هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 204 : مال و وبال

صاحب مناقب العارفین شمس الدین احمد افلاکی می نویسد: مولانا (جلال الدین رومی) فرمود که: عارفی از منعمی**منعم در اینجا یعنی: کسی که در نعمت و فراخی و خوشی در آمده باشد. *** پرسید که مال را دوست می داری یا گناه را؟ گفت: مال دوست می دارم. گفت راست نمی گویی. بلکه گناه و وبال را دوست تر می داری. نمی بینی که مال را فرو می گذاری و وبال و گناه را با خود (به جهان آخرت) می بری و عند الله تعالی مؤاخذه می کردی. اگر مردی، جهدی کن که مال را بی گناه با هم ببری، چون دوستش می داری چاره آن است که پیش تر از خود مال را به حضرت خداوند ذوالجلال فرستی تا آنجا برای تو کارها کند که وما تقدموا لانفسکم من خیر تجدوه عند الله هو خیرا و اعظم اجرا**مزمل/ 20، ترجمه: و (بدانید) آنچه را از کارهای نیک برای خود از پیش می فرستید نزد خدا به بهترین وجه و بزرگ ترین پاداش خواهید یافت. (درباره مشابه آیه مذکور، ر.ک: بقره 110) ر.ک: مناقب العارفین 1/ 117. ***.

بخش سوم: تفسیری

جئناک بالحق و احسن تفسیرا
فرقان 33)).

حکایت 205 : پرسش پیامبر اکرم از پیامبران

از حضرت ابو عبد الله جعفر الصادق علیه صلوات الله الصادق روایت شده که فرمود: روزی امیر المؤمنین علی (علیه السلام) در مسجد نشسته بود درحالی که شمشیر خویش را در دست گرفته و برزانو نهاده بود، در این حال مردی بر آن حضرت وارد شد و گفت: یا امیر المؤمنین! در قرآن آیتی است که قلب مرا فاسد کرده و مرا در دین خود به شک انداخته است. حضرت فرمود: آن آیه، کدام است؟ عرض کرد: قول خدای تعالی: و اسأل من ارسلنا من قبلک من رسلنا اجعلنا من دون الرحمن الهه یعبدون**زخرف/ 45، ترجمه: از رسولانی که پیش از تو فرستادیم بپرس که آیا غیر از خداوند رحمان معبودانی برای پرستش قرار دادیم. *** یا امیرالمؤمنین! مگر در زمان رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) پیغمبر دیگری بوده که رسول خدا از آنها چیزی سؤال بنماید؟ امیر المؤمنین (علیه السلام) فرمود: بنشین که من انشاء الله جواب تو را خواهم داد. که خداوند در کتاب خود فرموده: سبحان الذی اسری بعبده لیلا من المسجد الحرام الی المجسد الاقصی الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا انه هو السمیع البصیر**اسراء/ 1، ترجمه: پاک و منزه است خدایی که بنده اش را در یک شب از مسجد الحرام به مسجد الاقص که گرداگردش را پربرکت ساخته ایم برد، تا برخی از آیات خود را به او نشان دهیم چرا که او شنوا و بیناست. *** از جمله آیات و نشانه هایی که خداوند (در شب معراج) به پیامبر خود محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) ارایه داد این بود که چون جبرئیل با رسول خدا به بیت المعمور که مسجد اقصی است منتهی شدند و نزدیک گردیدند، جبرئیل در کنار چشمه بنشست و از آن چشمه وضویی کامل بجا آورد پس از آن گفت: یا محمد! شما نیز وضو بگیرید. پس جبرئیل برخاست و اذان گفت. پس از اذان با رسول خدا عرض کرد که یا رسول الله! در پیش بایست و نماز بجای آور و آشکارا قرائت کن چه آنکه در پشت سر تو از ملائکه چندان صف بسته اند که عدد آنان را خدا می داند و در صف اول آدم ابوالبشر و نوح پیامبر و هود و ابراهیم و موسی و عیسی و تمامی پیامبران که از بدو عالم تا روز بعثت تو، خداوند آفریده است، می باشند. پس سید انبیا رسول خدا محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) پیش ایستاد و بر آنها امامت کرد و نماز به جای آورد بدون آنکه از آنها هیبتی برد. چون از نماز منصرف شد و برگشت خداوند به آن حضرت وحی فرمود همانند چشم برهم زدن و دیدن چشم که سؤال کن یا محمد من ارسلنا من قبلک من رسلنا اجعلنا من دون الرحمن الهه یعبدون بس رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) به آن جماعت از پیامبران و رسولان گذشته، التفات فرمود و گفت: بم تشهدون به چه چیزی گواهی می دهید؟ گفتند: شهادت می دهیم که معبودی جز خدای یکتا وجود ندارد تو پیغمبر خداوندی و علی امیر المؤمنین وصی و جانشین تو است و هر پیغمبری جانشینی داشته از عصه و خویشاوندان خود مگر این مرد و اشاره کردند به عیسی بن مریم (علیهم السلام) زیرا که وصی او شمعون پس حمون الصفا بود که پسر عموی مادرش بود و همچنین شهادت می دهیم که تو رسول خدایی و سید پیغمبران و شهادت می دهیم که علی بن ابی طالب سید اوصیا است و از ما عهد و میثاق گرفته شده برای اقرار نبوت شما و وصایت علی. پس آن مرد خطاب به امیر المؤمنین (علیه السلام) گفت: دل مرا زنده کردی یا امیر المؤمنین از این بیانات شیوای خود و اندوه مرا زایل نمودی**ر.ک: قضاوت های حضرت امیر المؤمنین (علیه السلام)/ 361 359، به نقل از: عجائب احکام امیر المؤمنین. ***.