هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 181 : جواب متین از قرآن مبین

در برخی از روایات چنین آمده: مردی به عالمی گفت: امیر المؤمنین علی (علیه السلام) در جریان حکمیت به فرزندش امام حسن (علیه السلام) گفت: لیتنی مت قبل هذا بعشرین سنه**ر.ک: موافق الشیعه 3/ 23. ***ای کاش بیست سال پیش از این جریان مرده بودم)). مگر حضرت علی (علیه السلام) در صلاحیت خویش برای احراز مقام خلافت دچار شک و تردید شده بود که چنین گفت؟
عالم گفت: من از تو سؤالی می نمایم بگو ببینم آیا حضرت مریم که گفت: یا لیتنی مت قبل هذا و کنت نسیا منسیا**مریم/ 23، ترجمه: ای کاش پیش از این مرده بودم و بکلی فراموش می شدم. *** در عفت و پاکدامنی خود دچار شک و تردید شده بود که چنین گفت؟! هر چه را به عنوان پاسخ به من بگویی من نیز همان را به عنوان پاسخ سؤالت به تو خواهم گفت**ر.ک: زهر الربیع 261. ***.

حکایت:182 : دو سوگند شیطان

عارفی به مرید خود گفت: شیطان بر پدر و مادر تو آدم و حوا سوگند خورد که نصیحت گر آنان است**و قاسمهما انی لکما لمن الناصحین اعراف/ 21. *** و دیدی که با ایشان چه کرد**در این باره ر.ک: بقره/ 36، 38. اعراف/ 20، 22، 24، 27. طه/ 120، 121، 123. ***. حال که به گمراهی تو سوگند خورده و خطاب به پروردگار گفته: فبعزتک لا غوینهم اجمعین**ص/ 82، ترجمه: به عزتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم کرد. درباره شبیه این آیه ر.ک: حجر/ 39.*** معلوم است که با تو چه کند. اینک دامن همت به کمر زن و خود را از کید و مکر و فریبش برهان**ر.ک: الخزائن/ 60، ماهنامه بشارت شماره 6/ 62. ***.

حکایت 183 : تحدیث به نعمت رب

آورده اند که: حاج ملا احمد نراقی را پسری بود حاج ملا محمد نام، که او هم از فقهاء بود، در زمانی شاه جم جاه**شاه جم جاه یعنی: پادشاهی که جاه و جلال او، همانند جاه و جلال جم است. *** ملایک سپاه محمد شاه را عرض مرض، عارض شد پس حاج ملا محمد از کاشان به درگاه سلطان به عرض عریضه در آن عرصه متعرض و استفسار و استخبار از احوال و کلال**بدی حال. *** و ملال مزاج سطوت**سطوه: قدرت، توانایی، شکوه. *** امتزاج سلمطان با اقبال نمود حضرت ظل اللهی**مقصود، محمد شاه است. *** در جواب آن کتاب اظهار زوال عارضه مرض و سلامت مزاج بهاج فرمود. کره ثانیه**بار دوم. ***حاج ملا محمد در جواب عرضه داشت که: الحال که سلطان قرین صحت است و صحت، اعظم نعمآء**نعمت ها. ***است پس شما نظر به فحوای خیرات مآب آیه وافی هدایه و اما بنعمه ربک فحدث**ضحی 11، ترجمه: و نعمت های پروردگارت را بازگو کن. ***تحدیث و اعلام به اعلاء و افشاء این نعمت به ممالک اسلامیان فرموده باشید. سلطان مجددا در جواب نوشت که: این آیه معارض است به حدیث مشتهر در السنه وافواه استر ذهبک و ذهابک و مذهبک**طلای خویش و نیز رفت و آمد و همچنین مذهب خود را از مردم پوشیده بدار. ظاهراً عبارت مذکور متن حدیث نیست بلکه از سخنان حکیمانه است. *** رفع این تناقض و تعارض به چه نحو خواهد بود؟ حاج ملا محمد ثالثاً معروض داشت که: آیه شریفه برای این که نعمت مفرد مضاف است**یعنی در آیه شریفه کلمه نعمه مضاف و رب مضاف الیه است. ***، افاده عموم می کند و خبر**حدیث. *** صدق اثر استر ذهبک و ... خاص است و چون عام و خاص با هم متعارض شوند بنای عام بر خاص باید گذاشت**اکثر اصولیین تخصیص کتاب (قرآن مجید) را به وسیله خبر واحد، جایز می دانند. (با این فرض که عبارت مذکور در حکایت، متن حدیث باشد). *** که مراد از نعمت))، غیر ذهب و ذهاب و مذهب است. چون به نظر آگاه محمد شاه این جواب رسید نهایت او را خوش آیند و پسند آمد برای حاج ملا محمد جایزه از عبا و عصا به رسم خلعت فرستاد و اظهار محبت فرمود**ر.ک: قصص العلماء/ 131. ***.