32، ترجمه: آنها می خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند ولی خدا جز این نمی خواهد که نور خود را کامل کند هر چند کافران ناخشنود باشند)). درباره نظیر این آیه، ر.ک: آیه 8 سوره مبارکه صف. ***.
معاویه گفت: ای ابن عباس! به حال خود باش و زبان از گفتن این گونه کلمات کوتاه کن و اگر به ناچار خواهی گفت: چنان بگوی که آشکار نباشد و مردم نشنوند. این بگفت و به سرای خویش رفت و صدهزار درهم و به روایتی پنجاه هزار درهم برای ابن عباس فرستاد**ر.ک: منتهی الآمال 1/ 286. ***.

حکایت 208 : معنای فاطر

از ابن عباس نقل شده که گفت: من معنی فاطر السموات و الارض**انعام/ 14، یوسف/ 101، ابراهیم /10، فاطر/ 1، زمر/ 46، شوری/ 11، ترجمه: (خدای) آفریننده آسمانها و زمین. *** را نمی دانستم، تا آن که دو مرد بادیه نشین نزد من آمدند و درباره چاهی با هم مشاجره می کردند یکی از آنها گفت: انا فطرتها من به کندن آن چاه آغاز کردم. ابن عباس معنی فاطر را از زبان آن مرد بادیه نشین استفاده کرده بود با این که فطر در لغت قریش به معنی ابتداء آفرینش و ساختن است مع الوصف این معنی برای ابن عباس قانع کننده نبود تا آن که آن را از زبان آن اعرابی شنید و پذیرفت**ر.ک: سه مقاله در تاریخ تفسیر و نحو/ 108 به نقل از: الاتقان فی علوم القرآن 1/ 196. مقدمتان/ 271. تفسیر نمونه 5/ 171. نکته: در تفسیر نمونه ذیل آیه چهارده سوره انعام چنین آمده است: ما امروز معنی فاطر را بهتر از ابن عباس می توانیم به کمک علوم روز دریابیم زیرا این تعبیر جالبی است که با دقیق ترین نظریات علمی روز با پیدایش جهان هماهنگ است چه اینکه طبق تحقیقات دانشمندان، عالم بزرگ ( مجموعه جهان) و عالم کوچکتر ( منشومه شمسی) همه در آغاز، توده واحدی بودند که بر اثر انفجارهای پی در پی از هم شکافته شدند (با توجه به اینکه فاطر از ماده فطور و به معنی شکافتن است) و کهکشانها و منظومه ها و کرات به وجود آمدند (همان گونه که این مطلب در آیه 30 سوره انبیاء با صراحت بیشتری بیان شده است.) ر.ک: تفسیر نمونه 5/ 171. ***.