هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

بخش سوم: تفسیری

جئناک بالحق و احسن تفسیرا
فرقان 33)).

حکایت 205 : پرسش پیامبر اکرم از پیامبران

از حضرت ابو عبد الله جعفر الصادق علیه صلوات الله الصادق روایت شده که فرمود: روزی امیر المؤمنین علی (علیه السلام) در مسجد نشسته بود درحالی که شمشیر خویش را در دست گرفته و برزانو نهاده بود، در این حال مردی بر آن حضرت وارد شد و گفت: یا امیر المؤمنین! در قرآن آیتی است که قلب مرا فاسد کرده و مرا در دین خود به شک انداخته است. حضرت فرمود: آن آیه، کدام است؟ عرض کرد: قول خدای تعالی: و اسأل من ارسلنا من قبلک من رسلنا اجعلنا من دون الرحمن الهه یعبدون**زخرف/ 45، ترجمه: از رسولانی که پیش از تو فرستادیم بپرس که آیا غیر از خداوند رحمان معبودانی برای پرستش قرار دادیم. *** یا امیرالمؤمنین! مگر در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پیغمبر دیگری بوده که رسول خدا از آنها چیزی سؤال بنماید؟ امیر المؤمنین (علیه السلام) فرمود: بنشین که من انشاء الله جواب تو را خواهم داد. که خداوند در کتاب خود فرموده: سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المجسد الاقصی الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا انه هو السمیع البصیر**اسراء/ 1، ترجمه: پاک و منزه است خدایی که بنده اش را در یک شب از مسجد الحرام به مسجد الاقص که گرداگردش را پربرکت ساخته ایم برد، تا برخی از آیات خود را به او نشان دهیم چرا که او شنوا و بیناست. *** از جمله آیات و نشانه هایی که خداوند (در شب معراج) به پیامبر خود محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) ارایه داد این بود که چون جبرئیل با رسول خدا به بیت المعمور که مسجد اقصی است منتهی شدند و نزدیک گردیدند، جبرئیل در کنار چشمه بنشست و از آن چشمه وضویی کامل بجا آورد پس از آن گفت: یا محمد! شما نیز وضو بگیرید. پس جبرئیل برخاست و اذان گفت. پس از اذان با رسول خدا عرض کرد که یا رسول الله! در پیش بایست و نماز بجای آور و آشکارا قرائت کن چه آنکه در پشت سر تو از ملائکه چندان صف بسته اند که عدد آنان را خدا می داند و در صف اول آدم ابوالبشر و نوح پیامبر و هود و ابراهیم و موسی و عیسی و تمامی پیامبران که از بدو عالم تا روز بعثت تو، خداوند آفریده است، می باشند. پس سید انبیا رسول خدا محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) پیش ایستاد و بر آنها امامت کرد و نماز به جای آورد بدون آنکه از آنها هیبتی برد. چون از نماز منصرف شد و برگشت خداوند به آن حضرت وحی فرمود همانند چشم برهم زدن و دیدن چشم که سؤال کن یا محمد من ارسلنا من قبلک من رسلنا اجعلنا من دون الرحمن الهه یعبدون بس رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به آن جماعت از پیامبران و رسولان گذشته، التفات فرمود و گفت: بم تشهدون به چه چیزی گواهی می دهید؟ گفتند: شهادت می دهیم که معبودی جز خدای یکتا وجود ندارد تو پیغمبر خداوندی و علی امیر المؤمنین وصی و جانشین تو است و هر پیغمبری جانشینی داشته از عصه و خویشاوندان خود مگر این مرد و اشاره کردند به عیسی بن مریم (علیهم السلام) زیرا که وصی او شمعون پس حمون الصفا بود که پسر عموی مادرش بود و همچنین شهادت می دهیم که تو رسول خدایی و سید پیغمبران و شهادت می دهیم که علی بن ابی طالب سید اوصیا است و از ما عهد و میثاق گرفته شده برای اقرار نبوت شما و وصایت علی. پس آن مرد خطاب به امیر المؤمنین (علیه السلام) گفت: دل مرا زنده کردی یا امیر المؤمنین از این بیانات شیوای خود و اندوه مرا زایل نمودی**ر.ک: قضاوت های حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام)/ 361 359، به نقل از: عجائب احکام امیر المؤمنین. ***.

حکایت 206 : تفسیری علم زده

شیخ جوهری طنطاوی منسوب به طنطای شمال مصر (1287 1358 ق) از مصلحان و نویسندگان نامدار مصر در نیمه اول قرن چهاردهم قمری است که از اساتید جامع الأزهر و مدرسه دار العلوم قاهره و آشنا به زبان های خارجی و آثار علمی جدید می باشد. وی تفسیری تحت عنوان الجواهر فی تفسیر القرآن الکریم نوشت**چاپ دوم این تفسیر در سال 1350 قمری انجام گرفت. عنوان کامل کتاب چنین است: الجواهر فی تسیر القرآن الکریم المشتمل علی عجائب بدائع المکونات و غرائب الآیات الباهرات)). *** که علم زندگی در آن به خوبی نمایان است او در این تفسیر اگر چه اصالت را به قرآن و وحی می دهد ولی نوعی خضوع و انکسار و خودباختگی در قبال علم دارد گویی در ذهن و ضمیرش این نگرانی نقش بسته که علم، دین را تهدید می کند. او جهان بینی علمی ندارد ولی مجذوب میوه های علم و تمدن جدید است و می خواه هر دانش جدیدی را پس از آن که مهر ایمان برجبین آن زد، به مسلمانان تشنه علم برساند به گفته محمد حسین ذهبی قرآن شناس و تفسیر پژوه معروف مصری تفسیر الجواهر طنطاوی یک دائره المعارف علمی است**ر.ک: تفسیر و تفاسیر جدید/ 104 103. ***. در یکی از روزها که مرحوم آیت الله شهید سید حسن مدرس به همراه عده ای از دانشوران در مدرسه سپهسالار ( مدرسه عالی شهید مطهری) مشغول تحقیق و تفحص در تفاسیر بود، یکی از حاضران به ایشان می گوید: تفسیر طنطاوی نسخه کاملی است و اخیراً هم به چاپ رسیده که یکی از علمای معاصر آن را نگاشته است. شهید مدرس یک جلد (از مجموع بیست و شش جلد)**بیست و پنج جلد از آن تفسیر است و یک جلد نیز ملحق. *** تفسیر مذکور را گرفته و تمامی شب به مطالعه آن می پردازد. فردای آن روز در جلسه ای که علمایی چون شیخ محمد لواسانی، سید نصر الله تقوی و بهبهانی حضور داشتند شهید مدرس چنین گفت: با کمال تأسف اینها معنی حقیقی و روح قرآن را نفهمیده اند و آنچه نوشته اند بسیار دور از حق قرآن است ما که نمی خواهیم مطالب علمی را در یک جا جمع کنیم ما می خواهیم روح قرآنی را به مردم انتقال دهیم. این تفسیر روح قرآنی را مسخ کرده هدایت قرآن در آن وجود ندارد و به درد نمی خورد**ر.ک: داستان های مدرس/ 91 89، به نقل از: مدرس شهید/ 82، یادنامه مدرس/ 61. ***.