هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 202 : جانشین

علامه حسن زاده آملی در کتاب هزار و یک نکته می نوسید: در شب پنج شنبه 21 ماه رجب 1387 ه ق به استاد حضرت علمه طباطبایی صاحب (تفسیر) المیزان عرض کرده ام: جناب آقا! دستور العملی که برای بین الطلوعین فرموده اید، گاهی مقدسی من گل می کند، روزه می گیرم، علاوه این که ماه مبارک رمضان در پیش است و انسان وقتی که سحر خورده دیگر در بین اطلوعین حالی برای خلوت و ذکر ندارد، آیا می شود که در این صورت دستور را در وقت دیگر انجام دهم؟ فرمودند: آقا! من هم این سؤال را از مرحوم قاضی ( جناب آیت الله حاج سید علی قاضی تبریزی رضوان الله علیه -) کرده ام در جواب فرمود: آری، می توانی به وقت دیگر افکنی و این آیه مبارکه سوره فرقان را (به عنوان شاهد) قرائت کرد: و هو الذی جعل الیل و النهار خلفه لمن اراد ان یذکر او اراد شکورا**فرقان/ 62، ترجمه: و او همان کسی است که شب و روز را جانشین یکدیگر قرار داد برای کسی که بخواد متذکر شود یا شکرگزاری کند (و آنچه را که در روز کوتاهی کرده و در شب انجام دهد و به عکس) ***.
علامه حسن زاده در ادامه می نویسد: در این (آیه) کریمه، خلقه**جانشین. *** و یذکر**متذکر شود. *** و شکور**شکرگزاری. ***خیلی لطیف و با مقام نیک مناسب است**ر.ک: هزار و یک نکته/ 523، نکته 702. ***.

حکایت 203 : پاسداری از ولایت با سلاح قرآن

حره، دختر حلیمه سعدیه و خواهر رضاعی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم)، از دوستان و موالیان امیر المؤمنین علی (علیه السلام) است. او در برابر پیشوایی ستمگر همچون حجاج با زبان خویش جهاد نمود. روزی حره بر حجاج وارد شد، حجاج از او پرسید: تو حره دختر حلیمه هستی؟ حره گفت: فراست**فراسه: آگاهی یافتن به باطن است با نگریستن به ظاهر. *** از غیر مؤمن! ( چشم بسته غیب گفتی!). حجاج گفت: خدا تو را اینجا آورد. می گویند: تو علی را از ابوبکر، عمرو و عثمان برتری می دانی! حره گفت: دروغ گفته اند آنان که گفته اند من علی (علیه السلام) را تنها از اینها برتر می دانم. حجاج گفت: دیگر از چه کسانی او را بهتر می دانی؟ حره گفت: از آدم، نوح، لوط، ابراهیم، داوود، سلیمان، موسی و عیسی بن مریم علی نبینا و آله و علیهم السلام حجاج گفت: وای برتو! او را از صحابه و هفت پیامبر بزرگ برتر می دانی؟! اگر دلیل اقامه نکنی، سرت را از تنت جدا می کنم. حره گفت: خداوند در قرآن او را بر این پیامبران مقدم داشته است من از پیش خود، نگفتم. خدا درباره آدم علی نبینا و آله و علیه السلام فرمود: وعصی آدم ربه فغوی**طه/ 121، ترجمه: آدم پروردگارش را نافرمانی کرد و از پاداش او محروم شد. *** ولی در حق علی (علیه السلام) (و خانواده آن حضرت) فرمود: وکان سعیکم مشکوراً**انسان/ 22، ترجمه: وسعی و تلاش شما مورد قدرانی است.
مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ - چرا که وعده تو کردی و او بجا آورد
حافظ
ر.ک: لطایفی از قرآن کریم / 47 به نقل از: پندهای جاویدان. ***. حجاج گفت: آفرین! به چه دلیل او را بر نوح و لوط (علیهم السلام) ترجیح می دهی؟ حره گفت: خدا درباره آن دو پیغمبر علی نبینا و آله و علیهماالسلام فرموده: ضرب الله مثلا للذین کفروا امرأت نوح و امرأت لوط کانتا تحت عبدین من عبادنا صالحین فخانتا هما فلم یغنیا عنهما من الله شیئاً و قیل ادخلا النار مع الداخین**تحریم/ 10، ترجمه: خداوند برای کسانی که کافر شده اند به همسر نوح و همسر لوط مثل زده است. آن دو تحت سرپرستی دوبنده از بندگان صالح ما بودند ولی به آن دو خیانت کردند و ارتباط با این دو (پیامبر) سودی به حالشان (در برابر عذاب الهی) نداشت و به آنها گفته شد: وارد آتش شوید همراه کسانی که وارد می شوند)). *** اما همسر علی (علیه السلام)، فاطمه علیها صلوات الله الدائمه است که خدا با خشنودی او خشنود می گردد و از خشم او به خشم می آید**قال رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) (صلی الله علیه و آله و سلم): ان الله تعالی یغضب فاطمه و یرضی لرضاها. عیون اخبار الرضا (علیه السلام) 2 46، ح 176. امالی مفید 95، مجلس 11، ح 4. بحار الانوار، 43، 19. ***.
حجاج گفت: آفرین! به چه دلیل او را از ابراهیم (علیه السلام) برتر می بینی که حره گفت: خدا درباره ابراهیم علی نبینا و آله و علیه السلام فرموده: واذا قال ابراهیم رب ارنی کیف تحی الموتی قال اولم تؤمن قال بلی ولکن لیطمئن قلبی**بقره/ 260، ترجمه: و (به خاطر بیاور) هنگامی را که ابراهیم گفت: خدایا! به من نشان بده چگونه مردگن را زنده می کنی. فرمود: مرگ ایمان نیاورده ای))؟ عرض کرد: چرا، ولی می خواهم قلبم آرامش یابد)). *** اما مولایم علی (علیه السلام) فرمود: لو کشف الغطآء ما ازددت یقینا**ر.ک: غررالحکم و دررالکلم 2/ 603، فصل 75. *** یعنی: اگر پرده ها کنار رود، بریقین من افزوده نخواهد شد)). و این سخن را نه کسی قبل از او (علی (علیه السلام گفت و نه بعد از او.
حجاج گفت: آفرین! چرا او را بر داوود (علیه السلام) ترجیح می دهی؟
حره گفت: خداوند او (علی (علیه السلام را برتر دانسته است زیرا خطاب به داوود فرموده: یا داوود انا جعلناک خلیفه فی الارض فاحکم بین الناس بالحق و لاتتبع الهوی فیضلک عن سبیل الله**ص/ 26، ترجمه: ای داوود ما تو را خلیفه (و نماینده خود) در زمین قرار دادیم پس در میان مردم به حق داور کن و از هوای نفس پیروی مکن که تو را از راه خدا منحرف سازد. ***. و این در حالی است که امیر المؤمنین علی (علیه السلام) فرموده: از من بپرسید از مطالب فوق عرش از من سؤال کنید، درباره زیر عرش از من سؤال کنید قبل از آنکه مرا از دست بدهید**ر.ک: عیون الحکم و المواعظ/ 415. مناقب ابن شهر آشوب 1/ 317. نهج البلاغه، خطبه 189. بحار الانور 10/ 126، ح 6. کنز العمال 13/ 165، ح 36502. ***. همچنین در روز فتح خیبر، علی (علیه السلام) به حضور پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد رسول خدا به حاضران فرمود: برترین شما، داناترین شما و بهترین قضاوت کننده علی (علیه السلام) است**ر.ک: الصراط المستقیم 1، 230، کافی 7، 424، ح 6. النکت الاعتقادیه مفید ***. حجاج گفت: آفرین! چرا او را از سلیمان (علیه السلام) برتر می دانی؟ حره گفت: سلیمان علی نبینا و آله و علیه السلام از خدا درخواست کرد: وهب لی ملکا لا ینبغی لاحد من بعدی**ص/ 35، ترجمه: (سلیمان) گفت: (پرورگارا) و حکومتی به من عطا کن که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد. ***. اما علی (علیه السلام) فرمود: ای دنیا من تو را سه طلاقه کردم و نیازی به تو ندارم**ر.