هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 188 : جواب مفصل!

گویند: مقدس اردبیلی در عالم خواب دید که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) در جایی نشسته و حضرت موسی (علیه السلام) در محضر مبارک آن حضرت است. حضرت موسی (علیه السلام) به مقدس اردبیلی رو نموده و گفت: نامتان چیست؟!)).
مقدس اردبیلی در پاسخ گفت: من احمد بن محمد بن اردبیلی، ساکن فلان شهر و فلان محله و فلان خانه هستم)).
حضرت موسی (علیه السلام) به او گفت: من از شما یک سؤال کردم (که نامت چیست) شما چرا آن قدر پاسخ طولانی دادی؟
مقدس اردبیلی پاسخ داد: هنگامی که خداوند از شما پرسید: و ما تلک بیمینک یا موسی**طه/ 17، ترجمه: و آن چیست در دست راست توای موسی؟! *** شما نیز در پاسخ خداوند، جواب طولانی داده و به جای این که بگویید عصای عصای من گفتید هی عصای اتو کو علیها و اهش بها علی غنمی ولی فیها مارب اخری**طه/ 18، ترجمه: (گفت:) این عصای من است برآن تکیه می کنم برگ درختان را با آن برای گوسفندانم فرومریزم و مرا با آن، کارها و نیازهای دیگری است. ***.
حضرت موسی (علیه السلام) از پاسخ مقدس اردبیلی قانع شد و به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) رو کرد و گفت: راست فرمودید که علما امتی کانبیآء بنی اسرآئیل**ر.ک: عوالی الئالی 4/ 77، ح 67. بحار الأنوار، 2/ 22، ح 67. *** علمای امت من همانند پیامبران بنی اسرائیل هستند**ر.ک: سرگذشت های عبرت انگیز/ 222 221. به نقل از: لئالی الاخبار 1/ 116. ***.

حکایت 189 : تفهیم

روزی سلیمان بن عبد الملک آواز ناقوس شنید، گفت: این چه آواز است؟ گفتند: این علامت وقت نماز ترسایان است که بربام گنبد خود نوازند به جای بنگ ( اذان) نماز مسلمانان، سلیمان بفرمود: آن ناقوس بشکستند و آن گنبد ویران کردند، این خبر به قیصر روم رسید و او ترسا بود. به سلیمان نوشت: انبیای گذشته این علامت نهاده اند، اگر ایشان صواب ( عمل درست) کرده اند پس تو خطا کرده ای و اگر تو صواب کرده ای پس انبیاء گذشته خطا کرده باشند و این باطل است زیرا که انبیاء معصومند و برایشان خطا نرود. سلیمان علماء و فضلای عصر را جمع کرد و گفت: جواب شافی ( کافی) خواهم که به قیصر روم فرستم. هر یک از علماء چیزی نوشتند و هیچ کدام پسند طبع او نیفتاد. ابوفرسان که فرزدق نام اوست و از علماء و شعراء مشهور است گفت: مرا به خاطر می رسد که این یک آیه در جواب او بنویسی: ففهمناها سلیمان و کلا آتینا حکما و علما**انبیاء/ 79. *** یعنی پس تعلیم دادیم حکومت مر سلیمان را و به فهم او رسانیدیم حکمها که به فهم کس نرسد هریک را از پدر و پسر یعنی داوود و سلیمان را دادیم حکم کردن و دانستن امور دین))، سلیمان بن عبد الملک را این اقتباس به غایت خوش آمد و آن را به قیصر فرستاد و فرزدق را صله لایق ( درخور) داد**ر.ک: لطائف الطوائف 173. ***.

حکایت 190 : بنیانی آهنین واستوار

ابو عبد الله بصری را گفتند: آیا در نصوص، چیزی پیدا می کنی که از لحاظ کثرت ثواب و اجر نه از لحاظ کثرت مناقب علی (علیه السلام)، زیرا از لحاظ مناقب موضوعی مسلم است دلالت بر تفضیل علی (علیه السلام) داشته باشد؟ او حدیث مرغ بریان**اشاره به حدیثی است که آن را ترمذی در سنن، باب مناقب ج 13/ 170. با سند خود از انس بن مالک نقل می کند و چنین است: نزد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) مرغ بریانی بود عرضه داشت پروردگارا محبوب ترین خلق خود را پیش من آور تا از این مرغ بریان با من بخورد، علی (علیه السلام) آمد و با پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) از آن مرغ خورد. *** را نقل کرد و گفت: محبت از سوی خداوند به معنی ثواب دادن است. به او گفتند: شیخ ابو علی پیش از تو این حدیث را گفته است. آیا چیزی دیگری غیر از این می دانی؟ گفت: آری، این گفتار خداوند متعال که می فرماید: ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفا کانهم بنیان مرصوص**صف/ 4، ترجمه: خداوند کسانی را دوست می دارد که در راه او پیکار می کنند گویی نبایی آهنین اند. *** و هر گاه اصل محبت خداوند برای کسی باشد که همچون دیوار آهنین پایداری کند هر کس پایداری اش بیشتر باشد محبت خدا بر او بیشتر است و این معلوم است که علی (علیه السلام) هرگز رد جنگی نگریخته است**عرض می کنم: لذا آن حضرت را کرار لقب داده اند (حیدر کرار). *** و کسان دیگر بیش از یک بار گریخته اند**ر.ک: جلوه تاریخ در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید 2/ 130 129. ***.