هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 158 : دروغ پشت دروغ

گویند: روزی شخصی در مجلس مرحوم شیخ هادی نجم آبادی حکایتی نقل کرد شیخ فرمود: اکنون این دروغ را ساختی یا از پیش، ساخته بودی؟ آن شخص گفت: هرگز دروغ نگفته ام. شیخ گفت: بجز دروغ سخنی نمی گویی، آن شخص به ناچار گفت: خدا یکی است (تا راست گفته باشد). شیخ گفت: آنچه گفتی از این باب است که خدا فرموده: اذا جآئک المنافقون قالوا نشهد انک لرسول الله و الله یعلم انک لرسوله و الله یشهد ان المنافقین لکاذبون**منافقون/ 1. ***.
یعنی: هنگامی که منافقان نزد تو آیند می گویند: ما شهادت می دهیم که یقیناً تو رسول خدایی. خداوند می داند که تو رسول او هستی ولی خداوند شهادت می دهد که منافقان دروغگو هستند (و به گفته خود ایمان ندارند**ر.ک: مردان علم در میدان عمل 4/ 469 به نقل از: سیمای بزرگان/ 285. ***).

حکایت 159 : ابوموسی و دبیر ترسا

خواجه نظام الملک طوسی حکایت کند که: امیر المؤمنین عمر خطاب به مدینه در مسجد نشسته بود. ابوموسی اشعری در پیش وی نشسته بود و حساب اصفهان عرضه می کرد به خطی نیکو و حسابی درست. چنان که همه پسندیدند از ابوموسی پرسیدند که این خط کیست؟ گفت: خط دبیر من است)). گفتند: کسی فرست تا در آید تا ما او را ببینیم)). گفت: در مسجد نتواند آمدن امیر المؤمنین عمر گفت: ابه جنابه؟ مرگ او جنب است؟ گفت: نه، که ترساست)). عمر تپانچه ای سخت به خشم به ران ابوموسی زد، چنان که ابوموسی گفت: پنداشتم رانم بشکست. گفت: نخوانده ای کلام و فرمان رب العزه اینجا که می گوید: یا ایها الذین آمنوا لا تتخذوا الیهود و النصاری اولیآء بعضهم اولیآء بعض**مائده/ 51. ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده اید! یهود و نصاری را ولی، (و دوست و تکیه گاه خود) انتخاب نکنید، آنها اولیای یکدیگرند. ***. ابوموسی گفت: همان ساعت معزول کردم آن ترسا را و دستوری دادم تا به عجم باز رفت**ر.ک: سیاستنامه (نظام الملک)/ 200. ***)).

حکایت 160 : امام خمینی و پیام حج سال 66

حضرت حجه الاسلام و المسلمین رحیمیان چنین حکایت نموده اند: پس از مراجعت از سفر حج (در سال 1366 ش، 1407 ق) به خدمت امام خمینی (قدس سره) شرفیاب شدم... صحنه کشتار حجاج را به عرض رساندم و بالاخره معروض داشتم که همه تا قبل از جمعه خونین مکه (6/12/1407 ق، 11/5/1366 ش) از این که حضرت عالی آیه و من یخرج من بیته مهاجراً الی الله و رسوله ثم یدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله**نساء/ 100، ترجمه: و هر کس به عنوان مهاجرت به سوی خدا و پیامبر او از خانه خود بیرون رود سپس مرگش فرا رسد پاداش او برخداست. *** را در آغاز پیام حج امسال انتخاب کرده بودید شگفت زده بودند و آنگاه که حادثه اتفاق افتاد به نکته ای پی بردیم و در عین حال تعجب و شگفت زدگی همه دوچندان شد. تا قبل از این فراز از عرایضم حضرت امام با سؤالات و با نگاه و استماعشان زبانم را در بیان ماوقع گویا می کردند... اما وقتی از آیه و پیام ایشان گفتم و خواستم در لفافه و کنایه از کرامت حضرتش حرفی به میان آورم، چشم هایشان را پایین انداخته و چهره شان را درهم کشیدند انگار که این مقوله نه تازه است و نه گفتنی و گویی نخواستند چیزی در این زمینه افشا کنند**ر.ک: مردان علم در میدان عمل 5/ 390 به نقل از: پاسدار اسلام مرداد ماه 1369، شماره 104. ***.
فیض روح القدس ارباز مدد فرماید - دیگران هم بکنند آنچه مسیحا می کرد
حافظ