ک: نهج البلاغه، کلامت قصار 77. ***. آنگاه این آیه درباره او نازل شد: تلک الدار الآخره نجعلها للذین لا یریدون علوا فی الارض و لا فساداً**قصص/ 83، ترجمه: (آری)، این سرای آخرت را (تنها) برای کسانی قرار می دهیم که اراده برتری جویی در زمین و فساد ندارند. ***. حجاج گفت: آفرین بر توای حره! چرا او را بر موسی (علیه السلام) مقدم می داری؟ حره گفت: خداوند درباره موسی علی نبینا و آله و علیه السلام فرموده فخرج منها خآئفا یترقب**قصص/ 21، ترجمه: موسی از شهر خارج شد درحالی که ترسان بود و هر لحظه در انتظار حادثه ای، (نظیر آیه 18 همین سوره مبارکه.) ***؛ اما فرزند ابوطالب (علی (علیه السلام در لیله المبیت بر بستر پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) خوابید و هراس در او راه نیافت و خدا در حق او این آیه را نازل کرد: و من الناس من یشری نفسه ابتغآء مرضات الله**بقره/ 207، ترجمه: بعضی از مردم (با ایمان و فداکار همچون علی (علیه السلام) در لیله المبت )به هنگام خفتن در جایگاه پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) جان خود را به خاطر خشنودی خدا می فروشند. ***. حجاج حره را تحسین کرد و گفت: چرا او را از عیسی (علیه السلام) برتری می دانی؟ حره گفت: خدا درباره عیسی علی نبینا و آله و علیه السلام گفته است: و اذ قال الله یا عیسی ابن مریم اانت قلت للناس اتخذونی و امی الهین من دون الله قال سبحانک ما یکون لی ان اقول ما لیس لی بحق ان کنت قلته فقد علمته تعلم ما فی نفسی و لا اعلم ما فی نفسک انک انت علام الغیوب ما قلت لهم الا ما امرتنی به ان اعبدوا الله ربی و ربکم و کنت علیهم شهیدا فلما توفیتنی کنت انت الرقیب علیهم و انت علی کل شی ء شهید ان تعذبهم فانهم عبادک و ان تغفرلهم فانک انت العزیز الحکیم**مائده/ 118 116، ترجمه: و آنگاه که خداوند به عیسی بن مریم می گوید یا توبه مردم گفتی که من ومادرم ( مریم) را به عنوان دو معبود غیر از خدا انتخاب کنید؟ او (عیسی) می گوید: منزهی تو! من حق ندارم آنچه را که شایسته من نیست بگویم. اگر چنین سخنی را گفته باشم، تو می دانی. تو از آنچه در روح و جان من است؛ آگاهی. و من از آنچه در ذات (پاک) توست، آگاه نیستم. به یقین تو از تمام اسرار و پنهانی ها باخبری. من جز آنچه مرا به آن فرمان دادی، چیزی به آنها نگفتم (به آنها گفتم:) خداوندی را بپرستید که پروردگار من و پروردگار شماست و تا زمانی که در میان آنها بودم، مراقب و گواهشان بودم. ولی هنگامی که مرا از میانشان برگرفتی تو خود مراقب آنها بودی، و تو بر هر چیزی گواهی. (با این حال) اگر آنها را مجازت کنی، بندگان تواند. (و قادر به فرار از مجازات تو نیستند) و اگر آنان را ببخشی توانا و حکیمی (نه کیفر تو نشانه بی حکمتی است ونه بخشش تو نشانه ضعف.) ***.
عیسی (علیه السلام)، قضاوت درباره کسانی که او را خدا دانستند، به قیامت واگذاشت اما علی (علیه السلام) کسانی را که درباره او غلو کردند (علی اللهی شدند) محاکمه کرد و به قتل رسانید. ای حجاج! اینها فضایل علی (علیه السلام) است و دیگران را با او قیاسی نیست. حجاج، حره را تحسین کرد و گفت: خوب پاسخ گفتی و گرنه تو رامجازات می کردم. آنگاه اورا گرامی داشت و به او هدیه داد**ر.ک: سرگذشت های تلخ و شیرین قرآن 3/ 28 23 (با اندکی تصرف.) بحار الأنوار 46/ 136 134، ح 25. لفضائل (ابن شاذان)/ 138 136.***.
