هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 168 : شکسته دلی

مولی (ملا) احمد نراقی احمد بن مهدی بن ابی ذر صاحب کتاب معراج السعاده چنین گفته و چه نیکو در سخن سفته که: سبحان الله! آدمی را روی در عالم دهند اگر سیر بخورد گویند مست است و اگر گرسنه باشد گویند دیوانه و اگر ترک دنیا و علایق آن نماید گویند: رهبانیه ابتدعوها**حدید/ 27، ترجمه: رهبانیتی را که ابداع کرده بودند. *** و اگر به علایق دنیا آلوده بود گویند: انما اموالکم و اولادکم فتنه**تغابن/ 15، ترجمه: اموال و فرزندانتان فقط وسیله آزمایش شما هستند. درباره مشابه این آیه ر.ک: انفال/ 28. *** و اگر خفته است مردار است و اگر بیدار است متحیر در کار. اگر گرد معرفت گردد، گویند: و ما امروا الا لیعبدوا الله مخلصین**بینه/ 5، ترجمه: و به آنها دستوری داده نشده بود جز این که خدا را بپرستند در حالی که (دین خود را) برای او خالص کنند. *** و اگر از هر دو کناره گیرد گویند: و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون**ذاریات/ 56، ترجمه: من جن و انس را نیافریدم جز برای این که عبادتم کنند (و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند.) *** اگر خواهد تحصیل شناختن پرورگار کند گویند: ما للتراب و رب الارباب**خاک را با رب الارباب چه کار! ظاهراً عبارت مذکور، متن حدیث نیست. *** و اگر ترک معرفت نماید گویند: کنت کنزا مخفیا فاحببت ان اعرف**حدیث قدسی است: من (خدا) گنجی پنهان بودم، دوست داشتم که شناخته شوم. *** اگر شفیع طلبد لا یشفعون الا لمن ارتضی**انبیاء/ 28، ترجمه آنها جز برای کسی که خدا راضی (به شفاعت برای او) است شفاعت نمی کنند.***خطاب شنود. اگر نومید شود گویند: لا تقنطوا**زمر/ 53، ترجمه: (از رحمت خداوند) نومید نشوید. *** و اگر ایمن شود فرمایند: افا منوا مکر الله**اعراف/ 99، ترجمه: آیا آنها خود را از مکر الهی در امان می دانند؟! *** و اگر فارغ نشیند خطاب آید که: و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا**عنکبوت/ 69، ترجمه: و آنها که در راه ما (با خلوص نیت) جهاد کنند قطعاً به راه های خود هدایتشان خواهیم کرد. *** و اگر جهد کند ندارسد که: یختص برحمته من یشآء**بقره/ 105، آل عمران/ 74، ترجمه: هر کس را بخواهد ویژه رحمت خود می کند. *** و اگر فریاد کند گویند: لا یسئل عما یفعل و هم یسئلون**انبیاء/ 23، ترجمه: هیچ کس نمی تواند بر کار او خرده بگیرد ولی در کارهای آنها جای سؤال و ایراد هست. *** در راه او شکسته دلی می خزند و بس**ر.ک: الخزائن/ 26 25. ***.
در راه او شکسته دلی می خرند و بس - بازار خود فروشی از آن سوی دیگر است
حافظ

حکایت 169 : مؤمن شناسنامه ای!

کسی به دیگری گفت: آیا تو مؤمنی؟
مخاطب در پاسخ گفت: اگر منظور تو از مؤمن، مؤمنی است که در این آیه آمده: آمنا بالله و ما انزل علینا**آل عمران/ 84، ترجمه: به خدا ایمان آوردیم و به آنچه بر ما نازل گردیده است. ***، آری مؤمنم. ولی اگر منظورت مؤمنی است که در این آیه آمده است: انما المؤمنون الذین اذا ذکر الله وجلت قلوبهم**انفال/ 2، ترجمه: مؤمنان، تنها کسانی هستند که هر گاه نام خدا برده شود دلهاشان ترسان می گردد. ***، نمی دانم**ر.ک: ماهنامه بشارت شماره 3/ 57 56. محاضرات الادبآء 4/ 399 398. ***. (شاید مؤمن نباشم.)

حکایت 170 : فلسفه دو شاهد زن

مادر بشر مریسی به نزد قاضی ای رفته بود و در موردی شهادت می داد و به زن دیگری که او نیز شاهد بود، چیزهایی تلقین می کرد طرف دعوای آنها رو به قاضی کرد و گفت: ملاحظه می کنید که این بانو به آن بانوی دیگر تلقین شهادت می کند. مادر بشر به خروش در آمد و گفت: ای نادان، خداوند فرموده است: ان تضل احداهما فتذکر احداهما الاخری**بقره/ 282. *** یعنی: (و دو نفر از مردان عادل خود را بر حق شاهد بگیرید و اگر دو مرد نبودند یک مرد و دو زن، از کسانی که مورد رضایت و اطمینان شما هستند انتخاب کنید و این دو زن باید با هم شاهد قرار گیرند) تا اگر یکی فراموش کرد آن دیگری به یادش بیاورد**ر.ک: قرآن پژوهی/ 773 به نقل از: وفیات الاعیان 1/ 278. ***)).