هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 195 : مورچه سلیمان نر بود یا ماده؟!

آروده اند که: روزی قتاده وارد شهر کوفه شد. مردم از هر سو گرداگرد وی جمع شدند. قتاده خطاب به آنان گفت: سلوا عما شئتم از هر چه دلتان می خواهد، بپرسید. ابو حنیفه که در آن زمان نوجوانی بیش نبود، به مردم گفت: از او بپرسید مورچه ای که در دستان حضرت سلیمان (علیه السلام) ذکر شده، نر بود یا ماده؟ مردم نیز از قتاده سؤال کردند. قتاده از پاسخ عاجز ماند. ابوحنیفه گفت: مورچه مذکور ماده بود. پرسیدند: این مطلب را از کجا دانستی گفت: از آنجا که خدای تعالی می فرماید: قالت نمله**نمل/ 18، ترجمه: (سلیمان و لشکریانش حرکت کردند تا به سرزمین مورچگان رسیدند) مورچه ای گفت: (به لانه های خود بروید تا سلیمان و لشکرش شما را پایمال نکنند در حالی که نمی فهمند.) *** و حال آنکه اگر آن مورچه نر بود خداوند می فرمود: قال نمله رحمهما الله زیرا واژه نمله هم بر جنس نر اطلاق می شود و هم بر جنس ماده همان گونه که دو واژه حمامه ( کبوتر) و شاه ( گوسفند) نیز چنین هستند**ر.ک: الغدیر 6/ 196 به نقل از: حیاه الحیوان 2/ 368. نکته: اگر نمله مؤنث باشد می توان پی برد ه ملکه مورچگان همان گونه که عهده دار تخم گذاری است، بر مورچگان حکومت نیز دارد و نیز روشن می گردد که مورچگان هم دارای تشکیلات اجتماعی و حکومت هستند. درباره شگفتی های آفرینش مورچه ر.ک: نهج البلاغه، خطبه 185. ***.

حکایت 196 : روی بپوش ای قمر خانگی

عیسی بن موسی عباسی روزی با همسر خود نرد معاشرت می باخت در بین بر زبان آورد که اگر تو از ماه بهتر نباشی از من سه طلاقه ای**انت طالق ثلاث ان لم تکونی احسن من القمر. ***. زن روی خود را پوشانید گفت: من بر تو حرامم زیرا که یقین است که آدمی به حسن ماه نباشد. عیسی مضطرب شده به خدمت خلیفه منصور رفت و صورت قضیه را بیان کرد و گفت: اگر این زن مطلقه شود خانه من خراب گردد و کار من به دشواری انجامد. خلیفه از علما استفسار نمود و همه گفتند که طلاق واقع شده است مگر یکی از علما که گفت واقع نشده است دیگران به او تعرض کردند که از کجا می گویی؟ گفت: از نص قرآن در آنجا که می فرماید: والتین و الزیتون و طور سینین و هذا البلد الامین لقد خلقنا النسان فی احسن تقویم**تین/ 4 1. ترجمه: قسم به انجیر و زیتون و سوگند به طور سینین و قسم به این شهر امن (مکه) که ما انسان را در بهترین صورت و نظام آفریدیم. ***؛ یعنی که آدمی را به بهترین تقویم و ترکیبی خلق کردیم و چون چنین است به یقین که آدمی از ماه نیکوتر است. خلیفه این جواب را پسندید و او را تحسین نمود و انعام داد**ر.ک: بزم ایران/ 232، مسأله: اگر مردی همسر خود را سه طلاقه کند، آن زن بر این مرد حرام می شود مگر این که پس از طلاق، آن زن با مردی دیگر که محلل نامیده می شودازدواج کند سپس طلاق بگیرد که در این صورت شوهر اول می تواند با آن زن ازدواج نماید. حال بحث در این است که ملاک سه طلاقه شدن زن چیست یعنی آیا شوهر می تواند با گفتن این که تو سه طلاقه ای انت طالق ثلاثا، یا این که بگوید: انت طالق، انت طالق، انت طالق همسرش را سه طلاقه کند، یا این که می بایست علاه و بر وقوع سه طلاق در عالم لفظ تدر عالم خارج نیز سه طلاق با فاصله زمانی تحقق یابد؟ علمای شیعه قول اخیر را اختیار نموده اند. بر خلاف علمای سنی که وقوع سه طلاق را با لفظ واحد و بدون فاصله زمانی، جایز می دانند. ***.
ایام را به ماهی یک شب هلال باشد - و آن ماه دلستان را هر ابروئی هلالی
سعدی

حکایت 197 : روز سرمدی

حضرت علامه حسن زاده آملی در کتاب هزار و یک نکته، می نویسد:
گویند وقتی مردی از اقصی بلاد ترک، محمد بن سبکتکین را حکایت می کرد که بدان سوی دریاها به جانب قطب، قرص آفتاب مدتی همواره پیدا باشد چنان که در آن اوقات، شبی در میان نیست. محمود چنان که عادت او در تعصب بود برآشفت و گفت: این سخن ملحدین است! ابونصر مشکان گفت: این مرد، اظهار رأی نمی کند، مشاهدات خویش می گوید و این آیت برخواند: وجدها تطلع علی قوم لم نجعل لهم من دونها ستراً**کهف/ 90، ترجمه: (تا به خاستگاه خورشید رسید در آنجا ذوالقرنین) دید خورشید بر جمعیتی طلوع می کند که در برابر (تابش) آفتاب پوششی برای آنها قرار نداده بودیم (و هیچ گونه سایبانی نداشتند.) ***. محمود رو به ابی ریحان کرد و گفت: تو چه گویی؟ ابوریحان به نحو ایجاز و به حد اقناع در این مبحث، بیان کرد**ر.ک: هزار و یک نکته/ 91، نکته 98، به نقل از: لغت نامه دهخدا (در ابوریحان بیرونی) 461 آ ابوسعید. ***. علامه حسن زاده در ادامه می نویسد: استشهاد ابونصر مشکان و استفاده وی از آیه این نکته لطیف را، بسیار شیرین و دلنشین است. و وجه آن بر اهل علم هیئت پوشیده نیست**ر.ک: هزار و یک نکته/ 92، نکته 98. ***.