تا صورت پیوند جهان بود، علی بود - تا نقش زمین بود و زمان بود علی بود
شاهی که ولی بود و صی بود علی بود - سلطان سخا و کرم وجود علی بود
هم آدم و هم شیث، هم ایوب و هم ادریس - هم یوسف و هم یونس و هم هود علی بود
هم موسی و هم عیسی و هم خضر و هم الیاس - هم صالح پیغمبر و داوود علی بود
در ظلمت ظلمات به سرچشمه حیوان - هم مرشد و هم راهبر خضر علی بود
داوود که میساخت زره با سرانگشت - استاد زره ساز به داوود علی بود
مسجود ملایک که شد آدم ز علی شد - در قبله محمد بد و مقصود علی بود
آن ارف سجاد که خاک درش از قدر - برکنگره عرش بیفزود علی بود
هم اول و هم آخر و هم ظاهر و باطن - هم عابد و هم معبد و معبود علی بود
وجهی که بیان کرد خداوند در الحمد - آن وجه بیان کرد و بفرمود علی بود
عیسی به وجود آمد و فی الحال سخن گفت - آن نطق و فصاحت که در او بود علی بود
آن لحمک لحمی بشنو تا که بدانی - آن یار که او نفس نبی بود علی بود
موسی و عصا و ید بیضاء نبوت در مصر - بفرعون که بنمود علی بود
چندن که در آفاق نظر کردم و دیدم - از روی یقین در همه موجود علی بود
خاتم که در انگشت سلمیان نبی بود - آن نور خدایی که در او بود علی بود
آن شاه سرافرز که اندر شب معراج - با احمد مختار یکی بود علی بود
سر دو جهان پرتو انوار الهی - از عرش به فرش آمد و بنمود علی بود
آنجا که جوی شرک نماید به حقیقت - آن عارف و آن عابد و معبود علی بود
جبریل که آمد ز بر خالق بی چون - در پیش محمد بد و مقصود علی بود
آنجا که دویی شرک بود در ره توحید - میدان که یکی بود که بنمود علی بود
محمود نبودند مرا آنها که ندیدند - کاندر ره دین احمد و محمود علی بود
آن کاشف قرآن که خدا در همه قرآن - کردش صفت عصمت و بستود علی بود
این کفر نباشد سخن کفر نه این است - تا هست علی باشد و تا بود علی بود
آن قلعه گشایی که در قلعه خیبر برکند - به یک حمله و بگشود علی بود
آن شاه سرافراز که اندر ره اسلام - تا کار نشد راست نیاسود علی بود
آن شیر دلاور که زبهر طمع نفس - برخوان جهان پنجه نیالود علی بود
هارون ولایت زپس موسی عمران - بالله که علی بود علی بود علی بود
این یک دو سه بیتی که بگفتم به معما - حقا که مراد من و مقصود علی بود
سر دو جهان جمله از پیدا و زپنهان - شمس الحق تبریز که بنمود علی بود
مولوی

حکایت 204 : مال و وبال

صاحب مناقب العارفین شمس الدین احمد افلاکی می نویسد: مولانا (جلال الدین رومی) فرمود که: عارفی از منعمی**منعم در اینجا یعنی: کسی که در نعمت و فراخی و خوشی در آمده باشد. *** پرسید که مال را دوست می داری یا گناه را؟ گفت: مال دوست می دارم. گفت راست نمی گویی. بلکه گناه و وبال را دوست تر می داری. نمی بینی که مال را فرو می گذاری و وبال و گناه را با خود (به جهان آخرت) می بری و عند الله تعالی مؤاخذه می کردی. اگر مردی، جهدی کن که مال را بی گناه با هم ببری، چون دوستش می داری چاره آن است که پیش تر از خود مال را به حضرت خداوند ذوالجلال فرستی تا آنجا برای تو کارها کند که وما تقدموا لانفسکم من خیر تجدوه عند الله هو خیرا و اعظم اجرا**مزمل/ 20، ترجمه: و (بدانید) آنچه را از کارهای نیک برای خود از پیش می فرستید نزد خدا به بهترین وجه و بزرگ ترین پاداش خواهید یافت. (درباره مشابه آیه مذکور، ر.ک: بقره 110) ر.ک: مناقب العارفین 1/ 117. ***.