هزار و یک حکایت قرآنی

نویسنده : محمد حسین محمدی

حکایت 144 : عرض تسلیت

عربی منظور تسلیت به معاویه گفت: بارک الله لک فی الفانی و آجرک فی الباقی خدا در دنیا به تو برکت دهد و در آخرت به تو پاداش عنایت فرماید. معاویه چنین پنداشت که او جمله را به غلط ادا کرده است لذا به وی اعتراض نمود. (یعنی: چرا نگفتی بارک الله لک فی الباقی و اجرک فی الفانی؟) عرب گفت: (مگر قرآن نخوانده ای که می فرماید:) ما عندکم ینفذ و ما عند الله باق**نحل/ 96. ***یعنی: آنچه نزد شماست فانی می شود اما آنچه نزد خداست باقی است**ر.ک: کشکول شیخ بهائی 2، 295. ***)).

حکایت 145 : ارزنده ترین اندرز

گویند: یکی از عارفان از مرشدش تقاضا کرد تا وی را اندرزی دهد و سفارش جامعی برای او بیان فرماید. مرشد گفت: سفارش جامعی بهتر از بیان حضرت پروردگار نیست که در قرآن مجید می فرماید: ولقد وصینا الذین اوتوا الکتاب من قبلکم و ایاکم ان اتقوا الله**نساء/ 131، ترجمه: و ما به کسانی که پیش از شما، کتاب آسمانی به آنها داده شده بود سفارش کردیم (همچنین) به شما (نیز) سفارش می کنیم از (نافرمانی) خدا بپرهیزید (و تقوای الهی را رعایت کنید.) درباره مورد دیگر که مختصر شباهتی با این آیه دارد. ر.ک: انعام/ 153.*** بدیهی است که خدای متعال از همه کس بهتر و بیشتر به صلاح بنده اش خبردار است و بخشش و مهربانی و او از هربخشنده و مهربانی زیادتر است و به طوری که می دانیم هیچ خوی پسندیده ای بهتر و جامع تر و ذی مقدارتر و نافذتر در عبودیت از تقوا نیست زیرا هرگاه بهتر از آن وجود داشت سزاوارتر آن بود که در مقام توصیه آن را نام ببرد و از آنجا که بدان اکتفا نموده هویدا است که سفارشی بهتر و ارزنده تر از آن وجود ندارند**ر.ک: کشکول شیخ بهائی 1/ 441 440.***.

حکایت 146 : بهلول و قصر متوکل

گویند روزی بهلول برمتوکل وارد شد. متوکل وضع خوب و بد قصر خود را از وی پرسید. بهلول گفت: خوب است اگر دو عیب نداشته باشد.
متوکل پرسید: آن دو عیب کدام است؟ بهلول گفت: اگر از مال حلال است اسراف شده است: انه لا یحب المسرفین**انعام/ 141، اعراف/ 31.***.
یعنی: همانا خدا اسراف کاران را دوست ندارد)). و اگر از مال حرام است، خیانت کرده ای ان الله لا یحب الخآئنین**انفال 58.*** یعنی: همانا خدا، خیانت کاران را دوست ندارد**ر.ک: مکالمه قرانی 1، 36. ریحانه الادب 5، 214. ***)).
اما بیوتک فی الدنیا فواسعه - فلیت قبرک بعد الموت یتسع